سیاست امریکا در ایران و عراق؛ مفید یا مضر؟

مقاله واقعا خوبی از ماهنامه آتلانتیک به قلم جفری گلدبرگ در این مورد وجود دارد که اگر آن را نخوانده اید، باید آن را مطالعه کنید. البته علاوه بر موضوع سوال شما، تا حدودی نیز صحبت های متفاوتی از این فرضیه را مطرح می کنم. در مجموع به سوال اصلی شما برگردم، با تصویب قانون فعلی که علیه عربستان در کنگره پیگیری شد چه اتفاقی خواهد افتاد. در نتیجهی پویاییهای مذکور، چیانگ چینگ کو، به اجرای طیفی از اصلاحات سیاسی-اجتماعی در تایوان مبادرت ورزید. در نتیجه آمریکا می­تواند کمی خود را عقب بکشد زیرا سایر کشورها به ویژه چین، بیش از ما به نفت عربستان نیاز دارند و در نتیجه در حال برقرار کردن ارتباط بیشتر با همه منطقه هستند. اگر داعش در عراق ادامه دهد، احتمال ماندن ما نیز وجود دارد. [ با تغییر مواضع سیاسی و نظامیاش در افغانستان با توجه با استفاده ازجذابیتهای تهاجمی، موجودیت خود را بیشتراعلام کند.(سوزولیک،۱۳۹۶ :۱۳۸).

او در ادامه این اظهارات، گفته بود: این به معنای آن است که باید از یک سو وابستگی امنیتی به دیگران را کم کنیم و از سوی دیگر بر تواناییهای خود نظیر تجارت با چین، تمرکز بیشتری کنیم. سیاستی که در انتخابات 2010، 2014 و 2018 نیز، از سوی ایران دنبال شد. در نهایت، دستیابی به یک توافق دیپلماتیک با ایران ممکن است به شدت ضروری نباشد. در دهه 1970، آمریکا کشورهایی را به دلیل نقض حقوق بشر تحریم کرد و در اواخر دهه 1980 هم خطر تروریسم، مواد مخدر و گسترش تسلیحات، از دلایل آمریکا برای استفاده از ابزار تحریم بود. چرا زمانی که رابطه میان آمریکا و عربستان سعودی را بررسی می کنیم با حمایت قوی آمریکا از عربستان سعودی و سیاست­های این کشور مواجه می شویم؟ آنها پیش از این و از زمان جنگ جهانی دوم متحد مهمی برای آمریکا بوده اند. راه را بر هرگونه تغییر رویهای در مناسبات این کشور در مواجهه با ایران میبندد و صرف جابهجایی یک مهره، تغییر چندانی در سیاستهای آن پدید نمیآورد.

او در ادامه میگوید که هرچند جمهوری خواهان سیاست بایدن در قبال روسیه را مضحک میدانند، اما هیچکدام از آنها امریکا را به ورود مستقیم به بحران اوکراین توصیه نمیکنند. در شرایط پنج دوره متوالی گسترش ناتو به سوی شرق، توقعات امنیتی مشروع روسیه باید با جدیت و به درستی مورد توجه قرار گرفته و رفع و رجوع گردند. از سوی دیگر مسالهٔ نفت هم بود، به خصوص که دکتر مصدق موفق شده بود نفت شرکت ایران و انگلیس را ملی کند. این صداقت ممکن است فشار سیاسی را به بایدن وارد کند تا ایالات متحده را دوباره به این توافق بازگرداند. حاکمیت ایالات متحده آمریکا از درون کاخ سفید گرفته تا کنگره و دیگر نهادها، سازمانها و وزارتخانههای این کشور، آنقدر فعال ضدایرانی دارد که شاید بود و نبود تندروهایی مثل جان بولتن اساسا به حساب نیاید و موثر نباشد. تا اینجا ترجیح داده میشود که ایران عواقب چنین تصمیمی را درک کند، نه اینکه به دلیل اشتباه محاسباتی، به درگیری با ایالات متحده دامن بزند.

دیروز حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه ایران نیز در مذاکره تلفنی با دبیرکل سازمان ملل متحد اعلام کرد که «شش دور قبلی مذاکرات را نادیده نمیگیریم». این یک نامگذاری بسیار مودبانه برای نقض نه تنها یک معاهده بین المللی، بلکه حتی قوانین بین المللی است، زیرا قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل به این توافق شکلی بین المللی داده است. تهران همچنین از عضویت چین در شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل پشتیبانی به عمل آورد. شبهنظامیان حوثی مورد حمایت ایران طی بیانیهای از حمله این گروه با پهپاد نوع « قاصف 2k» به فرودگاه بین المللی «ابها» در جنوب عربستان سعودی خبر دادند. «امیل هوکایم» کارشناس اندیشکده آمریکایی «موسسه بین المللی مطالعات استراتژیک» بر این باور است: تشدید رقابتهای منطقهای، تجدید حیات روسیه و نقش رو به رشد چین در خاورمیانه از جمله چالشهای روبروی آمریکا در خاورمیانه هستند. با دیدگاه آمریکایی نیز به این موضوع فکر کنید: شما اخیرا با کاهش قیمت نفت مواجه شده اید و آمریکا مانند گذشته به نفت عربستان وابسته نیست. در واقع ما برای نوعی کمک و حراست از متحدان منطقه ای در این منطقه حضور داریم این در حالی است که آمریکا مانند گذشته به خلیج فارس وابسته نیست. آنها از آنچه که ما انجام دادیم، عصبانی و ناراحت بودند.

آنها همین حالا هم فکر می­کنند رها شده اند و به همین خاطر فکر می­کنم این اتفاق، بخشی از این شرایط حساس بزرگی است که جریان دارد. به همین دلیل است که من فکر می­کنم ممکن است آنها بیایند و بگویند شما نباید این کار را انجام بدهید چرا که این پیغام آنها به شرکای خود در خلیج فارس است که ما شما را رها نکرده ایم. پس در نتیجه اوباما بایستی به همراه معاون خود، جو بایدن، به کل منطقه سفر می­کرد تا به متحدانمان اطمینان بدهد که ما شما را رها نکرده ایم. در نتیجه می بینیم که اوباما اغلب استراتژی هایی را به کار گرفته است که تلاش می کند، اغتشاشات منطقه ای را مدیریت کند تا اینکه همیشه به طور مستقیم دخالت داشته باشد. این کار نشانه و نماد وجود تنش در روابط دو کشور است و من فکر نمی­کنم آمریکا در دوره اوباما، قصد داشته باشد به این سرعت وارد مسیری شود که عربستان سعودی می­خواهد. ماهیت نظام بینالملل تعیینکننده جایگاه و اعتبار آمریکا در تعاملات بین بازیگری است.

دیدگاهتان را بنویسید