روابط ایالات متحده آمریکا و ایران

در اواسط جنگ یوم کیپور، کیسینجر برای مذاکره در مورد شرایط آتش بس با رهبر شوروی، لئونید برژنف، به مسکو رفت. ]. به عبارتی ایالات متحده صریحاً بر برنامه­ ریزان این حملات یعنی القاعده و رهبر آن بن لادن متمرکز گردید. 5 ، برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) در 14 جولای 2015 به امضا رسید و در 16 ژانویه 2016 اجرایی گردید. هنگامی که در ژانویه 2016 شی جین پینگ برای اولین بار در مقام رئیس جمهور راهی منطقه شد، ابتدا در عربستان سعودی توقف کرد و در آنجا قرارداد همکاری جامع استراتژیک بین پکن و ریاض را امضا کرد. افزایش قدرت چین، جاه طلبی­ های جهانی هند، عدم حل اختلافات بین کره ­شمالی و کره ­جنوبی و لزوم اطمینان بخشیدن به متحدان استراتژیک تاریخی مانند ژاپن و استرالیا، سبب گرایش واشنگتن به سمت اقیانوس آرام از سال 2011 گردید. دنبال افزایش تنش نخواهیم بود. آمریکا و کشورهای غربی تاکید می کردند؛ ترکیه تشکهای اقتصادی دولتی و عمومی را به بخش خصوصی واگذار کند وازاجرای سیاست اقتصادی تولیدی ملی منصرف شود وواردات محصولات تولیدی آنها را بدون قید و شرط افزایش دهد. درپی حمله متفقین به ایران در ۳ شهریور ۱۳۲۰ رضاشاه از آمریکاییها کمک خواست اما به دلیلی سردی روابط میان تهران و واشینگتن در خصوص ماجرای وزیر مختار ایران در آمریکا این درخواست مورد توجه فرانکلین روزولت قرار نگرفت.

اما حامد کرزی، رئیس جمهور افغانستان از سال 2001 تا 2009 نتوانست ایالات متحده آمریکا را در تحقق سیاست های شان کمک نمایند. حملات تخریبی آنها الزاما منحصر به منافع آمریکا و اسرائیل نمی­شود و تداوم فعالیت آنها می­تواند ثبات و امنیت دولت­های منطقه را نیز به مخاطره اندازد. بر این اساس، نظم نوین جهانی، هرگونه تغییر در وضعیت کنونی ژئوپلتیک را که مطابق با منافع آمریکا نباشد غیرقانونی قلمداد خواهد کرد. ] در نیمه دوم قرن نوزده، ژئوپلتیک جلوه ای آشکار یافت. سیاست قدرت های بزرگ تأثیر گسترده ای بر تروریسم در منطقه خاورمیانه داشته است. او در ادامه تصریح کرد: «ما برای دستیابی به چیزهای دستنیافتنی تلاش نمیکنیم.» این مقام در ۱۷ دسامبر گفت: «ما سعی نمیکنیم خاورمیانه را متحول کنیم. آنها تصور می کنند که پیگیری صلح و ملت سازی نه تنها مطلوب، بلکه قابل دستیابی است و تنها مشکل، ارائه فرمول درست است. برای فهم جایگاه افغانستان، ایران و خاورمیانه در سیاست خارجی آمریکا، استنباط دقیق از ساختارهای تصمیمسازی «داخلی» آمریکا کلیدی است و نه ضرورتا آنچه در افغانستان، ایران و خاورمیانه اتفاق میافتد.

از طرفی با توجه به تمایل سیاست خارجی چین برای گسترش نفوذ این کشور در مناطق مختلف دنیا، نمیتوان احتمال رقابتهای آمریکا و چین در برخی مناطق دنیا مانند خاورمیانه را نادیده گرفت. ] نامید. باید توجه داشت که علی رغم تأکید بر چین و روسیه، همچنان ایالات متحده در خاورمیانه، قدرت غالب و ضامن امنیت اسرائیل و کشورهای عربی خلیج فارس محسوب می­ گردد. هرچند پس از توافق امارات متحده عربی برای برقراری روابط دیپلماتیک با رژیم اسرائیل، ترامپ فروش اف 35 به اسرائیل را تایید کرد. نویسنده در بخش سوم به یکی از ضعفهای اصلی سیاست آمریکا در خاورمیانه طی دهههای اخیر و پس از فروپاشی نظم ۳۰ سالهای که کیسینجر بنیانش را نهاد میپردازد. خاورمیانه دیگر اولویت اصلی واشینگتن نیست. اما این اشتباه است که فرضیه هایی درباره رویکرد پکن در خاورمیانه را بر اساس رفتار قاطعانه اش در شرق آسیا و جاهای دیگر بنا کرد. علاوه بر این موضوع حمایت از حکومت های وابسته در مقابل نهضت های مسلمان و انقلابی ، و همچنین حفظ امنیت اسرائیل از دیگر اهداف می باشد .

همچنین نگرانی از به سرقت رفتن اطلاعات دفاعی آمریکا سبب شده این کشور در فروش پهپاد به امارات تعلل کند به گونهای که امارات تهدید به لغو توافق خرید پهپاد کرده است. آیا در این شرايط برخی ائتلاف ها که نمی خواهند زیر پرچم آمریکا باشند ممکن است به روسیه یا چین پیوند بخورند؟ البته باید به این نکته توجه کرد که رقابت احتمالی چین – آمریکا در منطقه خاورمیانه، از شدت و عمق کمتری نسبت به رقابت آمریکا و شوروی در خاورمیانه برخوردار خواهد بود. بزرگترین محور تغییر سیاست خارجی بایدن در منطقه خاورمیانه و خلیج فارس، بر محوریت ایران تمرکز دارد و همانا تلاش برای بازگشت به محور دیپلماسی و توافق هسته­ ای است. سپس کیسینجر از انعطاف پذیری لحظه استفاده کرد و روند صلح خود را با هدف حفظ فاصله مصر – بزرگترین و از نظر نظامی قدرتمندترین کشور عربی – از پیوستن به هر ائتلاف جنگی عربی در آینده آغاز کرد. چین با بیش از 200 میلیارد دلار، بزرگترین شریک تجاری اتحادیه عرب محسوب میگردد.

محدود کردن روسیه، پروژهای به مراتب سهلتر از محدود کردن چین است زیرا مسکو توان کار درازمدت اقتصادی و حضور درازمدت نظامی در خارج را ندارد. همین نظریه ملکوهان نخبگان ایالات متحده آمریکا را به تحقق و دنبال کردن طرح نظم نوین جهانی امیدوار نمود. هرچند طالبان زیاد تلاش کردهاند که حمایت جامعه جهانی را کسب کنند، اما تاکنون موفق نشدهاند. اما همانطور که او در کتاب یک جهان بازسازی شده اشاره می کند، «این تعادل نیست که به انسان الهام می بخشد، بلکه جهانی بودن است، امنیت نیست، ابدیت است». قرارداد ایران- کنترا از دو جهت قابل بررسی است: نخست، ایرانیها پی بردند واشنگتن قابلیت دور زدن قول و قرارهایش را، در شرایطی که منافعش ایجاب کند، دارد. در نظر بگیرید که اولین غریزه نیکسون برای همکاری با اتحاد جماهیر شوروی جهت تحمیل صلح بر مشتریان سرکش خاورمیانه چگونه می توانست پیش برود. ] است که در دوره اوباما جهت مقابله با گروه­ های جهادی و نظامی در سرتا سرجهان شکل گرفت.

دیدگاهتان را بنویسید