دفاع مقام های دولت ترامپ، از سیاست امریکا در افغانستان

هوشنگ مهدوی، عبدالرضا. 1368. تاریخ روابط خارجی ایران از پایان جنگ جهانی دوم تا سقوط رژیم پهلوی، چاپ اول، تهران، ناشر مؤلف. حافظ نیا، محمدرضا. 1371. خلیجفارس و نقش استراتژیک تنگه هرمز، چاپ اول، تهران، سمت. در پاسخ میتوان چنین فرضیه ای را مطرح نمود که از جمله مناطقی که طی دو دهه گذشته بیش از دیگر حوزه های جغرافیایی، شاهد حضور و تأثیرگذاری آمریکا بوده، منطقه مهم و استراتژیک خاورمیانه است. علاوه براین، آنچه برای واشنگتن نگرانکننده است، عملکرد ضعیف چهار متحد سنتی آمریکا در منطقه یعنی اسرائیل، مصر، ترکیه و عربستان سعودی است که در رقابت یا در تضاد با اولویتهای استراتژیک آمریکا عمل میکنند. آنچه به بروز تفاوت ها می انجامد، جایگاه هر یک از رویکردهای سخت افزاری و نرم افزاری در استراتژی کلان است. در مثالی عینی آنچه که برای آمریکا در خاورمیانه اهمیت دارد مسائل درونی کشورهای خاورمیانه نیست. با این حال به نظر وی قدرت نرم اهمیت و معنای پیوسته افزون تری خواهند یافت به گونهای که کشورها وارد سیاستهای رقابتی ایجاد جذابیت، مشروعیت و اعتبار خواهند گردید. تیم جدید کاخسفید با نمایش رویکرد چندجانبهگرایی تلاش دارد اعتبار از دستهرفته آمریکا در دوره ترامپ را باز یابد و ائتلافی را برای کنترل ایران و مدیریت شرایط آینده خاورمیانه تشکیل دهد.

جو بایدن از گذشتهها و در دوره سناتوری با سیاست در خاورمیانه آشنا بودهاست و خوب میداند مدیریت امور این منطقه با اعتبار جهانی واشنگتن در ارتباط است. خبر خوب آن که اقدام برای توجه به کرونا و پیامدهای اقتصادی آن شروع شده و خبر بد آن که اختلافات سیاسی و اجتماعی در کشور همچنان باقی است. حضور محدود نظامیان آمریکایی در جزیره، تداوم عرضاندام ناوگان ایالات متحده در منطقه و فروش تسلیحات نظامی به منظور ارتقای توان بازدارندگی تایوان در برابر ارتش آزادیبخش را میتوان سه مولفهی اساسی از راهبرد آمریکا در قبال تایوان دانست. از جمله میتوان به مسیر باکو-جیهان اشاره کرد. ولی موقعیت استراتژیکی گرجستان ناشی از آن است که از سرزمین آن میتوان برای انتقال مواد هیدروکربن تولیدی آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان به بازارهای غربی استفاده کرده و مسیرهای جدیدی ایجاد نمود. از یک طرف واشنگتن هنوز برای نظم جدید فکری نکرده است و در طرف مقابل خاورمیانه نیز با فشارهای اقتصادی و اجتماعی سهمگین کرونا روبرو است.

در طرف دیگر “قدرت متقاعد کردن” وجود خواهد داشت که هدفش شکل دهی به آن چیزی است که دیگران می خواهند. لذا وی بر اهمیت هر دو چهره از قدرت تأکید دارد، و هر دو در تاثیر گذاری بر طرف مقابل است که مهم تلقی می شوند. حمله آمریکا به افغانستان و عراق در سالهای 2001 و 2003 و متعاقب آن استمرار حضور نظامی در این دو کشور، بیانگر اهمیت قدرت سخت در استراتژی کلان آمریکا برای دستیابی به اهداف خود در خاورمیانه است. تهران تلاش میکند این اقدام کاخ سفید را به عنوان یک پیروزی برای خود برجسته کند. براساس این گزارش؛ موضوعی که آمریکا برای اجرای آن در خاورمیانه تلاش میکند، تغییر نقش امنیتی واشنگتن در این منطقه از یک ضامن به یک ائتلافساز است. استراتژی کلان امنیت مطلق با شروع قرن جدید، بیش از هر نقطه دیگری در جهان، عطف به منطقه خاورمیانه و رویکرد کلان مبارزه با تروریسم در این منطقه دنبال شده است.

