روابط ایالات متحده آمریکا و ایران

بر اساس استراتژی سنتی، ایالات متحده آمریکا به منظور دستیابی به ریملند و جلوگیری از نفوذ اتحاد شوروی سابق به این قلمرو جغرافیایی نظریه اسپایکمن را مورد توجه ویژه قرار داد که در دراز مدت به سیاست معروف محاصره انجامید. فعالیتهای غنیسازی اورانیوم به مدت ۱۰ سال به یک تک ساختمان که از سانتریفیوژهای نسل اول استفاده میکند محدود خواهد بود. این تصمیم واشنگتن برای تغییر در اولویتبندی، نکتهای تازه نیست و از دوره ریاست جمهوری «باراک اوباما» مطرح بود، در دولت ترامپ تثبیت شد و بایدن آن را اجرا میکند. محور سیاست خارجی امریکا در دوره اوباما به ویژه در دوره دوم، حل بحران های بین المللی این کشور در خاورمیانه و نیز حل مساله هسته ای ایران بوده است. شمار این نیروها در دسامبر سال گذشه، 42 هزار نفر بود که با توجه به جایگزینی معمول نیروهای هوایی و دریایی، این آمار به 65 هزار نفر نزدیکتر است.

6. با اینهمه، شمار و دایره جغرافیایی بکارگیری نیرو در سراسر منطقه، بی گمان هر گونه تلاشی برای در پیش گرفتن یک راهبرد منسجم و موثر را دشوار می سازد. بنابراین شمار نیروهای آمریکا در خاورمیانه، بسیار نزدیک به شمار نیروهایش در اروپا یعنی 70 هزار نفر است. بر همین اساس است که برخی از تحلیلگران معتقدند که ارز ذخیره جهانی ممکن است به سرعت اتفاق بیفتد. شاید وضعیت کنونی آمریکا در نحوه درخواست از برخی متحدان سنتی در منطقه غرب آسیا یا حرکت به سمت همکاری با دولت ونزوئلا برای جبران کسری منابع انرژی یکی از بهترین شاهدمثالها برای این مدعا باشد. گروهی از شیعیان، در اثر فشارهای دولت آمریکا، مأیوس شده و از سازگاری با فرهنگ و سیاست آمریکا دست برداشته و حتی برخی حاضر به بازگشت به کشورهای خود شدهاند. چین هم تابع فرهنگ کهن چینی و آیین کنفسیوس است و این دو قدرت نتوانسته اند نظامی ارزشی و قدرتی نرم فراتر از کشور خود را بست بدهند. در واشنگتن این باور به وجود آمد که رفتن انگلیس خلائی در منطقه به وجود میآورد که ممکن است به دست روسها پر شود.

به گفتهٔ مصطفی فاتح، یکی از بهترین متخصصان اقتصاد نفت که سالها در شرکت نفت ایران و انگلیس کار کرده بود، شکی نیست که در این مورد منافع نفتی امریکا و انگلیس همسو بود. قیمت بالای نفت ناگهان قدرت خرید او را بالا برد و او پول عظیمی برای تجهیز زرادخانههای خود به دست آورد. اصطلاح “قدرت نرم” و “قدرت سخت” توسط جوزف نای برای فهم روشهای که ملت ـ کشورها برای استفاده از قدرت خود بکار میبرند، جعل گردید. آنها تصور می کنند که پیگیری صلح و ملت سازی نه تنها مطلوب، بلکه قابل دستیابی است و تنها مشکل، ارائه فرمول درست است. 8. در واقع، همانطور که یک تحلیلگر امنیتی می گوید، از نگاه رهبران عرب خلیج فارس، عقب نشینی عمده نیروهای آمریکایی از منطقه، به مفهوم یک “طلاق روحی” میان آمریکا و شورای همکاری خلیج فارس است. در واقع، ایالات متحده نشان داده است که با متحدان سنتی که به سمت همکاریهای نظامی- امنیتی با رقبای آمریکا حرکت کنند، همکاری نظامی – دفاعی محتاطانهای انجام خواهد داد.

ساموئل هانتینگتون نظریه پردازی دیگری است که تاثیر بسزایی در سیاست خارجی آمریکا داشته است. لذا معتقدند باید کارهای دیگری انجام داد تا جمهوری اسلامی را به سمتی برد که آمریکا میخواهد. 1- دوران متأثر از بحران تروریستی سال 2001 که با اتکاء شدید به قدرت سخت همراه است و تا پایان دور اول ریاست جمهوری جرج دبلیو بوش ادامه دارد. برداشت غالب در میان کارشناسان امنیتی این است که در کوتاه و میان مدت، کاهش عمده ای در سطح حضور نیروهای آمریکا در منطقه صورت نخواهد گرفت. با اینحال، رهبران این چهار کشور، برای روابط امنیتی دیرپای خود با واشنگتن، اهمیتی نمادین و راهبردی قائلند. بدین منظور سیاست اتحاد منطقهای را از طریق پیمانهای دفاعی سیاسی، اقتصادی در پیش گرفت و پیمان ناتو و سیتو و سپس بغداد (1955م.)را به عنوان حلقه امنیتی علیه شوروی به وجود آورد. چند روز پیش از سفر حسن روحانی به شصت و ششمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد، باراک اوباما به حسن روحانی نامهای نوشت و رئیسجمهور ایران به این نامه پاسخ داد. دکتر سجادپور ادامه داد: کنگره آمریکا قدرت منفی و رئیسجمهور این کشور قدرت مثبت را دارد زیرا اعضای کنگره تلاش میکنند تا قوانینی که محدود کننده خواسته های رئیسجمهور باشد را تصویب کنند.

در این نوشتار تلاش می شود نظریات این سه اندیشمند را مورد بررسی قرار دهیم. یک مقام دولتی به شرط ناشناس ماندن اسمش در گفتوگو با الجزیره در اواسط ماه دسامبر به این نکته اشاره و تایید کرد که واشنگتن در تلاش برای یک «تحول بزرگ» در خاورمیانه نیست. پس از سرنگونی طالبان در افغانستان و صدام حسین در عراق، “برنامه دموکراتیزاسیون” در خاورمیانه را پی گرفت و اعلام کرد که ترویج دموکراسی در سراسر منطقه “باید محور سیاست آمریکا برای دهه های آینده باشد”. اساسا روسیه و چین برای اینکه سیاست های خود را پیش ببرند وارد ائتلاف هایی از این دست نشده اند و در آینده هم بعید است چون ارزش های مشترکی ندارند. ریشههای مشترک مذهبی و عقیدتی از سویی، و بدبینی و نفرت عربها از دولتهای خود و غرب در کنار زمینههای عقیدتی و ضدیت با غرب داعش از سوی دیگر، محرک بسیار اثربخشی برای ورود آنها به گروه تروریستی داعش است.

دیدگاهتان را بنویسید