در عراق هم همین اتفاق افتاده است

چنانچه جرج کنان در مقاله معروفش در فارنافرز در سال 1947 هدف مطلوب را «فروپاشی یا تضعیف تدریجی شوروی» از طریق سیاست مهار و تشدید فشارها عنوان کرد. آمریکا پس از جنگ سرد، حالت مطلوب را ایجاد یک چین «باثبات و غیرتهاجمی» عنوان کرد و راهبرد این مسیر را «یک سیاست عملگرایانه تعاملی» دانست. اگر دموکراسی هم در خاورمیانه به خوبی پیش نمی رود، این بازتابی از عوامل محلی است که با خدشهدار شدن چهره آمریکا به عنوان یک الگو و نه اقتدارگرایی غارتگرانه تشدید شده است. تلاش مسؤولان دانشگاه نیز بر آن است که این دانشگاه صرفا یک محیط علمی نباشد بلکه جنبههای تربیتی نیز در آن لحاظ شود. در مسیر، او دستورالعملهای صریح از نیکسون دریافت کرد که «همه تلاش خود را انجام دهد» تا «اکنون» به یک توافق عادلانه دست یابد و با برژنف کار کند تا «فشار لازم را بر دوستان مربوطهمان وارد کند». هدف از این سرمایهگذاریها همچنین رقابت سختگیرانهتر با چین است که به آمریکا اجازه میدهد بر «محصولات و فنآوریهای آینده» تسلط پیدا کند. هدف این است که یک دشمن را وادار به انجام خواستههای خود کند یا در مورد مطلوبترین مصالحه ممکن مذاکره کند، در حالی که همزمان با مدیریت بحران از تشدید ناخواسته و غیرقابل کنترل نظامی جلوگیری میکند.

قرارداد ایران- کنترا از دو جهت قابل بررسی است: نخست، ایرانیها پی بردند واشنگتن قابلیت دور زدن قول و قرارهایش را، در شرایطی که منافعش ایجاب کند، دارد. به طور خلاصه، چین پیشنهاد می کند به جای تحمیل دیدگاههای خود یا جانبداری، به پل زدن میان دیدگاههای ایران و اعراب خلیج فارس کمک کند. • قطر و سایر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در حال آشتی هستند. شرکتهای چینی یک ششم صادرات نفت شورای همکاری خلیج فارس، یک پنجم صادرات ایران و نیمی از صادرات نفت عراق را خریداری میکنند. یک سوم واردات انرژی چین از شورای همکاری خلیج فارس و بیشترین سهم از آنِ عربستان سعودی است. • چین منافع قانع کنندهای در تضمین دسترسی مطمئن به منابع انرژی غنی و منحصر به فرد خلیج فارس دارد. امروزه با انفجار اطلاعات و با دسترسی افراد با پایگاه­های مختلف خبری هر کس می­تواند برداشت خاص خود را نسبت به تحولات داشته باشد.

مرحله دوم، تمام نیروهای خود را از خاورمیانه خارج کنیم و پای آمریکا را از درگیریهای پس از 11 سپتامبر که بالغ بر 5 تریلیون دلار برای مودیان آمریکایی تحمیل کردهاند بیرون بکشیم. طرفداران این رویکرد معتقدند که پس از فروپاشی شوروی، آمریکا نتوانست از برتری خود کمال استفاده را ببرد. پس ازآنکه دموکراتیزه کردن عراق و لیبی پس از ساقط کردن دولتهایشان با شکست مواجه شد، آمریکا -حداقل در حال حاضر- به دنبال تحمیل ارزشها و نظام حکومتی خود بر کشورهای منطقه نیست. جو بایدن در سخنان روز پنجشنبه خود تاکید کرده بود که واشنگتن به دنبال جنگ سرد با چین نیست. ۶۰ روز سیاست خارجی جو بایدن؛ آیا دیپلماسی آمریکا تغییر کرده است؟ چین روز جمعه در واکنش به سخنان جو بایدن، رئیس جمهوری آمریکا درباره تایوان از او خواست تا در اظهاراتش «احتیاط» کند. ایران تصور میکند که با دور از دسترس بودن شرکتهای اروپایی و آمریکایی، میتواند از رونق روزافزون چین استفاده کند.

منظور من این است که آیا مساله واقعا به “ایدئولوژیها” و “ارزشهای متفاوت” است که آمریکا از ظهور چین نگران است؟ برخلاف ایالات متحده امروز، چین از کشورهای منطقه نمیخواهد که نظامها و ارزشهای سیاسی خود را تغییر دهند، آنها را به دلیل کوتاهی در این کار تنبیه کنند، یا خواستار روابط انحصاری با آنها باشند. وی خاطرنشان کرد: مناسبات دو کشور شاهد فراز و نشیبهایی است که تحولات جهانی و تحریمهای ظالمانه آمریکا در آن دخالت مستقیم دارد. تاثیر گذاری بر رفتار دیگران منطبق با اهداف و منافع است و تمایز اساسی میان آنها ” ماهیت رفتار و در غیر محسوس بودن منابع” به شمار می­رود. زیرا ازنظر انکارا ، ترکیه نباید در طرح تولید مشترک اف 35 شرکت و سرمایه گذاری می کرد. وزرای خارجه ایران و ترکیه نیز طی همین مدت از پکن دیدار داشتهاند. • امارات متحده عربی به یک بازیگر اصلی سیاسی-نظامی مبدل شده و همانطور که در روابط نزدیک آن با ایران، اسرائیل و ترکیه مشهود است، بر خطوط رئالپالتیک گام بر میدارد. • عربستان سعودی در حال گشایش فرهنگی و آزادسازی حیرتانگیزی است، حتی در حالی که حاکم بالفعل آن، محمد بن سلمان، در بیشتر کشورهای غربی شخص غیرقابلاعتمادی به نظر میآید. • عراقیها در حالی که منتظر حکومت دموکراتیک هستند، از تلفات دادن خسته شدهاند.

دیدگاهتان را بنویسید