راز شکستهای آمریکا در خاورمیانه

اگر ترامپ دوباره رئیس جمهور شود ، او بار دیگر از توافقهای بینالمللی و موسسات چندجانبه خارج می شود، متحدان را تحقیر می کند یا از آنها میخواهد پول بیشتری بپردازند. اقدام دیگر کنفرانس صلح پائیز در نوامبر 2007 بود که بیشتر جمهوری خواهان امریکا درصدد بودند تا با بهرهگیری از موضوع فلسطین از طریق برگزاری این کنفرانس انتقادات دموکرات­ها در مورد عراق را با انحراف همراه سازند. در چنین فرآیندی بود كه سیاست امنیتی ترومن تعارض با اتحاد شوروی شرایطی را پدید آورد. ترومن از سیاستهای رادیكال در حوزه نظام بینالملل برخوردار بوده و قدرت ریاستجمهوری خود را با انفجار بمب اتم در هیروشیما و ناكازاكی به نمایش گذاشت. چنین الگو و روندی را روزولت در کنفرانس یالتا و در راستای همکاری و مصالحه با اتحاد شوروی به نمایش گذاشت. براساس رویکرد زمامداران جدید در ایالات متحده، هر گونه حرکت و رفتار سیاسی را در چارچوب نگرشی «سیاه و سفید» ناشی از نظام دو قطبی مورد ارزیابی قرار می­گرفت.

بر اساس گزارش رویترز، «مقامات آمریکایی به صراحت اعلام کردند اولویت آنها تأمین منابع مورد نیاز برای آمریکاست و هر گونه کاهش تحریمها مشروط به ارسال مستقیم نفت ونزوئلا به آمریکا خواهد بود». وی بر این امر واقف بود که به هر اندازه زمان پایان جنگ دوم نزدیکتر می­شود، تفاوت در اهداف و منافع کشورها به گونه­ مشهودتری نمایان می­گردد. روزولت نسبت به نقش منطقهای ایران در زمان جنگ دوم جهانی واقف بود و تلاش داشت تا ایران را از طریق سازوكارهای كنش همكاریجویانه در حوزه ائتلاف راهبردی جهان غرب قرار دهد. و برای حفظ دسترسی به نفت، سیاست تعادل عراق و ایران را ادامه داد. این امر نشان می­دهد که آنچه در اواخر دهه 1940 در قالب شورای علوم اجتماعی در دانشگاه پرینستون امریکا شکل گرفت، آثار خود را در دهه 1960 در سیاست خارجی امریکا منعکس نمود. استالین درصدد برآمد تا موضوع راهبردی را براساس ضرورتهای اقتصادی بازتولید نماید. به همین دلیل كندی تلاش نمود تا از سیاست «والت روستو» برای تغییر در حوزه اجتماعی ایران استفاده نموده و به این ترتیب كارگردانی تغییرات سیاسی و اقتصادی در ایران را براساس مدل نوسازی فراهم آورد. محور اصلی سیاست كندی در برخورد با ایران را میتوان اجرای برنامههای اقتصادی موسوم به «اتحاد برای پیشرفت» دانست.

روزولت بهترین الگوی سیاست خارجی و امنیتی امریکا در برخورد با جهان سوسیالیسم را در قالب «سیاست دربرگیری» تنظیم و تبیین نمود. اگر اتحاد شوروی ایران را در كنترل خود قرار میداد، ایالاتمتحده نقش محدودی در غرب آسیا و خاورمیانه پیدا میكرد. در دوران ترومن، الگوی كنش عملیاتی و تاكتیكی ایالاتمتحده در برخورد با محیط راهبردی و ژئوپلیتیكی ایران گسترش یافت. خروج سراسیمه ایالاتمتحده از افغانستان اما موجب شد تا حساسیتها نسبت به این تصمیم و چگونگی اجرای آن بیشتر شود. اندیشه­های مکتب نوسازی براساس ضرورت­های اقتصاد سرمایه داری سازماندهی شد. پکن به خوبی میداند با حلوفصل موضوع هستهای ایران در خاورمیانه، غرب علیالخصوص ایالات متحده آمریکا بر حوزه نفوذ جمهوری خلق چین متمرکز خواهد شد. به همین دلیل است كه استالین از الگوی مصالحه با ایران استفاده نمود. ترومن در دیدار خود با استالین به او هشدار داد كه اگر نیروهای نظامی اتحاد شوروی از ایران خارج نشود، زمینه برای ورود گسترده نیروهای نظامی آمریكا به ایران فراهم میشود. در هر مذاکره ای، هر طرف معامله پیشنهادی را با بهترین گزینه جایگزین خود مقایسه می کند. ترومن تلاش داشت تا ایران را در محیط امنیتی خود حفظ كند. ترومن با واقعیتهای سیاست قدرت آشنا بوده و تلاش نمود تا از طریق گسترش قدرت در شرق آسیا، زمینه محدودسازی تحرک ژئوپلیتیكی اتحاد شوروی در حوزه سرزمینهای شرق دور را به وجود آورد.

