بازخوانی مواضع 36 ساله آمریکا نسبت به ایران

با نظر به جایگاه تحریمها در سیاست خارجی آمریکا در جهت رسیدن به اهداف موردنظر و مقابله با رقبا و دشمنان خود در عرصه بینالمللی، ضرورت بازخوانی نحوه کارکرد تحریمها و اثرات و نتایج آن احساس میشود. ایالات متحده در مواجهه با دشمنان خود جهت صرف هزینه و ریسک کمتر از ابزار تحریم استفاده میکند، شناخت کارآمدی و کیفیت این ابزار در مواجهه مناسب با آن ضروری به نظر میرسد. مخالفان تحریم در آمریکا این ابزار را ناقض حقوق بشر، فاقد کارکرد سیاسی و دارای زیانهای اقتصادی برای آمریکا عنوان کردهاند. مقاله مذکور به مقاومشدن تدریجی اقتصاد کشورهایی چون ایران اشاره کرده و سازگاری اقتصاد و سیاست این کشورها در شرایط بحرانی را متذکر میشود. از هنگام خروج آمریکا از برجام در اردیبهشت 97 این کشور روندی صعودی را در اعمال این تحریمها طی کرده است. لذا برخی از اقدامات ترامپ را لغو یا مسکوت گذاشته، از معامله قرن حمایتی نمی کند ولی پروژه عادی سازی مناسبات کشورهای عربی و اسراییل را ادامه می دهد. تاکنون اقدامات آمریکا به هدف اصلی خود که همان تغییر محاسبات ایران و انجام مذاکرات جامع بوده، نرسیده است، بنابراین انتظار میرود روند تنوعبخشی به فشارها علیه ایران در سال 1399 تداوم و گسترش یابد.

دو موضوعی که برخی اندیشکدههای آمریکایی با استناد به آنها بر نقصان و ناکافی بودن اقدامات آمریکا جهت اثرگذاری بر ایران تأکید کردهاند. تلاش برای تشکیل ائتلاف دریایی خلیج فارس و اقدام به ترور علنی سردار سلیمانی در این راستا قابل ارزیابی است. اندیشکده راهبردی تبیین- رویکرد کلی دولت ایالات متحده آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی مبتنی بر اعمال فشار چندجانبه و ایجاد ائتلاف بینالمللی در این مسیر بوده است. مجموع موارد عنوان شده مشخص می سازد که آمریکا در دوره بایدن با اولویت دادن به دیپلماسی و از طریق ائتلاف سازی به دنبال حل و فصل مسایل منطقه خاورمیانه است تا تمرکز اصلی خود را به چین معطوف سازد. اگر هم جامعه الازهر تلاشهایی را برای نزدیکی شیعه و سنی انجام دهد آن را تحت فشار نظامی و امنیتی قرار میدهند تا در این جهت حرکت نکند. در ادامه به معرفی این مقالات که از اهمیت بیشتری در حوزه سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران برخوردار است پرداخته میشود.

در عین حال هیچ یک از کشورهای منطقه به ظاهر حامی صدام نبودند. هدف دولت کلینتون در تعامل با پکن، عمدتاً اما نه منحصراً از طریق تجارت، ایجاد یک چین «باثبات، باز و غیر تهاجمی» بود. اما با گذشت زمان ایران تا حدودی توانست خود را با شرایط وفق داده و تأثیر شوکهای اقتصادی ناشی از تحریم را کنترل کند. تحریم افراد و نهادهای مختلف ایرانی هر چند بسیاری از آنها را میتوان نمادین درنظرگرفت اما تأکیدی بر تداوم سیاست فشار حداکثری بر ایران بوده است. لیکن باید دید آیا ماهیت همیشه پیچیده خاورمیانه این اجازه را به بایدن خواهد داد و یا آن کشور را کماکان درگیر مسایل این منطقه خواهد ساخت. مقاله «فرسایشی شدن جنگ اقتصادی و بیاثرشدن تحریمهای ضدایرانی» با بررسی این موضوع به عدم دستیابی اهداف فوری آمریکا از اعمال تحریمهای حداکثری بر ایران پرداخت. با عدم دستیابی فوری این کشور به هدف مورد نظر، آمریکا از آغاز سال 98 وارد فاز جدیدی از فشارها بر ایران شده است. چین از منظر اقتصادی و روسیه از نظر نظامی دو تهدید عمده برای این نظم بودند ولی پیش بینی ها و محاسبات آمریکایی ها در مورد چینی ها درست در نیامد. این رویکرد در مقاطع مختلف و در عرصه عمل با تاکتیکهای مختلفی همراه بوده و از ابزارهای گوناگونی بهره برده است.

در پی تلاشهای غرب برای ایجاد روابط مشترک پس از جنگ سرد با روسیه، این کشور باردیگر به رقیبی برای آمریکا بدل شده و مورد بیاعتمادی و سوءظن رهبران واشنگتن واقع شده است. مقاله «تحریم و سیاست خارجی آمریکا؛ ارزیابی شکست و موفقیت» با بررسی این موضوع اهمیت تحریمها و ضرورت مقابله کارآمد و حسابشده با این پدیده را مورد توجه قرار میدهد. افزودن سپاه پاسداران به فهرست سازمانهای تروریستی آمریکا در فروردینماه و لغو معافیتهای نفتی کشورهای خریدار نفت ایران در اردیبهشتماه را میتوان در این راستا ارزیابی کرد. در 6 ژانویه 2021 و پس از تایید نتایج انتخابات 3 نوامبر 2020 در جلسه کنگره، گروهی از معترضان به کنگره هجوم بردند که از مهمترین رویدادهای سال گذشته است. در این مقاله به این سوال پرداخته شده است که تأکید مکرر مقامات آمریکا به خصوص دونالد ترامپ بر مذاکره ناشی از تغییر راهبرد این دولت است یا یک عقبنشینی تاکتیکی و مکمل سیاست فشار حداکثری است.

تحریمها از منظر «قالب» به اقتصادی، نظامی و سیاسی دستهبندی شده و «لایهبندی» تحریمها از نظر اولیه و یا ثانویهبودن بررسی شده است. پس از گذشت یک سال و نیم از این اتفاق و عبور از شوکهای اقتصادی و ثبات نسبی، تحریمها به اهداف اولیه خود نرسیده و میتوان گفت جنگ اقتصادی آمریکا به ورطه فرسایشی شدن گرفتار شده است. افزایش تنشهای فرقهای در عراق، حداقل در سالهای اولیه پس از اشغال به تدریج حس ملیگرایی را کاهش و هویت فرقهای را تقویت کرده است. از آنجایی که بایدن تهدید اصلی آمریکا را چین معرفی کرده است بنابراین به دنبال آن است که کمترین درگیری در سایر مناطق از جمله خاورمیانه داشته باشد تا آسوده تر بتواند به حوزه شرق آسیا ورود نماید. این مقاله با توجه به اهمیت و جایگاه تحریم در سیاست خارجی آمریکا، علاوه بر بررسی نمونههای کاربرد تحریم توسط آمریکا علیه کشورهای مختلف، به میزان کارآیی تحریمها پرداخته و میزان موفقیت آنها را مورد ارزیابی قرار داده است. در ادامه، استدلال موافقان و مخالفان از جهات مختلف مطرح شده است و تأثیرات حقوق بشری، اقتصادی و سیاسی تحریمها مورد ارزیابی قرار گرفته است.

دیدگاهتان را بنویسید