سیاست خارجی روسیه و آمریکا نسبت به بحران سوریه

در واقع، موضوع آنها بسیار پیچیده است. در واقع، به نوعی یک کمربند امنیتی در اطرف چین کشیده خواهد شد تا قدرت اقتصادی و نظامی این کشور را مهار کند. لذا با این حمله، تهدید بنیادگرایی مذهبی جایگزین کمونیسم شد و ابهام ژئوپلتیک، مبتنی بر رسالت آمریکا مبنی بر آزادی بشریت از ظلم و خشونت مرتفع گردید. عملیات پنجه عقاب که توسط نیروهای واکنش سریع امریکا در خلیج فارس انجام شد، با شکست تکنیکی روبرو گردید. تصمیمات ایران هم عمدتاً واکنشی به سیاست «فشار حداکثری» ایالات متحده است -رویکردی که بیهودگی و شکست فاجعه بار آن آزموده شده است. چالش­های یاد شده منجر به شکل­گیری وضعیت اضطراری در ساختار دیپلماتیک و سایر نهادهای امنیتی – راهبردی در ایالات متحده گردید. گفتمان حقوق بشر در اواسط دهه 1970 از جایگاه و مطلوبیت ویژه­ای در سیاست خارجی و امنیتی امریکا برخوردار گردید. ضرورت­های ادغام در اقتصاد سرمایه داری بیانگر آن است که شیوه­های جدید از قدرت و امنیت در دستور کار نهادهای سیاست خارجی ایالات متحده قرار می­گیرد. چالش واقعی این است که چگونه می توان اطمینان حاصل کرد که تهدیدات حمله نظامی قابل اعتماد هستند، زیرا ایالات متحده یک تغییر استراتژیک طولانی مدت را از خاورمیانه و به سمت آسیای شرقی اجرا می کند.

جانسون به این موضوع واقف بود كه ایالاتمتحده به گونه تدریجی با چالشهای امنیتی جدیدی روبهرو خواهد بود. معاون سیاسی وزیر امور خارجه گفت: موضوع افغانستان در شرایط کنونی نماد بارز و برجسته شکست سیاست های راهبردی امریکا در منطقه است. شکست نظامی نیروهای نجات ایالات متحده در صحرای طبس، مطلوبیت و سطح سیاسی امریکا را به گونه­ قابل توجهی کاهش داد. هدف مقاله حاضر بررسی تناقض سیاست خارجیآمریکا در قبال تحولات بحرین و سوریه می باشد و به دنبال پاسخگویی به این سوال است که مهمترین دلایل رویکرد متعارض ایالات متحده آمریکا نسبت به تحولات بحرین و سوریه چیست؟ این مسئله را هم از فروپاشی شوروی درس گرفتند که باید مردم را از کل سیستم حکمرانی ناامید کنند. نتیجه به دست آمده در انتخابات اخیر ریاست جمهوری آمریکا را می توان به خواست مردم آمریکا برای تغییر روندها در دو حوزه سیاست داخلی و خارجی این کشور تعبیر نمود.

از منظر لیبو در هر دورهای از تاریخ ما شاهد بهدستآوردن منزلت و افتخار توسط شخص اول هر کشور یا مردم یک کشور هستیم. در نتیجه آمریکا می­تواند کمی خود را عقب بکشد زیرا سایر کشورها به ویژه چین، بیش از ما به نفت عربستان نیاز دارند و در نتیجه در حال برقرار کردن ارتباط بیشتر با همه منطقه هستند. ما فقط یک مورد را می توانیم پیدا کنیم و این هیچ ارتباطی با تجارت، رقابت اقتصادی، ایدئولوژی، نقض حقوق بشر توسط چین یا مبارزه برای قدرت نسبی در آسیا یا دیگر مناطق ندارد. در چهارچوب این تحولات، آغاز روند جدیدی که بتواند موقعیتهای سیاسی کشورهای خاورمیانه را تحت تاثیر قرار دهد، آشکار بوده و تمامی کشورها به هر نحوی سیاست خارجی خود را مورد بازنگری قرار خواهند داد. تسخیر سفارت امریکا در تهران، گسترش موج ضدامریکایی در کشورهای اسلامی و ظهور اصول­گرایی اسلامی در کشورهای خاورمیانه منافع و اهداف ایالات متحده را با شرایط بحرانی روبرو کرد. انقلاب­های ایران و نیکاراگوا حلقه­ امنیتی ایالات متحده را در امریکای مرکزی و جنوب غربی آسیا گسست.

همچنین در دوران ریاستجمهوری كندی، ایالاتمتحده از سیاست شاه برای سركوب جنبش اجتماعی ایران به ویژه قیام 15 خرداد 1342 حمایت به عمل آورد. در فرآیند سیاست مهندسی قدرت و امنیت منطقهای آمریكا در خلیجفارس، كارتر و برژینسكی توانستند زمینه حمله نظامی عراق به ایران را به وجود آورده بهگونهای كه عراق از حمایت همهجانبه كشورهای منطقهای، اتحاد شوروی و آمریكا برخوردار شد. در نگرش زمامداران آمریكایی گروههای معترض در زمره افرادی قرار داشتند كه از سازوكارهای ارتجاعی حمایت به عمل آورده و تلاش داشتند تا ساخت اقتصادی و اجتماعی ایران را در فضای ماقبل توسعه قرار دهند. این نیروها وظیفه داشتند تا منافع امریکا در حوزه اقیانوس هند و خلیج فارس را به عنوان خط مقدم منافع استراتژیک امریکا در دهه­ 1980 تامین نمایند. این امر نشان می­دهد که آنچه در اواخر دهه 1940 در قالب شورای علوم اجتماعی در دانشگاه پرینستون امریکا شکل گرفت، آثار خود را در دهه 1960 در سیاست خارجی امریکا منعکس نمود. اساسا روسیه و چین کشور هایی هستند که به عنوان یک اصل بنیادین در سیاست خارجی وارد ائتلاف به معنایی که در سیاست بین الملل بحث شده نمی شوند. در شرایط پنج دوره متوالی گسترش ناتو به سوی شرق، توقعات امنیتی مشروع روسیه باید با جدیت و به درستی مورد توجه قرار گرفته و رفع و رجوع گردند.

دیدگاهتان را بنویسید