راز شکستهای آمریکا در خاورمیانه

مقارن با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و در سالهای 1978 و 1979 میلادی، پروفسور مولانا در دانشکده خدمات بینالملل دانشگاه آمریکن در واشنگتن، سمیناری با عنوان «ایران و سیاستهای جهانی» در سطح کارشناسی ارشد و دکترا برگزار کرد در این سمینار وی درباره جوانب مختلف انقلاب اسلامی ایران، سقوط رژیم پهلوی سیاستهای جهانی از جمله سیاست خارجی آمریکا سخنرانی نمود. با تشدید و بحرانی شدن روابط بین ایران و آمریکا و شکست سیاستهای واشنگتن، تعداد قابل توجهی از دستاندرکاران و کارشناسان آمریکایی مانند هنری پرشت متصدی امور ایران در وزارت امور خارجه در زمان انقلاب و پروفسور ریچارد کاتم از ایرانشناسان آمریکایی که مدتی نیز در دهه 1950 در سفارت آمریکا در تهران خدمت میکرد، در این سمینار شرکت کردند. ژوزف سیسکو قائم مقام وزارت امور خارجه آمریکا که در زمان ریاست جمهوری نیکسون که به ریاست دانشگاه آمریکن منصوب شده بود با ایشان (پروفسور مولانا) مشاجرات داغی داشت. در حالیکه وی طی مقالات خود در نیویورک تایمز از رژیم پهلوی دفاع کرده و به پشتیبانی از سیاست خارجی آمریکا برخاسته بود، پروفسور مولانا در میامی هرالد، سقوط رژیم شاه و پیروزی انقلاب اسلامی را پیشبینی کرده واز خطاها و تخلفهای واشنگتن صحبت میکرد. از جمله نشستهای عمومی که درآن زمان در دانشگاه آمریکن تشکیل شد مناظره او و وارن کریستوفر از وزارت خارجه درباره سیاستها و ایدههای آمریکا درباره ایران بود. کریستوفر رییس هیأت مذاکره درباره گروگانهای آمریکایی در ایران بود که سالهای بعد، در زمان ریاست جمهوری بیل کلینتون، به سمت وزیر خارجه آمریکا منصوب گردید. آمریکاییها در دوره اول انقلاب از احتمال دخالت قوای شوروی و اشغال شمال ایران و حتی تهران بیمناک بودند. اگر چه بر خلاف اشغال افغانستان بدست ارتش سرخ آثار تضعیف نظام شوروی بسیار محسوس بود. حتی پس از پیروزی انقلاب اسلامی افسران و استراتژیستهای نظامی آمریکا نقشه تخلیه مردم تهران را میکشیدند زیرا عقیده داشتند که هرگونه دخالت شوروی با ورود ارتش آمریکا به ایران همراه بوده و با برخورد شدید واشنگتن روبرو خواهد شد. یکی از سوالهای افسران این بود که چه کسانی در ایران اقتدار صدور فرمان تخلیه شهرها را دارند؟

در سال ۲۰۱۳، گروهی از زنان منطقه، مربیهای حرفهای و فرهنگی تِکویمن، کارکنان وزارت خارجه آمریکا و کارکنان تِکویمن، برای مرور و مبادله آراء مجدداً گرد هم آمدند. این برنامهها اهتمام خود را بر تربیت زنان جوان و توانمندسازی آنان برای تغییر و رهبری در آینده قرار دادهاند. تِکویمن در همه این کشورها برای برگزاری نشست، کارگاه و رویدادهای شبکهای توافقاتی را با شرکتهای محلی صورت داده­است. اینها علاقهمند به ایجاد تغییر سیاسی و دادن صدا به مردمانی هستند که ممکن است در هیچ صورت دیگری چنین فرصتی را نیابند. ]. البته این موضوع را نمیتوان صرفاً به فاکتور دین در میان جمعیت مذکور ربط داد. برای به فعلیت رساندن ایدههای خلاق و تحقق بخشیدن به پروژههای روی کاغذ. یکی دیگر از مواردی که باید روی آن کار میکردیم، موضوع فرهنگ عاشورا و شهادتطلبی بود که هر ساله شیعیان با برگزاری مراسمی این فرهنگ را زنده نگاه میدارند. تغییر دیدگاههای موجود نسبت به موضوع تفاوت جنسیتی از تمرکز بر خلقت بیولوژیکی و طبیعی به حوزههای مناقشه-برانگیز و برساخته گفتمانهای قدرت، موضوعی است که ابعاد جهانی آن امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است.

ایندایک بر این باور است که «ایالات متحده باید یک استراتژی پساافغانستان و یک نقشه راهِ راهبردی برای ارتقای نظم در خاورمیانه طراحی کند، حتی در عصری که اولویتهای استراتژیک آمریکا به سوی شرق آسیا و هندوپاسیفیک شیفت میکنند». مقاله حاضر تلاشی است برای تمرکز بر یک جنبه نسبتاً جدید از جهان معاصر: «تغییر نظام جنسیتی». روابط ایالت متحده آمریکا و سوریه پس از یازده سپتامبر بسیار پیچیده شده و این امر سوریه را در یک وضعیت دشواری قرار داده است. مردمانی را از فرهنگها، مذاهب و پیشینههای مختلف در آغوش میگیرد تا بتوانند از این همه فرصت برای موفقیت بهرهمند شوند. به همین دلیل است که آمریکا با وجود تمام لابیهای تاثیرگذار در روند سیاست داخلی و خارجی در دوران دونالد ترامپ تصمیم میگیرد سقف پذیرش پناهجویان به ایالات متحده را به شدت کاهش و به عدد ۱۵ هزار نفر برساند. ] اثبات اعتماد و بلوغ» قرار میگیرد. اگرچه دولت آمریکا و عربستان سعودی تبلیغات عمدهای علیه موشکهای نیروهای مردمی یمن که عربستان را هدف قرار دادهاند، انجام میدهند، اما این عملیات موشکی در مقایسه با حملات هوایی عربستان ناچیز بوده و تنها واکنشی به موشکهای سعودی بودهاند.

تِکویمن و نِکستاسکالرز، این نخبگان فردا را جذب کرده و آنها را بهعنوان منابع «تغییر» و «ایجاد دموکراسی» در کشورهای اسلامی در حال گذار، بهاصطلاح «توانمندسازی» میکنند. دست زدن به توازن نیز، نه با دولت­های خاصی علیه آمریکا، بلکه با گسترش رابطه با نیروهای سیاسی عراقی نزدیک به خود، تشویق آنها جهت ائتلاف­های گسترده­ای برای تشکیل دولت و حمایت از یک دولت دوست در بغداد بود. پس از ریاستجمهوری فاجعهبار ترامپ، جهان به ویژه در مواجهه با یک همهگیری ویرانگر به شدت به همکاری و رهبری جهانی نیاز دارد. از سوی دیگر حفاظت، مشاوره و گاه همکاری با اسراییل نیز از این مضامین ثابت است. و خود پرزیدنت جو بایدن اعلام کردهکه “رقابت شدید” بین واشنگتن و پکن را متصور است. اما اینها الفاظی است که همین هفته، امانوئل ماکرون رئیس جمهور فرانسه که خود را مدافع سرسخت ارزشهای اروپایی جلوه میدهد، در بازگو کردن نقطه نظر خود نسبت به چین ابراز کرد.

دیدگاهتان را بنویسید