سیاست ابهامآمیز آمریکا در منطقه مدیترانه شرقی

از سوی دیگر، نخستین ایرانی که رسماً تابعیت ایالات متحده آمریکا را پذیرفت میرزا محمد علی حاج سیاح بود که در انقلاب مشروطیت نیز شرکت داشت. تضعیف، مهار و محدودسازی قدرت ایران یکی دیگر از اهداف راهبردی در طراحیهای منطقهای آمریکا بوده است. در واقع جغرافیای انباشت قدرت با مبادله دوجانبه ارزی چین تغییر خواهد کرد و که طبق نظریه چرخه جابجایی قدرت هژمون نتیجه تحرک سرمایه و جایجایی محل تولید است. اِمری در این کتاب علت این کاستی را برمیشمرد. این کتاب چه چیزی به ادبیات مرتبط با سیاست خارجی آمریکا اضافه میکند؟ پاکستان پس از 2013، یوآن را به سبد ارز خارجی خود اضافه کرد. چنانچه در جدول بالا مشخص شده است یوآن چین پس از اضافه شدن به سبد ارزی حق برداشت مخصوص، سهم 10 درصدی را در این سبد به دست آورد و نظام سهمیه­ای در این سبد را تغییر داد. ورود چین به سبد ارزی حق برداشت مخصوص راه را برای نظارت چین بر نهادهای مالی بین­المللی فراهم می کند (Eichengreen,2015).

چین در سال 2018، اعلام کرد که قصد دارد نظام قراردادهای آتی معامله نفت خام مبتنی بر یوآن را راه­اندازی کند که قابلیت تبدیل به طلا را نیز دارد. این در حالی است که بایدن با انتقاد هر ۲ حزب جمهوریخواه و دموکرات درباره احتمال امضای قراردادهای نفتی جدید با عربستان سعودی، ونزوئلا و حتی ایران برای جبران از دست دادن نفت روسیه مواجه شده است. نگاهی گذرا به سیر روابط چین و روسیه طی دو دهه اخیر مبین رشد همه جانبه این روابط در ابعاد مختلف میباشد. لذا باید تلاش کنیم در مسیری گام برداریم که همسایگان نیز به این مفهوم برسند و قانع شوند تا یک تفاهم مشترکی ایجاد شده و همه با هم در این مسیر گام برداریم. چین پس از بحران مالی 2008، تلاش کرد مبادلات ارزی دوجانبه را پس از کشورهای همسایه، به مناطق غیر از آسیایی گسترش دهد. وی تاکید کرد، «طرح جناح راست برچیدن و از کار انداختن حکومت و رهبری دموکراتیک بوده است.

بر اثر این تحول، محور مقاومت نیز در منطقه تقویت شده و محور ضدمقاومت در موضع انفعال و ضعف قرار گرفته است. پیش از آغاز مراسم تحلیف بایدن، عقیده عمومی بر این بود که روابط آمریکا و ترکیه تحت ریاست جمهوری جو بایدن بدتر خواهد شد. بنابراین با قدرت گرفتن یوآن ظرف اقتصادی چین در نظم مالی بین­الملل گسترده­تر خواهد شد و زمینه جابجایی قدرت در نظم مالی مهیا می­گردد. نکته قابل اشاره دیگر تلاش امریکا برای جلب حمایت کشورهای عرب منطقه خاورمیانه به لغو تحریم­ها بر علیه کالاهای اسرائیلی و افزایش مبادلات اقتصادی بین اسرائیل و کشورهای عرب منطقه است. با گذشت زمان، ایالات متحده به عنوان قدرت اشغالگر تلاش کرد که قدرت را به دولت جدید عراق انتقال دهد و به آموزش­هایی نظیر عملیات­ های ضد شورش، ضد تروریسم، امور مدنی و بشردوستانه و.. امری که می­تواند منجر به تغییر قدرت در ساختار جهانی گردد. گروه 20 که جایگزین گروه 8 شده است، با حضور قدرت­های در حال ظهور، این مهم را پیگیری می­کند. با آغاز دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی، موج مهاجران عرب و آسیای جنوب شرقی به چهره اسلام در آمریکا متعاقبا نیز توسعه روزافزونی بخشیدند که تا به امروز ادامه داشتهاست.

قبل از بحران مالی 2008، چین در برنامه­های متفاوت صندوق برای دسترسی به شیوه­های حکمرانی مالی شرکت کرد که استانداردهای بین­المللی و بازخورد مفیدی برای توسعه اقتصادی داخلی به همراه داشت. این شیوه خاص حکمرانی هم در صندوق بین المللی پول و گروه 20 به عنوان معرف نظم مالی بین المللی قابل مشاهده است و هم در تقویت جایگاه یوآن در عرصه مبادلات مالی جهانی. «سیاست خارجی در هیچ کجای دنیا در وزارت خارجه تعیین نمیشود. اگر بایدن بخواهد سال آینده تفوق دموکراتها در مجلسین را حفظ کند، نرخ رشد اقتصادی را به بالای 2 یا حتی 3 درصد تا 2024 برساند و شیوع کووید-19 را تحت کنترل درآورد، مجبور است انضباط مالی، اولویتبندی در مخارج ملی و تمرکز در برنامهریزیها را اعمال کند. در این چارچوب، خاورمیانه در بهترین شرایط بین 5 تا 10 درصد اولویتبندیها در سیاست خارجی امریکا خواهد بود. چین و مدیریت چین، کانون سیاست خارجی امریکاست. بر خلاف شوروی در جنگ سرد که تقریباً هیچ ارتباط اقتصادی با بلوک غرب نداشت، چین در اعماقِ اقتصادهای غربی ریشه دوانده است. موسسات تامین اجتماعی امریکایی حدود یک تریلیون دلار در شرکتهای چینی برای پرداخت حقوق بازنشستگی کارکنان امریکایی سرمایهگذاری کردهاند. چین یک منبع کلیدی تامینِ مالی برای دولت امریکا محسوب میشود. سیاستگذاری و مدیریت روابط با چین برای امریکا به هیچوجه قابل مقایسه با روابط شوروی یا روسیه نیست. موضوع تایوان، جدیترین بحران امنیتی در روابطِ چین با امریکاست. چینیها مشغول برنامههای وسیع سایبری، برخورد با کشتیهای تایوانی، ورود در رسانههای اجتماعی مردم تایوان و شکستن دیوار صوتی حتی به صورت روزانه هستند. چینیها دهها جزیره مصنوعی در دریای چینِ جنوبی ساختهاند و آنها را حریم دریایی خود میدانند و با امریکاییها در تفسیر قانون دریاها اختلافات روزانه دارند. اگر چینیها تایوان را اشغال کنند، با چه نوع عکسالعمل امریکا مواجه خواهند شد؟

دیدگاهتان را بنویسید