زوال قدرت نرم ایالات متحده امریکا

گروههای اجتماعی برای کسب قدرت سیاسی و توانایی در بهدست آوردن بالاترین حجم از منابع جامعه متوجه شدهاند که کوتاهترین راه همانا توسل به تمایزات قومی، نژادی، زبانی و مذهبی است. تحریمهایی که پس از آن اعمال شدهاند اغلب، اشخاص و نهادهایی خاص را هدف قرار داده و از ویژگی تأثیرگذاری کلان برخوردار نبودهاند. این تحولات از یک سو امکان وقوع جنگ، هر چند کوتاهمدت را یادآوری کرده و از سویی دیگر عدم تمایل هیچ از یک طرفها به ورود به جنگی مستقیم و تحمل تبعات آن را گوشزد میکند. با عنایت به این نکته، میتوان تداوم نبردهای نیابتی از نظر کیفی را در سال 1399 متصور شد اما به نظر میرسد کمیت چنین نبردهایی روند صعودی داشته باشد. چالشهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی آمریکا با ایران در 25 سال گذشته به اعتراف بعضی از مقامات ایالات متحده نتوانست از گسترش بیداری اسلامی حتی در داخل اروپا و آمریکا جلوگیری کند. پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی – دکتر ابراهیم متقی؛ در ایران تفسیرهای متفاوتی درباره نقش و سیاست راهبردی آمریكا در دورانهای تاریخی مختلف ارائه میشود.

ایران در دوران ریاستجمهوری دموكراتها، بخشی از معادله كنترل منطقهای بوده و منجر به تثبیت موقعیت ساختاری آمریكا در ایران گردید. این گروه از افراد و تحلیلگران توجهی به معادله «ساخت قدرت» و «موازنه قدرت» در روابط ایالاتمتحده با سایر كشورها از جمله ایران ندارد. راهبرد سیاست خارجی آمریکا در دولتهای اوباما و ترامپ از منظر نظریههای مختلف و بعضاً متعارض مورد بررسی قرارگرفته است و خلأ بررسی مقایسهای مبتنی بر بررسی این راهبردها بر بستر یک راهبرد کلان کاملاً مشهود است؛ بنابراین، پرسش اصلی پژوهش این است که وجوه اشتراک و افتراق راهبرد سیاست خارجی آمریکا در دوران رهبری اوباما و ترامپ کدامند؟ پرسش اصلی این یادداشت آن است كه «دموكراتها بعد از جنگ دوم جهانی از چه الگو و سازوكاری در برخورد با ایران بهره گرفتهاند؟ این وسواس، مانند دیگر توهمات آمریکا درباره تهدید امنیت این کشور نادرست است. به همین دلیل است كه در این مجموعه تلاش میشود تا انگاره دموكراتها در ارتباط با ایران و در سالهای مربوط به بعد از جنگ دوم جهانی مورد توجه قرار گیرد. در سالهای دهه 1970 و 1980 رویكردهای شكلگرفته در ارتباط با آمریكا ماهیت تعارضی و منازعهآمیز داشته است.

متاسفانه بخش قابلتوجهی از این رویكردها و تفسیرها با قالبهای تبارشناسی سیاست خارجی آمریكا در برخورد با كشورهای مختلف و در ارتباط با ایران همخوانی چندانی ندارد. در چنین شرایطی بود كه میتوان در دوران جنگ سرد رقابتهای آمریكا و اتحاد شوروی در ارتباط با ایران و بسیاری دیگر از كشورها را مشاهده كرد. مواضع مقامات آمریکا در سال 1357 18 شهریور 57 (یک روز پس از واقعه 17 شهریور)، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا: ما خطر حوادث ایران را کوچک نمیماریم لیکن شاهد هستیم که شاه به کنترل اوضاع ادامه میهد. به گزارش ایسنا، البته به گفته کارشناسان 10 روز بسیار دیر است چون باتری جعبه سیاه جنگنده قبل از آن از کار خواهد افتاد و مکان یابی جت را سخت تر خواهد کرد. اقدام ایران در بمباران پایگاه عینالاسد و عدم واکنش ایالات متحده را میتوان شکلدهنده به سطحی جدید از موازنه میان دو طرف دانست. درگیریهای منطقهای: مواجهه جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده در سالهای گذشته اغلب به صورت نیابتی بوده و درگیری مستقیم نظامی میان دو طرف همواره آخرین گزینه بوده است.

جنگ 33 روزه پیامدهای گسترده­ای برای جامعه و ساختار سیاسی، نظامی و اجتماعی اسرائیل به همراه داشت. عربها روی امریکا حساب باز کرده بودند و گمان میکردند نقشی جدی و متعهدانه در راه مهار جنگ و به پایان رساندن آن ایفا خواهد کرد. اما بایدن اصرار داشت که او و رهبران اروپایی در اجلاس توافق کرده اند که «دیپلماسی بهترین راه رو به جلو برای مدیریت ایران است». امروز شاهد حضور پررنگ منطقهای روسیه، چین و حتی کشورهای اروپایی در منطقه هستیم که تا سالها پس از فروپاشی شوروی، چنین امکانی متصور نبود. ائتلافسازی و تحکیم آن: برجام به گفته مقامات اروپایی بیش از آن که از اهمیت اقتصادی برای اتحادیه اروپا برخودار باشد از منظر امنیتی حائز اهمیت است. خاورمیانه برای آمریکا منطقه استراتژیک است، همانطور که شرق آسیا برای چین، و جغرافیای پیرامونی برای روسیه استراتژیک محسوب میشود. غیر از مراکزی که مدیریت آنها با اشخاص روحانی است، مراکزی نیز وجود دارند که اداره آنها با اشخاصی است که هیچ سنخیتی با اسلام و شیعه ندارند، بلکه ضد علمای اسلام و از لحاظ سیاسی، ضد دولت ایران هستند.

دیدگاهتان را بنویسید