بازخوانی مواضع 36 ساله آمریکا نسبت به ایران

در دوره او هدف ایالات متحده پایان دادن به تروریسم، تمرکز بر قانون و نظم بین ­المللی بود. متغیر نیات تهاجمی بخشی از نظریه استفن والت است که او را از مادی­گرائی دور ساخته و رویکرد­های معناگرا- سازه انگارانه را به ذهن متبادر می­سازد. در راستای نشان دادن حسن نیت و تعهد ایران در قبال ثبات عراق و برطرف­سازی نگرانی­های آمریکا، ایران در سال 1386 درباره مسائل امنیتی عراق، چهار دور مذاکرات را با آمریکا انجام داد. دولت عراق برگزاری رفراندوم را غیر قانونی و از همان آغاز انجام چنین امری را در تضاد با یکپارچگی و تمامیت ارضی عراق دانست و به مخالفت با آن پرداخت. بعد از شکست ارتش عراق و آغاز روند سیاسی این کشور، ایران به دیپلماسی فعال و سیاست حضور در ابعاد مختلف در معادلات سیاسی عراق روی آورد. از میان رفتن دغدغه های آمریکا در این منطقه، که بن مایه سیاست خارجی آن بعد از پایان جنگ جهانی دوم بود، به عنوان آغاز تحول در نگرش این کشور به خاورمیانه، در نظر گرفته می شود.

اگرچه ممکن است رهبران چین در بسیاری از حوزه ها به دنبال پیشی گرفتن از ایالات متحده باشند، اما شواهد کمی وجود دارد که چنین تلاشهایی را در خاورمیانه گسترش دهد. در حالیکه زد و خوردهای اخیر، نشان از شکنندگی تفاهم لرزان میان تهران و واشنگتن دارد، این رخدادها می تواند هرگونه تصمیم کاخ سفید بایدن برای بیرون کشیدن باقیمانده نیروهای آمریکایی از عراق و سوریه را طولانی تر کند. ایران در این مقطع سعی کرد این نیروها را به همدیگر نزدیک و از قدرت­گیری جریان­های سیاسی عراقی که رویکردی خصومت آمیز با ایران داشتند یا جریان­های وابسته به غرب جلوگیری نماید. در این زمینه توافقنامه امنیتی دولت «نوری المالکی» با آمریکا در خصوص آینده نیروهای فوق در عراق، از موضوعاتی بود که ایران در خصوص آن ملاحظات جدی داشت. همچنین روسیه بهصورت جدی به حمایت از رژیمهای حاکم در ضمن تعقیب چنین سیاستی پرداخت. اسپایکمن نواحی اطراف هارتلند را که با عنوان هلال داخلی و خارجی مورد توجه مکیندر بود، ریملند نامگذاری کرده و برای این منطقه اهمیتی بیش تر از هارتلند قائل بود. شمار این نیروها در دسامبر سال گذشه، 42 هزار نفر بود که با توجه به جایگزینی معمول نیروهای هوایی و دریایی، این آمار به 65 هزار نفر نزدیکتر است.

ابتدا به بحث از تهدید در سطح ملی عراق، سپس تجزیه عراق خواهیم پرداخت. آمریکا همه مؤلفه­های تهدید از منظر والت، از جمله قدرت کلی، مجاورت جغرافیایی (حضور نظامی گسترده در عراق)، قدرت تهاجمی و نیات تجاوزکارانه نسبت به ایران را دارا بود. «بله طبیعتاً همان بندی که در توافق­نامه امنیتی آمده است، پیشنهاد ایران بوده و طبیعتاً ما این نگرانی­ها را داشتیم. پوتین تزی به نام تز زیردریایی دارد و می گوید ما و مردم روسبه در یک زیر دریایی هستیم و مردم تا زمانی که دولت نخواهد نمی توانند از این زیردریایی خارج شوند! نیروهای فوق، با گرایش­های ناسیونالیسم عربی و اسلام­گرایی سنی در عرصه سیاسی عراق، پیوسته با سیاست­های ایران در عراق و نفوذ فزاینده آن در میان شیعیان ابراز نگرانی می­کردند. برخلاف تحلیل­های صورت گرفته در مورد سیاست خارجی ایران را در عراق بر اساس نظریه واقع­گرایی تهاجمی، واقع­گرایی تدافعی و به­ ویژه نظریه موازنه تهدید بهتر می­تواند سیاست خارجی ایران را در قبال عراق جدید تببین نماید.

4.ایدئولوژی یکسان، کمک­های گسترده اقتصادی- نظامی و سطح بالای نفوذ و لابی سیاسی، از عناصر مؤثر در شکل­گیری اتحاد علیه دولت تهدیدگر است. سیاست­ها و ایدئولوژی تهاجمی دولت بوش، که بعد از حوادث 11 سپتامبر جنبه عملی نیز در افغانستان و بعدها در عراق به خود گرفت، مایه نگرانی مقامات تهران بود. بعد از سقوط سریع بغداد در همان هفته­های اول، مقامات ایران احساس خطر کردند. سیاستی که در انتخابات 2010، 2014 و 2018 نیز، از سوی ایران دنبال شد. مقامات آمریکایی که از نفوذ ایران در عراق ناخشنود بودند، به طور مداوم ایران را به حمایت از شبه نظامیان و دامن زدن به بی­ثباتی و مشارکت در حمله به نیروهای ائتلاف و آمریکا متهم می­ساختند. یکی از نگرانی­های ایران از حمله آمریکا به عراق، حضور نظامیان آمریکایی در مجاورت مرزهایش بود. ترامپ بارها تهدید بیماری کووید-۱۹ را نادیده گرفته و در برابر هدایت یک تلاش فدرال قوی برای شکست آن مقاومت کرده است.

دیدگاهتان را بنویسید