سیاست خارجی در دنیا در کنترل کیست؟

در اواسط سال ۱۹۸۵ مقامات اسرائیلی به آمریکا کمک کردند تا از راههای مخفی با افراد معتدلتری در درون دولت ایران – از جمله اکبر هاشمی رفسنجانی – ارتباط برقرار کند. نتیجه اینکه رفتار ایالاتمتحده در برخورد با ایران بیانگر این واقعیت است که بخش عمدهای رفتار سیاست خارجی آمریکا بیش از آنکه مربوط به رویکرد روسای جمهور باشد، تابعی از سیاست عمومی ایالاتمتحده خواهد بود. آمریکا سیاست هنجار سازی خودرا در خاورمیانه به اشکال مختلف دنبال می کند. اما حامد کرزی، رئیس جمهور افغانستان از سال 2001 تا 2009 نتوانست ایالات متحده آمریکا را در تحقق سیاست های شان کمک نمایند. بعد از روی کار امدن اوباما به عنوان رئیس جمهور آمریکا نشانه های زیادی دال بر تغییر در سیاست خاورمیانه آمریکا مشاهده شده است. این درحالی است که از جنگ جهانی دوم به این سو، ایالات متحده آمریکا سیاست هایی را برای تحقق هدف دست نیافتنی استیلای بر جهان در پیش گرفته، که هم دشوار و هم تداوم آن بسیار پرهزینه بوده است.

طراحی سوم آمریکا پس از حادثه یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ و در پی حمله به برجهای دوقلوی تجارت جهانی در نیویورک شکل گرفت. لذا آمریکا بعد از 11 سپتامبر تهدیدها و دشمنان جدید را تعریف کرد و تروریسم و جنگ علیه ترور در سیاست خارجی آمریکا به عنوان کد ژئوپلتیک مطرح شود. جلوگیری از ظهور چین فراتر از ظرفیت آمریکاست اما آمریکا میتواند فضا را برای ظهور چین شکل داده و از مجموعهای از متحدان و شرکا در هندو اقیانوسیه بهرهبرداری کند. فقط، تاثیر مثبتتری میتواند مورد بحث باشد. واضح است که جامعه امنیتی و دفاعی اسرائیل بهاندازه سال 2015 در مورد سودمندی برجام برای امنیت منطقه اتفاقنظر ندارند. سیاست امنیتی علیه سوریه نیز در فوریه 2012 مورد تصویب شورای امنیت قرار نگرفت. سیاست هنجارسازی آمریکا درصدد تغییر فرهنگ ها، باورها و ارزش های حاکم بر خاورمیانه نیز از اهداف از ابزارهای قدرت نرم آمریکا برای مدیریت و کنترل افکار عمومی خاورمیانه بوده است.

مجموعهی اقدامات و چالشهای آمریکا و ایران و دلایل هریک از آنها خود به تنهایی تحقیر جداگانهای را میطلبد. به همین دلیل است که امریکا به همراه کشورهای اتحادیه اروپا، چنین الگویی را از طریق اقدامات مبتنی بر یکجانبه­گرایی پیگیری کرده­اند. با عنایت به سیاست های جدید خاورمیانه ای آمریکا که در ابعاد سیاسی، اقتصادی و امنیتی دنبال می شود سوال تحقیق حاضر آن است که پیامدهای این رویکرد جدید برای کشورهای خاورمیانه چیست؟ برنامه باراک اوباما معطوف به ارتقا سیاستهای اقتصادی و بهینهسازی همکاریهای راهبردی با روسیه و کشورهای اروپایی بوده است. از طرفی موضوع هستهای ایران همچنان در کانون مناقشه ایالات متحده با جمهوری اسلامی قرار دارد. به باور موافقان برجام، این توافق به معنای خاتمه سیاست های تحریم ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی است. با این مقدمه نسبتا طولانی به پرسش اصلی پاسخ دهیم که آیا واقعا وزارت امور خارجه در تمام دنیا نقشی در تدوین سیاست خارجی یک کشور ندارد؟ براساس چنین رویکردی است که باراک اوباما سیاست چندجانبهگرایی محدودکننده را در ارتباط با ایران به کار گرفت. در نتیجه کارتر نتوانست «اصول­گرایی امریکایی» را تا پایان دوران حکومت 4 ساله­ خود ادامه دهد و در نتیجه خود وی قربانی چنین سیاست و الگوی رفتاری گردید.

او برای همه غیر قابل اعتماد بود و رفتارهای عوام فریبانه و پوپولیستی را ادامه داد و خدا را شکر که این شر از سر مردم آمریکا و سر مردم منطقه کم شد. شکست نظامی نیروهای نجات ایالات متحده در صحرای طبس، مطلوبیت و سطح سیاسی امریکا را به گونه­ قابل توجهی کاهش داد. اجلاس گروه هشت و فرمولاسیون این یادداشت ها نشان دهنده آغاز به کار طرح ایالات متحده برای تغییر خاورمیانه بود(کوانگی،1387). آمریکا همچنین یادداشتی را در حمایت گروه هشت از اصلاحات به عنوان یک برنامه حمایتی واقعی ارائه داد. در ژوئن 2004، ایالات متحده بطور رسمی طرحی را تحت عنوان «ابتکار خاورمیانه بزرگ و شمال آفریقا» در اجلاس هشت کشور صنعتی جهان مطرح ساخت. از آنجایی که ارتقای جایگاه چین و گسترش تعاملات سیاست خارجی آن در رقابت با جایگاه ایالات متحده است، طبیعی است که مورد حساسیت ایالات متحده باشد. و جمهوری اسلامی ایران برای تدوین سیاست های راهبردی متناسب با رویکردهای جدید آمریکا در خاورمیانه چه سیاستی را باید در پیش گیرد و چه اقداماتی را باید تحقق بخشد؟

سیاستگذاری اخراج آمریکا از افغانستان و عراق از سوی ایران را میتوان جلوهای از سیاست ” سواری مجانی” محسوب کرد که سیاستگذاری ایران را به صورت رایگان و مجانی در خدمت اهداف و نیات رقیبان منطقهای ایران قرار میدهد. صراحتا من قصد دارم مقایسه ای میان ترامپ و کلینتون صورت بگیرد. موفقیت دولت اوباما در خروج کم هزینه از عراق و آرام کردن اوضاع افغانستان بدون جلب مشارکت ایران در این زمینه مشکل به نظر میرسد و این دو موضوع میتواند زمینه ساز رایزنیها میان ایران و دولت اوباما باشد. آقای شهیر شهید ثالث در ادامه میگوید: «اما حکومت ایران از این نظر “غیرعادی” است. پس اساسا آیا تفاوتی با آنچه آقای خامنهای به زبان میآورد با اظهارات پیشین جواد ظریف دیده میشود؟ اوباما همچنین در دوران ریاستجمهوری خود قطعنامههای مختلفی برای محدودسازی قدرت اقتصادی و راهبردی ایران را تنظیم کرد که قطعنامههای 1929 با عنوان تحریمهای فلجکننده شناخته میشود. سیاست مهار اقتصادی ایران و دستورالعمل اجرایی كلینتون برای گسترش تحریمهای اقتصادی در دوران وزارت خارجه وارن كریستوفر انجام گرفت. به منظور پاسخ به این سوال، مقاله حاضر نخست به بررسی زمینه سیاست خاورمیانه ای امریکا و طرح خاورمیانه جدید و سپس رویکرد اوباما در قبال آن می پردازد.

دیدگاهتان را بنویسید