در این دانشگاه نظام علمی دانشگاهی با تلفیقی از دروس معارف اسلامی و علوم متداول انسانی به همراه اجرای اصول تربیتی و اخلاقی حوزههای علمیه اجرایی گردید. بنابراین، اگر چین از محاصره یا از نیروی نظامی استفاده کند، این که تا چه میزان به تایوان کمک نظامی می شود ، موضوعی مهم برای سیاست ایالات متحده است. ایندایک بر این باور است که «ایالات متحده باید یک استراتژی پساافغانستان و یک نقشه راهِ راهبردی برای ارتقای نظم در خاورمیانه طراحی کند، حتی در عصری که اولویتهای استراتژیک آمریکا به سوی شرق آسیا و هندوپاسیفیک شیفت میکنند». ایالات متحده باید روشن کند که اگر چین به زور علیه تایوان استفاده کند، عواقب سختی در پی خواهد داشت. جو بایدن در 20 ژانویه طی مراسم تحلیفی که تحت شدیدترین تدابیر امنیتی در کنگره آمریکا برگزار شد، به عنوان چهل و ششمین رئیسجمهور این کشور سوگند یاد کرد. با این حال بسیاری از نامزدهای ریاست جمهوری بر این باور هستند که واشنگتن در آن زمان برای محافظت از سیستمهای انتخاباتی کشور یا جلوگیری از گسترش اطلاعات نادرست در سیستم عاملهای شبکههای اجتماعی، اقدامات کافی انجام نداده است.

روزولت در ارزیابی­های راهبردی خود به این جمع­بندی رسید که می­توان از طریق مصالحه استراتژیک با اتحاد شوروی به ثبات بین­المللی نایل گردید. در عین حال، سیاست چین، در قبال افغانستان، تنها با آوردن ثبات در افغانستان خاتمه نیافته بلکه فراتر از آن میرود(محمدخان،۱۳۹۶:۱۰۱). با خروج احتمالی ترامپ از کاخ سفید و حضور بایدن در مسند قدرت، ما شاهد روند بازگشت پذیری در سیاست خارجی آمریکا خواهیم بود. بر اساس سیاست دربرگیری، ضرورت همکاری با اتحاد شوروی مورد تاکید قرار داشت. «ما نباید اجازه دهیم تا تفاوت­های ایالات متحده با اتحاد شوروی دو کشور را از یکدیگر جدا نماید. ما نباید بگذاریم که آن وضع بار دگر شکل بگیرد وگرنه باید همان راه، یعنی رسیدن به جنگ جهانی سوم را دنبال نمائیم». ما نباید چشممان را از دیدن منافع پیوسته و مشترکمان در کسب پیروزی در زمان جنگ و برقراری صلح نابینا سازیم. وزارت خارجهی انگلیس در یک تحقیق راهبردی برای دولت، روند تحولات آینده را چنین تحلیل میکند: «رویارویی احتمالی ایدههای مذهبی و فرهنگی به احتمال قوی انگلستان و دموکراسیهای غربی را تحت تأثیر قرار خواهد داد. وی با پوتین به نمایندگی از طرف رهبر ملاقات میکند و پیام پوتین توسط سفیر روسیه بجای آنکه به وزارت امور خارجه داده شود تسلیم ولایتی میشود.

دیدگاهتان را بنویسید