اما بازهم تحریم شد

این کتاب با حکومت کارتر آغاز میشود، زیرا دو اتفاق در ۱۹۷۹ امریکا را به سیاست کنونیاش در خاورمیانه کشاند: انقلاب ایران و حملۀ شوروی به افغانستان. آمریکا هرگز با رقیبی شبیه چین روبرو نبوده است. یکم – سواری مجانی آمریکا به ایران: حضور دولتها یا قدرتهای فرامنطقهای در آسیای جنوب غربی و بهخصوص کشورهای همسایه ایران طی چند دهه اخیر همواره با واکنش و اعتراض شدید ایران همراه بوده است. برای آندسته که بدونِ تخصص در روابط بینالملل اظهارنظر میکنند شاید مشاهده ویدیوی 3 ساعت و 35 دقیقه و 19 ثانیهای امیراصلان افشار آخرین رییس تشریفات دربار پهلوی دوم در یوتوب، بتواند دعوتی برای سکوت و احتیاط باشد؛ قضاوت و تحلیل در مورد پیچیدگیهای داخلی کشورهای دیگر با ریموت کنترل شاید دقیق نباشد. امیراصلان افشار که سفیر ایران در اوج روابط استراتژیک میان ایران و امریکا در واشنگتن بود (1973-1969) میگوید: محمدرضا شاه از او خواسته بود تا با مقامات امریکایی در مورد عللِ تاخیر در تحویل اسلحه به ایران علیرغم پرداخت تمام اقساط صحبت کند. طی ملاقاتی با ویلیام فولبرایت، رییس قدرتمندِ کمیته سیاست خارجی سنا، امیراصلان افشار مورد مواخذه فولبرایت قرار میگیرد که چرا شما اینقدر از شورویها اسلحه میخرید؟

بنابراین، اگر بر اساس مدیریت جنگ برای خاورمیانۀ بزرگتر به او نمره دهیم، نمرۀ پایینی میگیرد. واشنگتن باید با شرکایش همکاری کند و بهطور مشترک از پکن برای نقض حقوق بشر و سرکوب ایغورها انتقاد کند. واشنگتن باید رقابتپذیری را در داخل آمریکا تقویت کند، مانع اقدامات تهدیدآمیز چین شود و با دوستان و دشمنانش بهتر هماهنگ شود؛ درعینحال سراغ عناصر میانهرو جامعه چین برود و با پکن درجایی که ضروری و معقول است همکاری کند. به نظرم، به اندازۀ کافی روشن است که چرا چنین کاری کرد، اما به نظر شما این کار اشتباه بود؟ مفروض این است که زور، اگر به قدر کافی اِعمال شود، میتواند اهداف مطلوب سیاسی را در جهان محقق سازد. باید در برابر نقشه دشمن تدبیر کنیم، باید مدیریت کنیم، سخن گفتن و فریاد زدن گاهی ممکن است زیبا باشد اما حتماً کافی نیست. براساس این گزارشها؛ شاید در نظر اول تغییر سیاست خاورمیانهای آمریکا جدی به نظر برسد اما در عمل دگرگونی استراتژی کلان آمریکا برای منطقه تصوری اشتباه است. اندیشکده راهبردی تبیین- وزیر خارجه ایالات متحده در اولین سخنرانی عمومی خود در بنیاد هریتیج از استراتژی بلندپروازانه ای پرده برداشت که قرار است بعد از خروج ترامپ از برجام اجرایی شود.

یک برداشت استراتژیک نسبت به سیاست های ایالات متحده امریکا اینست که برای سیاست مداران غربی، کانونی ترین و اصلی ترین عنصری که سیاست خارجی و داخلی آن کشورها بر آن استوار است منافع است. برای دستیابی به صنایع دفاعی و نظامی ملی باید به گزینه های انتقال تکنولوژی و تولید مشترک روی آورد. واشنگتن باید تلاش جدی برای تقویت آمریکا و ایجاد دستور کارهای مشترک در آنسوی دریاها را با چین و بدون چین آغاز کند. با این وضعیت، مسیرمان رو به کجاست؟ امریکا حامی معاهدهٔ بغداد بود، پیمان صلح بین عراق و ترکیه در ۱۹۵۵، که همان سال ایران و پاکستان هم به آن پیوستند. ترکیه هشدار آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه آمریکا درباره خرید سلاحهای روسی را نادیده گرفت، زیرا ترکیه همزمان درباره خرید هواپیماهای Su-35 و Su-57 با روسیه مذاکره کرده است. این خبر در برخی خبرگزاری ها، با بازخود و بازتاب های گوناگون همراه بوده، یکی از این بازتاب ها این بوده که گویا سیاست ایالات متحده امریکا در حال تغییر یافتن است. با این حال در موازنه میان اثر ساختار و کارگزار بر یکدیگر آیا میتوان گفت در نهایت کارگزار جز پذیرش نظم اعلامی از سوی ساختار راه دیگری ندارد؟ اما اگر معیار شایستگی دستیابی به اهداف سیاسی باشد، دشوار میتوان گفت که اوباما از بوش بهتر است.

امیری، عباس. 1355. تقویت نیروی دفاعی ایران ضامن ثبات سیاست منطقه است. تحت این توافق، ایران ذخایر اورانیم غنی شده متوسط خودش را پاکسازی خواهد کرد و ذخیرهسازی اورانیوم با غنای کم را تا ۹۸ درصد قطع میکند، و تعداد سانتریفیوژها را حدود دوسوم و حداقل برای ۱۵ سال کاهش میدهد. به نظرم، تلاش برای کاهش هزینهها کاملاً سنجیده بود، و باید امتیازش را به او داد. استفاده از هر ابزار ممکنی برای بهکارگیری قدرت نظامی را آزمودهایم. «جنگ حاضر»، مطابق تعریف بچویچ، تلاش مستمر امریکاست برای تحمیل خواست خود بر خاورمیانه، استفاده از قدرت سخت برای شکلدهی به نتایج و تغییر تاریخ مطابق میل خود. بهعبارتی، چه عوامل و دلایلی موجب تحرک دیپلماتیک رهبران آمریکایی برای تشکیل ائتلاف جهانی علیه این گروه شده است؟ بچویچ، که از صریحترین منتقدان سیاست خارجی امریکا در سالیان اخیر است، به نگارش چند کتاب پرداخته (ازجمله محدودیتهای قدرت۱ و جنگ مدید۲) و گرفتاریهای خارجی امریکا را مستند ساخته است. ایلینگ: یعنی جنگ را میبازیم چراکه خود جنگ بر مفروضی اشتباه، اینکه قدرت نظامی امریکا برحسب تواناییاش در شکلدهی به بُرونداد وقایع اساساً نامحدود است، استوار میباشد؟ برای ۱۵ سال بعد، ایران موافقت کردهاست که اورانیوم را بیش از ۳٫۶۷درصد غنیسازی نکند یا هیچ تأسیسات غنیسازی اورانیوم جدید یا رآکتور آبسنگین جدیدی را نسازد.

دیدگاهتان را بنویسید