اولویت های سیاست خارجی و امنیتی اسرائیل در فضای نوین منطقه ای

می خواهم بگویم که به همین دلیل است که ما همیشه این وضعیت حساس را بین یک حضور استراتژیک یا مشخص تر و کشورگشایی های عظیم و عملیات های تثبیتی دوره دولت جرج دابلیو بوش داریم. پس از سقوط محمدرضا پهلوی در سال ۱۹۷۹، دولت جیمی کارتر سعی کرد تا روابطش را با حکومت جدید اسلامی در تهران بهبود ببخشد. دولت رئیسی همچنین متعهد به تقویت ظرفیت صنایع داخلی کشور است. پس از توافق هسته­ای، بسیاری از مقامات ایرانی معتقد هستند که آمریکا تلاش می کند پس از محدود کردن ظرفیت غنی­سازی ایران، به دنبال محدود کردن توان موشکی این کشور است و ادامه این روند، ایران را آسیب پذیر می کند. تحلیل شما در این مورد چیست؟ به نظر می­رسد کابینه اولمرت با نوعی فرافکنی و پرداخت به مسائل حاشیه­ای به دنبال کاهش روند انتقادات افکار عمومی، جامعه و احزاب اسرائیل به ناکامی در جنگ 33 روزه بود. در واقع ما برای نوعی کمک و حراست از متحدان منطقه ای در این منطقه حضور داریم این در حالی است که آمریکا مانند گذشته به خلیج فارس وابسته نیست.

با دیدگاه آمریکایی نیز به این موضوع فکر کنید: شما اخیرا با کاهش قیمت نفت مواجه شده اید و آمریکا مانند گذشته به نفت عربستان وابسته نیست. به سفر اخیر اوباما به عربستان سعودی توجه کنید. شما چه زمانی به ایران سفر کردید و با کدام مقامات ایرانی دیدار داشتید؟ اگر این بلوکبندی و چندجانبهگرایی امریکا در هر پنج قاره شکل یابد در یک بازه زمانی 10-5 ساله جواب خواهد داد. شان ایلینگ: تز اصلی کتاب شما این است که امریکا وارد جنگی ۳۵ ساله برای خاورمیانۀ بزرگتر شدهاست. فرضیه­ مورد سنجش، سیاست خارجی ایالات متحده امریکا در پرونده هسته­ای ایران با پیروی از الگوی عقلایی، سازمانی و بروکراتیک مدل­های تصمیمگیری به سوی تعامل منافع ملی هدایت شده است. با توجه به این شرایط، ما شاهد بودیم که حتی بررسی نقش عربستان سعودی در حوادث 11 سپتامبر غیرقانونی اعلام شده و حتی اوباما تهدید کرده است که اگر قانونی در این رابطه به تصویب برسد، آن را وتو خواهد کرد. شما به عنوان کارشناس امنیتی، فکر می­کنید چنین رویکردی امنیت ملی آمریکا را تضعیف می­کند؟

چرا زمانی که رابطه میان آمریکا و عربستان سعودی را بررسی می کنیم با حمایت قوی آمریکا از عربستان سعودی و سیاست­های این کشور مواجه می شویم؟ بر همین اساس لزوماً نیازی نیست که ما از برجام خارج شویم. این سیاست خارجه از حیث تلاش برای پایان دادن به جنگ، خوب نیست اما بازیگران این بازی را بعد از بیش از پانزده سال جنگ می شناسیم. سال 2005 زمانی که بورسیه بنیاد بین المللی “روتری” را برای تحصیل در دانشگاه بوسفوروس (دانشگاه بغازیچی) داشتم از طریق ترکیه به ایران سفر کردم. در نهایت، اوایل سال 2005 راهی برای دریافت روادید پیدا کردم و توانستم به ایران بیایم. یکی از سیاستهای شاه برای مقابله با زیادهخواهی عراقیها (که ادعای مالکیت کویت در سال ۱۹۶۱ را هم در بر میگرفت)، نزدیک شدن به رهبر کردهای عراق، ملا مصطفی بارزانی بود. البته علاوه بر موضوع سوال شما، تا حدودی نیز صحبت های متفاوتی از این فرضیه را مطرح می کنم. چین از این پس نیز نسبت به واردات محصولات با کیفیت کشاورزی کشور افغانستان اقدام خواهد نمود تا از این طریق ملت افغانستان را در امر افزایش تولید و ارتقای درآمدهایشان یاری دهد. علی­رغم اعلام این تحریم­ها گزارشاتی در مورد وجود کالاهایی که با مارک اسرائیل در ریاض و شهرهای امارات متحده عربی منتشر می­شود، بیان می­گردد، محصولات اسرائیلی از طریق کشورهای ثالث مانند قبرس و یا هلند به کشورهای عربی وارد می­شود.

البته اگر شخصی مانند ترامپ رئیس جمهور شود، نمی­دانم چه اتفاقی خواهد افتاد. از دیگر سو، جو بایدن در مبارزات انتخاباتی اظهار داشت می تواند توافق هسته ای را که در زمان وی به عنوان معاون اول رئیس جمهوری مورد مذاکره قرار گرفته بود، به حال قبل بازگرداند. آیا در حال حاضر امکان تغییر پایگاه­های نظامی آمریکا در خاورمیانه وجود دارد؟ بنابراین خروج ایران از برجام به مثابه این میماند که با وجود اینکه شما خانهای را خریده و پول آن را نیز تا انتها پرداخت کردهاید ولی با این حال فروشنده، خانه را تخلیه نمیکند. در نتیجه می بینیم که اوباما اغلب استراتژی هایی را به کار گرفته است که تلاش می کند، اغتشاشات منطقه ای را مدیریت کند تا اینکه همیشه به طور مستقیم دخالت داشته باشد. پس در نتیجه اوباما بایستی به همراه معاون خود، جو بایدن، به کل منطقه سفر می­کرد تا به متحدانمان اطمینان بدهد که ما شما را رها نکرده ایم.

به همین دلیل است که من فکر می­کنم ممکن است آنها بیایند و بگویند شما نباید این کار را انجام بدهید چرا که این پیغام آنها به شرکای خود در خلیج فارس است که ما شما را رها نکرده ایم. آنها همین حالا هم فکر می­کنند رها شده اند و به همین خاطر فکر می­کنم این اتفاق، بخشی از این شرایط حساس بزرگی است که جریان دارد. البته کامل و مطلوب هم نیستند اما اگر روابط را به طور کامل قطع کنیم و آنها را کنار بگذاریم، ممکن است آنها ده برابر خطرناک­تر شوند. این کار نشانه و نماد وجود تنش در روابط دو کشور است و من فکر نمی­کنم آمریکا در دوره اوباما، قصد داشته باشد به این سرعت وارد مسیری شود که عربستان سعودی می­خواهد. البته سفر اوباما به عربستان را می توان در غالب آرام کردن مقامات این کشور و کاهش تنش نیز تفسیر کرد. از دیدگاه من، علت این که اوباما آمد و گفت که نمی­خواهد از این قانون حمایت کند، این است که او می­داند کشوری مانند عربستان سعودی، اگر از آمریکا رو گردان شود، می­تواند خرابکار تر از آنچه که هست، باشد.

دیدگاهتان را بنویسید