بررسی واکنش ایران به چالشها و تحریمهای بینالمللی از منظر سازهانگارانه

لابی های صهیونیستی، نومحافظه کاران و نخبگان سیاسی محوری ترین و موثرترین گروه های ذی نفوذ در سیاست خارجی امریکا در خاورمیانه بوده، بگونه ای که اکثریت تصمیم ها با موافقت آنها و در جهت منافع اسرائیل گرفته می شوند. واشنگتن به دنبال زمینههای همکاری فعال با پکن در سراسر طیف چالشهای جهانی از تروریسم گرفته تا حفاظت از انرژی بود، به این امید که رهبران چین سرمایهگذاری کرده و در رسیدگی به آنها فعال شوند. 8. در واقع، همانطور که یک تحلیلگر امنیتی می گوید، از نگاه رهبران عرب خلیج فارس، عقب نشینی عمده نیروهای آمریکایی از منطقه، به مفهوم یک “طلاق روحی” میان آمریکا و شورای همکاری خلیج فارس است. وی سپس شکاف هویتی در آمریکا را یاد آور شد و گفت: هم اکنون ۷۱ درصد آمریکایی ها در حال از دست دادن هویت خودشان هستند. بحران موشكی كوبا و پیامدهای آن مانع از استقرار قابلیتهای موشك میانبرد آمریكا در ایران شد.

روند فوق منجر به آن گردید که «توازن قدرت» به گونه­ای تدریجی به ضرر منافع ملی ایالات متحده دگرگون گردد. ایالاتمتحده در سال 1984 و در دوران گسترش منازعات ایران و عراق، سطح روابط خود با دولت صدام حسین را ارتقا داده و منجر به گسترش همكاریهای اقتصادی و راهبردی دو كشور در دوران جنگ عراق علیه ایران گردید. این مفهوم فرایندی فرض می شود که در مناطقی همچون خاورمیانه به کاهش تهدیدات علیه منافع آمریکا منجر خواهد شد. با این حال، هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه، مفهوم پکن متخاصم را رد کرد و گفت که برای ایالات متحده و چین “ضروری” است که “یک رابطه مثبت و مبتنی بر همکاری” داشته باشند. ]. او در استراتژی امنیت ملی خود اظهار داشت: ایالات متحده منافع پایداری در خاورمیانه دارد. در فرآیند سیاست مهندسی قدرت و امنیت منطقهای آمریكا در خلیجفارس، كارتر و برژینسكی توانستند زمینه حمله نظامی عراق به ایران را به وجود آورده بهگونهای كه عراق از حمایت همهجانبه كشورهای منطقهای، اتحاد شوروی و آمریكا برخوردار شد. سخنگوی دولت در آن زمان، جورج شولتز، بعدها چنین گفت ما از سیاست خودمان در قبال خاورمیانه تخطی کردیم. استراتژی آمریکا در قبال تایوان و واکنش چین .

از سوی دیگر پایگاه­های جدیدی برای استقرار نیروهای واکنش سریع مورد توجه قرار گرفت. در نگرش زمامداران آمریكایی گروههای معترض در زمره افرادی قرار داشتند كه از سازوكارهای ارتجاعی حمایت به عمل آورده و تلاش داشتند تا ساخت اقتصادی و اجتماعی ایران را در فضای ماقبل توسعه قرار دهند. جانسون در دور دوم ریاست جمهوری خود سفری به ایران داشت و نقش ایران در فضای منطقهای غرب آسیا را تقویت نمود. جانسون به این موضوع واقف بود كه ایالاتمتحده به گونه تدریجی با چالشهای امنیتی جدیدی روبهرو خواهد بود. موضوع بحث امروز ما اندیشکدههای آمریکایی و جمهوری اسلامی ایران است. دو هفتهRH53D و نیم بعد 8چرخ بال سی استالیون آمریکایی ناو هواپیمابر نیمتز 1 که در ساحل جنوب شرقی ایران پهلو گرفته بود، به سوی حریم تهران پرواز کردند. بعد از چند سوال و جواب، افشار متوجه میشود فولبرایت در اوج روابط دو کشور، ایران و عراق را باهم اشتباه گرفته است (از 1:27:44 تا 1:32:00 ویدیو) .این یک نمونه از اولویتبندی کشورها است.

الگوی رفتاری كندی معطوف به گسترش قدرت ایالاتمتحده از طریق سازوكارهای نوسازی و توسعه اقتصادی بوده است. كارتر سیاست مهندسی قدرت در ایران را پیگیری نمود. محور اصلی سیاست كندی در برخورد با ایران را میتوان اجرای برنامههای اقتصادی موسوم به «اتحاد برای پیشرفت» دانست. کمیته سیاست تطبیقی در سال 1947 به عنوان محور اصلی سازماندهی کننده فرایند نوسازی در پیرامون تلقی می­شود. به همین دلیل كندی تلاش نمود تا از سیاست «والت روستو» برای تغییر در حوزه اجتماعی ایران استفاده نموده و به این ترتیب كارگردانی تغییرات سیاسی و اقتصادی در ایران را براساس مدل نوسازی فراهم آورد. اساسا روسیه و چین برای اینکه سیاست های خود را پیش ببرند وارد ائتلاف هایی از این دست نشده اند و در آینده هم بعید است چون ارزش های مشترکی ندارند. سیاست لیندون جانسون معطوف به پایان بخشیدن جنگ ویتنام و گسترش روابط اقتصادی ایالاتمتحده با كشورهای جهان سوم بوده است. آنچه که بعداً جانسون را در حدود 6 سال درگیر مسائل منطقه­ای نمود و اعتراضات پایان­ناپذیری را در مورد جنگ ویتنام در ایالات متحده فراهم آورد، ریشه در افکار و کارکرد کندی برای مقابله­ فعال در بحرانهای منطقهای داشته است.

دیدگاهتان را بنویسید