جلال زاده در ابتدای این دیدار، با اشاره به سابقه دیرینه مناسبات استرالیا با کشورمان گفت: سابقه نیم قرن ارتباطات فیمابین، نشان از وجود منافع فراوان اقتصادی و سیاسی میان دو کشور است. سپس استراتژی ایالات متحده در خاورمیانه طی دو دهه گذشته مورد بررسی قرار می گیرد، و پس از آن به نحوه تعامل میان دو ماهیت سخت و نرم قدرت در حضور خاورمیانه ای این کشور خواهیم پرداخت. در این چارچوب از نظر نای، تفکیک قطعی این مناظر از هم به طوری که هر گونه ارتباط میان آن ها غیر ممکن تلقی شود، برداشتی واقعی از مفهوم قدرت نخواهد بود. گزارش موسسه «میدل ایست آی» نیز تصریح دارد در هر صورت جدایی آمریکا از منطقه چه واقعی باشد یا توهم، احساس خلائی را موجب میشود که به اضطراب دامن میزند. در میدان عمل عوامل گوناگونی موجب تغییر دیدگاه کاخ سفید شده است. تغییر فضای بین المللی به دنبال اضمحلال جغرافیای سیاسی و فرهنگی کمونیسم، زمینه ساز ضرورت بازنگری در سیاست آمریکا در منطقه خاورمیانه محسوب می شود. پرسش اصلی این مقاله این است که سیاست خاورمیانه ای ایالات متحده آمریکا چه تأثیری بر تروریسم در این منطقه داشته است؟ سوال اصلی این مقاله آن است که استراتژی کلان آمریکا در خاورمیانه چگونه تبیین می گردد؟

مهار شوروی و جلوگیری از نفوذ کمونیسم اهداف اصلی آن سالها به شمار میرفت. وقتی یک ابرقدرت با جمهوری اسلامی ایران مقابله میکند به این معناست که او میخواهد قدرتی را در سطح بینالمللی یا منطقهای مهار کند. اندیشکده «مؤسسه بینالمللی مطالعات استراتژیک» آورده است: در راهبرد خاورمیانهای بایدن، آغاز دیپلماسی با ایران یک ضرورت است. غلبه بر رقابتهای منطقهای و متقاعد کردن شرکا به مسئولیت بیشتری در قبال امنیت منطقه، مسیری است که به دیپلماسی پایدار و فراگیر آمریکا نیاز دارد. رشد امریکاستیزی در جهان پس از جنگ جهانی دوم، روند رو به رشدی داشته ولی با آغاز سده بیست و یکم از شدت قابلملاحظهای برخودار گردیده که تحقیقات و نظرسنجیهای مختلف بینالمللی گواهی بر آن است. بحران مالی و اقتصادی 2008 آمریکا، به رغم سپری شدن نسبی، پیامدهای گسترده ای برای این کشور و نظام اقتصاد جهانی داشته است. اعضای مکتب فرانکفورت در دوران جنگ جهانی دوم از شر فاشیسم به امریکا پناه بردند ولی در آن جا بدین نتیجه رسیدند که “فرهنگ پاپ” امریکایی نیز بسیار ایدئولوژیک بوده در خدمت پیشبرد منافع سرمایهداری امریکا است.

دیدگاهتان را بنویسید