زنگ خطر برای کاخ سفید؛جنگ اتمی یک احتمال واقعی است

تغییر فضای بین المللی به دنبال اضمحلال جغرافیای سیاسی و فرهنگی کمونیسم، زمینه ساز ضرورت بازنگری در سیاست آمریکا در منطقه خاورمیانه محسوب می شود. وی افزود: اما با توجه به فضای کنونی بینالمللی از جمله در آمریکا نسبت به تصمیمات و اقدامات احتمالی ترامپ در روزهای پایانی مسئولیتش، شخصا بعید میدانم ترامپ به خصوص در موضوع اقدام هستهای، نگرانیساز باشد. خاورمیانه همچنان توجه جهانیان را به خود جلب میکند و ایالات متحده را با چالشهای خاصی مواجه میکند. همچنین آنها ورود مستقیم ناتو به این بحران را درست نمیدانند، اما همچنان از سیاست بایدن انتقاد میکنند. استراتژیستها و نظریهپردازان امریکایی در طول چند روز اخیر درباره بحران اوکراین و علتهای آن تحلیلهای مختلفی ارائه دادند. تحلیلهای جامعهشناختی و معرفتشناختی نسبت به نظام بینالملل و همچنین آینده آن، سناریوهای مختلف آینده اوکراین، تحریمهای وضع شده علیه روسیه و همچنین روشهای مختلف برای پایان دادن به این بحران در صدر اندیشههای نظریهپردازان امریکایی قرار گرفته بود.

اما پرداختن به ابعاد این بحران از زاویه نگاه جامعه داخلی امریکا، حلقه مفقوده تحلیلها بوده که فرانسیس فوکویاما استراتژیست و نظریهپرداز امریکایی به آن پرداخته است. معیارهای دیگر جایگاه امریکا از دید جهانی، حتی در جاهایی که امریکا سنتا خود را رهبر آن منطقه تصور میکرده است، وضعیت مشابهی را نشان میدهند. برای نمونه، رویکرد ترامپ در قبال رهبران اروپایی را که برخورد تحقیرآمیز و زنندهای داشت، قاعدتا در دولت بایدن نخواهیم دید. وی با بیان اینکه البته دولت ترامپ سیاستهای نامتعارفی داشت، گفت: حرکات این دولت چه در قبال ایران و چه در قبال دیگر کشورها برای بسیاری از ناظران در داخل یا خارج از آمریکا، غیرقابل پیشبینی بود. تخت روانچی در تحلیل رویکرد راهبردی دولت بعدی آمریکا در قبال ایران تصریح کرد: دولتهای مختلف در آمریکا، چه دموکرات چه جمهوری خواه، سیاستهای بینالمللیشان تفاوت چندانی با هم ندارد. تحولات مختلف که طی سالهای گذشته در ایالات متحده صورت گرفته باعث شده امریکا که از درون با چالشهایی مواجه شده است، یکی از موضوعاتی باشد که استراتژیستهای امریکایی به آن بپردازند. این بهطور کلی نشانههایی است که نویسندگان مختلف درباره امریکا نوشتند و از آن میتوان به عنوان «خودشیفتگی استراتژیک» یاد کرد که در آن امریکاییها معتقدند همه چیز به آنچه سیاستمداران امریکایی میگویند و انجام میدهند تغییر میکند.

ایالات متحده امریکا که دوران صعود در عرصه جهانی را از قرن نوزدهم آغاز کرده بود، پس از پایان جنگ سرد و با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، به عنوان یک قدرت هژمون در عرصه بینالملل شناخته شد. وزیر امور خارجه حکومت سرپرست طالبان خاطرنشان کرده است که طالبان تغییر کردهاند. در این مصاحبه همچنین درباره سایر مسائل منطقهای و روابط دوجانبه میان ایران و انگلیس سووالاتی مطرح شد که مشروح ان متعاقبا منتشر خواهد شد. علاوه بر ونزوئلا، کاخ سفید در هفتههای اخیر در صدد برقراری تماسهایی میان بایدن با مقامات ارشد عربستان و امارات برآمده اما این تلاشها بینتیجه مانده است. مجموعه حوادثی که بر ایدئولوژیها و فرهنگهای سیاسی متفاوت در ایران و ایالات متحده مبتنی بودند، قطع یک سده روابط قوی میان دو متحد را شتاب بخشیدند. طرفداران این رویکرد به یک واقعیت جدید معتقدند؛ آمریکا دیگر نمیتواند رویدادها را دیکته کند. نویسنده در بخش سوم به یکی از ضعفهای اصلی سیاست آمریکا در خاورمیانه طی دهههای اخیر و پس از فروپاشی نظم ۳۰ سالهای که کیسینجر بنیانش را نهاد میپردازد.

یکی از مهمترین شروط لازم برای پاسخ دادن به این سوال که مسئولان و سیاستگذاران ایران باید چگونه با این تحریمها برخورد کنند تا جلوی تحقق هدف اصلی آمریکا یعنی فروپاشی اقتصادی و نهایتا تجزیه کشورمان را بگیرند، آشنایی بهتر با موضوع تحریم است. در همین راستا، قصد داریم در قالب پرونده «تحریم بدون روتوش» به مهمترین سوالات درباره تحریم از دیدگاه آمریکاییها پاسخ دهیم. قسمت اول این پرونده با موضوع «چرا آمریکا تحریم میکند؟ از جملهی حرفهایی که میزنند این است که ما انتظار داریم که مسئولین جمهوری اسلامی یا دولت جمهوری اسلامی، کاری متفاوت انجام بدهد! ] کسی هم بخواهد چنین کاری را بکند، مردم از او قبول نمیکنند، نظام جمهوری اسلامی قبول نمیکند و چنین چیزی معنی ندارد. نخیر، چنین چیزی اتّفاق نمیافتد؛ متفاوت، یعنی از ارزشهای اسلامی عبور کردن، یعنی پایبندی به احکام اسلامی را از دست دادن؛ معنای متفاوت از نظر آنها این است؛ چنین اتّفاقی نمیافتد. متفاوت یعنی چه؟ ]. تغییر رفتار با تغییر نظام هیچ تفاوتی ندارد؛ درست همان است؛ یعنی تغییر آن سیرت اسلامی؛ این معنای تغییر رفتار است.

دیدگاهتان را بنویسید