انقلاب اسلامی؛ موضوع مهم در ادبیات سیاست خارجی آمریکا + فیلم

در دوره ریاست جمهور بایدن اختلافات ایالات متحده با روسیه افزایش خواهد یافت. خبر خوب آن که اقدام برای توجه به کرونا و پیامدهای اقتصادی آن شروع شده و خبر بد آن که اختلافات سیاسی و اجتماعی در کشور همچنان باقی است. نسبت «اینهمانی» بین این دو وجود ندارد و محور مقاومت بسیار گستردهتر از آن است. بنابراین، فهم اینکه در آن اتاق بحران کاخ سفید، تصمیمها به نفع کدام جریان و اندیشه گرفته شده است چراغ فرآیندی است که آمریکاشناسی را برای ما تسهیل می­کند هرچند شناخت اولویتهای عموم کشورها، سیاست خارجی آنها را مشخص میکند. بر اثر این تحول، محور مقاومت نیز در منطقه تقویت شده و محور ضدمقاومت در موضع انفعال و ضعف قرار گرفته است. محور سیاست خارجی دولت احتمالی بایدن بازدارندگی-مهار از طریق اجماع سازی و ائتلاف سازی است. سیاست خارجی آمریکا اساسا در چارچوب شیفت راهبردی تبیین نمی شود اما تغییرات و ابزارها در میان جمهوریخواهان و دموکرات ها دارای تفاوت های بنیادینی است. ۴-اگرچه بایدن به درستی، چین و روسیه را به علت نقض حکومت قانون مورد انتقاد قرار داده است ، ولی نمی تواند آنها را وادار به همراهی کند.

اِمری در این کتاب علت این کاستی را برمیشمرد. در یالتا، روزولت حضور داشت و در کنفرانس پوتسدام، به علت فوت روزولت، هری ترومن حضور داشت. سپس بیان داشت «هرکس بر اروپای شرقی حکومت کند، حاکم قلب زمین و ناحیه محور خواهد بود. به صورت تاریخی ایالات متحده دو دوره کاملاً متفاوت را در عرصه سیاست خارجی خود تجربه کرده است؛ از زمان استقلال یعنی از سال 1776 تا آوریل 1917 منطق انزواگرایی بر سیاست خارجی این کشور حاکم بود. تحریمهای چند جانبه «جیمی کارتر»، رئیسجمهور وقت آمریکا در آن زمان به اندازهای ناموثر و برای کشاورزان آمریکایی مضر بودند که رقیب او، «رونالد ریگان» در تبلیغات انتخاباتی به شدت از آنها انتقاد کرد. رویترز در این باره نوشت: «۲ تن از افراد نزدیک به این موضوع گفتهاند مقامات آمریکایی به ونزوئلا اعلام کردهاند در ازای کاهش تحریمهای تجاری، ونزوئلا بخشی از نفت خود را به آمریکا صادر کند». کشورهای خلیج نیز در پی درک این موضوع که دیگر نمیتوانند به دیوار حفاظتی آمریکا در دوره ترامپ اطمینان کنند، تجدیدنظر در سیاستهای خود را درپیش گرفتند.

اکنون موقعیت آمریکا برای ایجاد ائتلافها و پیشبرد اولویتهای ژئوپلیتیکی قرن 21، بهتر از دیگر قدرتهاست؛ بنابراین، آمریکا باید در اهداف و شیوههای پیشبرد قدرت خویش دست به نوآوری زده و بین آمال و محدودیتهای خود تعادل ایجاد کند. لذا در دهه اول قرن بیست و یک اولویت سیاست خارجی آمریکا تروریزم و مبارزه با مظاهر آن اعلان و اعمال میشد. به این معنی که خیلیها تأثیر اندیشکدهها را در سیاست خارجی آمریکا خیلی بیشتر از آن چیزی که ما تصور میکنیم، میدانند. کتاب سیاست خارجی آمریکا نسبت به موقعیت هژمونیک در شرق آسیا نوشتهی جواد همتی، به روابط خارجی بین چین و آمریکا و مناسبات سیاسی و اقتصادی آنان میپردازد. ۵-بایدن اگرچه رفتار چین را به شدت مورد انتقاد قرار داده ولی همچنین ، تمایل خود را به همکاری با پکن برای حفظ منافع امریکا اعلام کرده است . بسیاری از تحلیگران رشد چین را یکی از اصلیترین عوامل تغییر سیاست خارجی هند و آمریکا در مقابل یکدیگر میدانند. هر چند یک سال بعد اتحادیه اروپایی از موضع خود عقبنشینی کرد اما ایالاتمتحده آمریکا حتی پس از انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۰ این کشور و تغییر دولت از موضع خود عقبنشینی نکرد.

با برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و پیروزی جو بایدن، رویکردهای آمریکا نظیر نوع تعامل آن با ایران تغییر خواهد کرد. اینها معتقدند چون نمیشود جمهوری اسلامی را سرنگون کرد پس تلاش برای سرنگون کردن آن یک تلاش بیهوده و بیفایده است. احتمالاً سختترین بخش نظام مالی غرب محور که در برابر روند فروپاشی تحریمها مقاومتر خواهد بود دلار آمریکا است. در جلسات ناتو، منتقد و علیه روند سیاسی ناتو سخن می راند و از تایید بیانیه ناتو خودداری کرد. البته این بازگشت پذیری نه یک روند یکباره ای بلکه به صورت یک روند مرحله ای خواهد بود. باقری روز دوشنبه نهم اسفند دوباره به وین بازگشت و مذاکرات در وین در این مدت برگزار شد. سیاست بین الملل را باید با “نگاه ایرانی” از “سر نوشت.” مذاکرات کنفرانس “یالتا” و “پوتسدام” مهم هستند. و باید از منابع حیاتی عمومی حراست و در برابر تجاوز ایستادگی کند. در راستای این نوسازی، نخست باید سیاست خارجی آمریکا بر حمایت داخلی استوار باشد. حمایت از محمدرضا شاه و از بین بردن دولت مصدق در راستای تاکید سیاست خارجی آمریکا بر ثبات در منطقهای که هراس از نفوذ شوروی بود برای مردم آمریکا توجیه شد.

وقتی یک ابرقدرت با جمهوری اسلامی ایران مقابله میکند به این معناست که او میخواهد قدرتی را در سطح بینالمللی یا منطقهای مهار کند. او میگوید پس از جنگ جهانی دوم تا دهه هشتاد میلادی، آمریکا یک قدرت اقتصادی بلامنازع بوده که توانسته رژیمها و نهادهای بینالمللی را طبق چارچوبهای نظم لیبرال ایجاد کند؛ اما این قدرت هژمون در حال افول است. این تحول عمدتا از تناقضات روشنی برخوردار بوده است. اول شدن در سال ۱۹۵۱ و اول ماندن در سال ۲۰۲۱ از شرایط متساوی برخوردار نیستند. رویکردهای غالب تبیینی، تحلیلی و اجرایی درحوزه سیاست خارجی امریکا را می توان ترکیبی از واقع گرایی، ژئوپلتیک، نئولیبرالیسم سیاسی و اقتصادی، محافظه کاری و نئومحافظه کاری، ناسیونالیسم و این اواخر ورود رویکردهای مرکانتیلیسم اقتصادی و پوپولیسم دانست. در این میان، برخی کشورها با وجود رویکردهای مختلف به ژئوپلتیک، جایگاه ویژه خود را حفظ کرده اند. این نشریه آمریکایی در یادداشتی مینویسد: برخلاف برخی ادعاها مبنی بر اینکه دولت بایدن، استراتژیای برای خاورمیانه ندارد، دارای استراتژی در این زمینه است. تحریم سوئیفت علیه برخی از بانکهای روسیه و ممنوعیت واردات نفت روسیه از سوی انگلیس و آمریکا تا کنون شدیدترین اقداماتی بودهاند که علیه روسیه به کار گرفته شدهاند. با توجه به جنگ اوکراین و رویارویی روسیه با جهان غرب آیا تقابل بین روسیه و غرب نقطه عطفی در تاریخ خواهد بود؟

دیدگاهتان را بنویسید