انقلاب اسلامی؛ موضوع مهم در ادبیات سیاست خارجی آمریکا + فیلم

عنصر دوم راهبرد خارجی آمریکا بر این اصل استوار بود که کشوری که نظام دموکراتیک نداشته باشد، نمیتواند طی مدت زیادی باثبات و شکوفا باشد. ازآنجاکه سیاست خارجی آمریکا بر مهار چین در منطقه هند – اقیانوس آرام متمرکز است، اما آینده اتحاد آمریکا و ترکیه، گذار لیبی بهسوی آیندهای دموکراتیک و بازسازی سوریه پس از جنگ همچنان مبهم است. ایالات متحده در ظاهر آمادگی خود را برای خروج تدریجی از عراق اعلام کرده است، اما در باطن اولا عقیده ای به این خروج ندارد و ثانیا متغییرهایی وجود دارند که خروج ایالات متحده از عراق را امکان پذیر نمیسازند. دولت وحدت ملی به ریاست هنیه همچنان بر عدم شناسایی اسرائیل تاکید داشت و مجموعه این تحولات بخشی از توجه افکار عمومی اسرائیل را به خود جلب نمود تا پیامدهای جنگ کم رنگ شود. در اواسط سال ۱۹۸۵ مقامات اسرائیلی به آمریکا کمک کردند تا از راههای مخفی با افراد معتدلتری در درون دولت ایران – از جمله اکبر هاشمی رفسنجانی – ارتباط برقرار کند. نتیجه آنکه آمریکاییها دست خالی تهران را ترک کردند.

تصرف سفارت آمریکا آغاز و نقطه شروع وخامت روابط سیاسی ایران و آمریکا شد، و آمریکا بهدنبال این حرکت ایران، بهطور کامل تحریمهای علیه ایران وضع نموده، و سیاست خود را علیه تهران تغییر داد. چنین فرآیندی را میتوان به صورت مطلق “سواری مجانی” آمریکا به ایران بدانیم. گروه دوم معتقدند که باید قدرت ایران را اول از ایران گرفت و سپس میتوان ایران را سرنگون کرد. ضمن تجزیه و تحلیل سیاست ایالات متحده نسبت به کشورهای حوزه دریای خزر باید این عامل را در نظر گرفت که در سال 1995 رئیس جمهور روسیه فرمانی در باره «خط مشی راهبردی فدراسیون روسیه» امضا کرد. ابومازن بلافاصله، ضمن اعلام انحلال دولت وحدت ملی و ایجاد شرایط اضطراری، «سلام فیاض» را مامور تشکیل کابینه­ای اضطراری نمود و این امر مورد حمایت جهان غرب و اسرائیل قرار گرفت. وی ادامه داد: در هشت سال گذشته، تنها کانون توجه بخش دولت در زمینه سیاست خارجی، بر روی تنش زدایی با آمریکا بوده است. آنها در اوایل بحران سوریه نمیخواستند نقش جمهوری اسلامی ایران را بپذیرند و تلاشهای فراوانی هم در این زمینه صورت گرفت، اما درنهایت مجبور شدند نقش ایران را بپذیرند.

اسرائیل خواهان بقای حکومت اسد در سوریه می­باشد و در عین حال از هر گونه اقدامی برای به ضعف کشاندن و تحت فشار قرار دادن دمشق دریغ نمی­کند. در 25 فوریه، آمریکا حملات هوایی به شبهنظامیان تحت حمایت ایران در شرق سوریه را ترتیب داد. کنترا گروه شبهنظامیان راستگرایی بود که کنگرهٔ آمریکا حمایت از آنها را ممنوع اعلام کرده بود. ولی موقعیت استراتژیکی گرجستان ناشی از آن است که از سرزمین آن میتوان برای انتقال مواد هیدروکربن تولیدی آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان به بازارهای غربی استفاده کرده و مسیرهای جدیدی ایجاد نمود. بنابراین در طول زمان عوامل مختلف مادی و غیرمادی تعیین کننده موقعیت جغرافیایی کشورها و در نتیجه جایگاه آن ها در سیستم بینالمللی بوده اند. در طول دهههای مختلف و از زمانی که آمریکاییها وارد منطقه شدند، همه تلاش آنها معطوف به این مسئله بود که به بیان علم روابط بینالملل، هژمون منطقه باشند و سلطه و تسلط بلامنازع خود را حفظ کنند.

پال کنِدی، استاد روابط بینالملل، میگوید: عثمانی، شوروی و بریتانیا زمانی به تدریج قدرت خود را از دست دادند که تعهدات آنها از امکاناتشان فراتر رفت. به همین دلیل از سال ۹۱ میلادی، طرحها و برنامههای راهبردی مختلفی در غرب آسیا از سوی آمریکا اجرا شده است. ] به همین دلیل آمریکا با بریتانیا هم قدم شد که از ملی شدن صنعت نفت ایران حمایت نکند اما در عین حال واشینگتن دو طرف ماجرا را به حل اختلافات از طریق گفتگو دعوت کرد. بدین لحاظ خاورمیانه و بالاخص منطقه خلیج فارس و دریای خزر به دلیل داشتن این توانمندی از مناطق مهم ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک هستند. به عبارت دیگر، روندهای جدید نوعی رویه رقابتی با دوره قبل از انتخابات نوامبر را به نمایش خواهد گذاشت. تا جایی که، در دوره های زمانی، برای برجسته سازی اهمیت ژئوپلتیک آن ها، معیارهای نوین ژئوپلتیک ساخته و پرداخته می شود. برای مثال نظریه رئالیستی مبتنی بر قدرت سخت نظامی بهگونهای تغییر میکند که قدرت اقتصادی اهمیت مییابد یا قدرت گفتمانی و ایدئولوژیک برجسته میشود که در پی آن، نظریه قدرت نرم متولد خواهد شد. افغانستان از قرون قدیم به عنوان کلید فتح هند اهمیت داشته زیرا کشور هند از سه سمت شرق، غرب و جنوب به آن محاط بوده و از طرف شمال به کوه های قره قوروم و هیمالیا محدود می شود.

جود و سخا و تکثیر نوال و عطا که حرکت دست سخایش در بذل عطا از امواج دریا افزون و بارش سحاب احسان وجودش چون ابر نیسان از شمار بیرون است. بنابراین اثرگذاری و قدرتمندی بازیگران منطقهای و بینالمللی بیانگر افول قدرت آمریکا در این منطقه است. ایران به هر میزان که نقش تعیینکنندگی بیشتری در منطقه ایفا کند، نفوذ و قدرت آمریکا در منطقه افول کرده است. یکی از اهداف منطقهای آمریکا، دنبالهروی بلامنازع کشورهای منطقه از سیاستهای کاخ سفید بوده است. با گذشت چهار ماه از ریاست جمهوری بایدن، پیشبینیها درباره بدتر شدن روابط آمریکا و ترکیه به واقعیت تبدیل شده است. این اصل نشاندهنده گرایش جدید و اولویتهای جدید راهبرد سیاست خارجی، تجدید نظر در مورد نقش و جایگاه آمریکا در جهان معاصر در سالهای آینده است. عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران تصریح کرد: جمهوری اسلامی ایران در هیچ شرایطی شرکای استراتژیک خود را کنار نمیگذارد و روسیه و چین نباید نسبت به این مسئله نگرانی داشته باشند. بر اساس این تعریف، جمهوری اسلامی ایران یک قدرت منطقهای است. در طول تاریخ معاصر، هیچوقت آرایش سیاسی در جهان و منطقه اینگونه نبوده است.

دیدگاهتان را بنویسید