دیپلماسی خارجی نوین آمریکا و تأثیرات آن بر سیاست منطقهای دولت پهلوی دوم (1357-1348 ش)

متقی ابراهیم، بقایی خرم، رحیمی میثم. طبق معلومات، متقی تأکید کرده است که حکومت سرپرست طالبان خواهان روابط خوب با همه کشورها است و هیچ مشکلی با ایالات متحده امریکا ندارد. البته تمام و کلیت روابط دولت های خاورمیانه برای آمریکا اهمیت ندارد. بررسی این تعامل تبعا مستلزم شناخت استراتژی کلان آمریکا در خاورمیانه طی دو دهه گذشته است. ضرورتی که پدید آورنده نوعی تعامل میان قدرت سخت و قدرت نرم در استراتژی کلان این کشور است. 2- دوران متأثر از راهبرد یک جانبه گرایی و توجه به اهمیت قدرت نرم در چارچوب مفاهیمی همچون دموکراسی سازی، که 4 سال دوم ریاست جمهوری بوش را شامل می شود. این رویکرد وجود مناطق در جهان را به رسمیت می شناسد و پیگیری منافع در چارچوب های منطقه ای را در اولویت سیاست خارجی آمریکا قرار می دهد. این ماهیت های متناسب با موضوع قدرت در درون این مفهوم ایجاد می شوند، و در هر کدام، به کارگیری دال قدرت، به مدلول خاصی ارجاع می دهد که متفاوت از دیگری است. آنچه به بروز تفاوت ها می انجامد، جایگاه هر یک از رویکردهای سخت افزاری و نرم افزاری در استراتژی کلان است.

تصمیم سازان آمریکایی، مقابله همه جانبه با آنچه تروریسم اسلامی، می خواندند را محور حضور خود در این منطقه قرار دادند. پس اساسا آیا تفاوتی با آنچه آقای خامنهای به زبان میآورد با اظهارات پیشین جواد ظریف دیده میشود؟ حزب دمکرات عموماً به عنوان حزب “مرکز چپ لیبرال” شناخته می شود، در حالی که حزب جمهوری خواه را به عنوان حزب “بالِ راست محافظه کار” می شناسند. در جنوب شرقی این شهر، یکی از بزرگترین مساجد آمریکا، یعنی مرکز اسلامی آمریکا، در سال ۱۹۲۰ میلادی ساخته شد. یعنی سطح اثر گذاری آن قبل از عمل، و در مرحله خواست و تمایلات افراد، تعریف می شود. گوناگونی تعاریف از مفهوم قدرت که منبعث از تفاوت در مفاهیم محوری دخیل در تعریف از این مفهوم است، در حقیقت می تواند مبین ماهیت های گوناگون در درون مفهوم قدرت باشد. این مفهوم فرایندی فرض می شود که در مناطقی همچون خاورمیانه به کاهش تهدیدات علیه منافع آمریکا منجر خواهد شد.

وضعیت کشور عراق بعد از خروج احتمالی آمریکا از این کشور به مراتب بسیار پیچیدهتر و زیانبارتر از وضعیت افغانستان برای ایران خواهد بود. از سوی دیگر، خروج عراق از معاهدهٔ بغداد دیگر فرصتی به بریتانیاییها نمیداد تا به پایگاههای هوایی عراق، که کنترلشان را به دست نیروهای عراقی سپرده بودند، باز گردند. به گفتهٔ مصطفی فاتح، یکی از بهترین متخصصان اقتصاد نفت که سالها در شرکت نفت ایران و انگلیس کار کرده بود، شکی نیست که در این مورد منافع نفتی امریکا و انگلیس همسو بود. ] به همین دلیل آمریکا با بریتانیا هم قدم شد که از ملی شدن صنعت نفت ایران حمایت نکند اما در عین حال واشینگتن دو طرف ماجرا را به حل اختلافات از طریق گفتگو دعوت کرد. 3- “دموکراسی سازی” به عنوان هدف نهایی و غایی حضور آمریکا در منطقه که بیشتر راهکاری بلندمدت محسوب می شود که با تحول در محیط سیاسی و فرهنگی منطقه تهدیداتی همچون تروریسم را کاهش می دهد.

از میان رفتن دغدغه های آمریکا در این منطقه، که بن مایه سیاست خارجی آن بعد از پایان جنگ جهانی دوم بود، به عنوان آغاز تحول در نگرش این کشور به خاورمیانه، در نظر گرفته می شود. 1- دوران متأثر از بحران تروریستی سال 2001 که با اتکاء شدید به قدرت سخت همراه است و تا پایان دور اول ریاست جمهوری جرج دبلیو بوش ادامه دارد. ایالات متحده بیش از 60 سال ثبات را به بهای دموکراسی در خاورمیانه تعقیب کرد و چیزی به دست نیاورد. تاریخ ایرانی: در پنجاه سال اخیر، ایران و عراق همواره در دستورالعملهای کلی دولتهای امریکا حاضر بودهاند. این موضوع به ویژه در مورد جنگ افغانستان، صدق می کند. از منظر تصمیم سازان ایالات متحده تروریسم ضد آمریکایی دارای دو منشاء مشخص است: گروه های تروریستی که به صورت پراکنده در منطقه وجود دارند و دولت هایی که از گروه های تروریستی حمایت می کنند.

3. مستعمرات آمریکای شمالی به علت رشد نمایندگی های اقشار مختلف، مستثنی است. در خصوص محورهای سلبی، اوباما در تلاش بوده است، پاسخی مؤثر به تأثیرات منفی دوران زمامداری جرج بوش بدهد. با تشدید درگیریها در نوار غزه، اردوغان از سیاست بایدن در حمایت از اسرائیل انتقاد کرد و وزارت امور خارجه آمریکا نیز اردوغان را به اظهارات «ضد یهودی» متهم کرد. در پی حمله گروه تروریستی پ.ک.ک/ی.پ.گ با راکت گراد و توپ به بیمارستان خصوصی شفا در عفرین سوریه، 13 غیرنظامی کشته و بیش از 27 نفر دیگر زخمی شدند. از سوی دیگر حفاظت، مشاوره و گاه همکاری با اسراییل نیز از این مضامین ثابت است. این حرف ثابت جمهوری اسلامی است و سیاست ما مانند غربیها دوگانه نیست که بمب انداختن بر سر کاروان عروسی در افغانستان و کشتن مردم عراق، مبارزه با تروریسم نام بگیرد. پس خلع سلاح عراق و از بین بردن رژیم بعث، بازسازی سیاسی عراق، همگی تبعات سیاست جنگ علیه تروریسم امریکا بودند، هر چند که ارتباط رژیم صدام با القاعده در حملات ۱۱ سپتامبر هرگز اثبات نشد. این دو دارای چند وجه مشترک اند. لذا حتی در بدترین شرایط، استفاده از قدرت هوشمند ولو به شکل تکامل نیافته آن در استراتژی کلان آمریکا در خاورمیانه، دارای مصادیق متعددی است.

دیدگاهتان را بنویسید