سیاست های نفتی آمریکا در ایران

حتی قبل از آن نیز پرسشها در مورد مدیریت بهینه این بازگشت وجود خواهد داشت. مادورو قبل از آن هم گفته بود كه «ونزوئلا نفت دارد و امکان استخراج و خرید آن برای همه سرمایهگذاران از آسیا و اروپا گرفته تا ایالات متحده فراهم است». ایلهان عمر در ادامه اظهارات خود با اشاره به ترور مقام ایرانی (سردار سپهبد شهید قاسم سلیمانی) به دستور دونالد ترامپ گفت که رئیس جمهور کنونی آمریکا کشور را تا مرز جنگ کشاند. ایلهان عمر از رئیس جمهور جدید آمریکا، جو بایدن، خواست تا به ایده آلهای آمریکایی عمل کند و از موارد نقض حقوق بشر حتی در کشورهای متحدی همچون عربستان سعودی و امارات متحده عربی انتقاد کند. پیاده سازی این سیاست، آمریکا و غرب را به مرور زمان به این باور می رساند که دوران امتیاز گرفتن و امتیاز ندادن تمام شده و بر اساس این باور جدید مذاکرات احتمالی در آینده را سازماندهی کند. سیاست خارجی موفق آن است که کمترین هزینه اقتصادی را بر ظرفیتهای تولیدی تحمیل کند و ازسویدیگر، بیشترین بهرهها را برای شهروندان رقم بزند. اما سیاست خارجی احتمالی دولت بایدن در قبال کشورهایی همانند روسیه و چین محدودکننده و در چارچوب راهبرد مهار عمل خواهد کرد.

راهبرد مهار ایران و کاهش نفوذ آن در منطقه غرب آسیا و یا تلاش برای فروپاشی آن به یکی از اولویتهای اصلی در سیاست خارجی آمریکا تبدیل شده است. این قانونگذار دموکرات مینه سوتا مصرانه خواهان ارزیابی مجدد اولویتهای (سیاست خارجی) آمریکا در خاورمیانه شد و حضور آمریکا در این منطقه را «غیرسازنده» خواند. امید زیادی وجود دارد که آنها نتیجه نفرت انگیزی وی را درست درک کنند: نفرت و تهدید علیه صلح در منطقه. حوزههای منافع متباین و متناقض زیادی وجود دارد که میتوان آنها را مسیری سریع و موفقیتآمیز برای حلوفصل همه مسائل با ایران تعریف کرد بهطوریکه برای همه قابلقبول باشد. این نگاه فرمانده پیشین نظامی، بحثهای زیادی در این رابطه در فضای سیاسی ایران به راه انداخت. این الگو بهجهت اینکه کمترین هزینهای را بر زیرساختهای جامعه آمریکایی و جایگاه این کشور در نظام بینالملل ایجاد میکند، درنهایت سقوط ساختار قدرت سیاسی مستقر را رقم خواهد زد.

همچنین، دیدگاه فراگیر حاکی از آن است که آمریکا برای توافق صرف بر مسئله هستهای سر میز نخواهد نشست هرچند که بازگشت به برجام احتمالاً پیششرط حل سایر مسائل محسوب میشود. علاوه بر منافع قدرتهای جهانی (چین و روسیه)، منافع متحدان منطقهای امریکا در شمال شرق و جنوب غربی آسیا هم از عوامل مهم سیستمی تاثیرگذار بر سیاست واشنگتن در خصوص برنامه هستهای ایران و کرهشمالی است. ایالات متحده برنامه موشکهای بالستیک، حمایت مالی و تسلیحاتی ایران از گروههای نیابتی در منطقه و برنامه هستهای ایران را تهدیدی آشکار برای منافع امریکا و متحدانش میداند و براساس این برداشت، سیاستهای خود را در برابر ایران تنظیم میکند. علاوه براین، گروههای نزدیک به عربستان سعودی نیز تدوین سیاستها در قبال ایران را با دقت زیر نظر دارند و تعامل مستقیم خواهند داشت. در حالی ­که ژاپن و کرهجنوبی اغلب خواستار مذاکره و تعامل برای حل معضل هستهای کرهشمالی هستند؛ متحدان عرب و صهیونیستی امریکا تشدید فشار علیه ایران و حتی استفاده از زور را پیشنهاد دادهاند.

امریکا از اوایل دهه ۹۰ میلادی تاکنون، تلاش بسیاری برای مقابله با برنامه هستهای ایران و کره­شمالی انجام داده است. در حوزه نظامی اگرچه دو کشور همواره در معرض تهدید به حمله نظامی بودهاند، اما این گزینه در خصوص ایران بیشتر مورد توجه سیاستمداران و نخبگان فکری امریکا بوده است. این کتاب پذيرش خوبی در میان افراد آکادمیک و متخصصین داشته است و فصلنامه معتبر «فارین افرز» بررسي بسیار مثبتی از این کتاب نوشته است. توافق بین المللی برجام (۱۳۹۴)، پس از تحریم های متوالی، موافقان و مخالفان را به گمانه زنی های بسیار درباره بازتاب برجام در سیاست خارجی دو کشور برانگیخته است. دولتهای مختلف آمریکا بهطور معمول در مواجهه با ایران از گزینههای متعدد موجود در جعبه ابزار سیاست خارجی ایالات متحده از جمله تحریمهای اقتصادی، انزوای سیاسی و تهدید نظامی استفاده کردهاند. بیتردید ادامه فعالیتهای ویرانگرانه داعش و درگیری دولتهای عربی موجب تقویت قدرت منطقهای جمهوری اسلامی ایران خواهد شد؛ امری که لابیهای رژیم صهیونیستی و جمهوریخواهان در کنگره آمریکا بهشدت مخالف آن هستند.

دیدگاهتان را بنویسید