سیاست های نفتی آمریکا در ایران

ترور سردار سلیمانی توسط آمریکا و برهم زدن موازنه امنیتی به موجب این اقدام، دو کشور را تا آستانه درگیری مستقیم نظامی پیش برد. اقدام ایران در بمباران پایگاه عینالاسد و عدم واکنش ایالات متحده را میتوان شکلدهنده به سطحی جدید از موازنه میان دو طرف دانست. علاوه براین، با آغاز مجدد مذاکرات هستهای بین ایران و آمریکا، واکنش شدید و تحریکات اسرائیل ظاهر گردید. پکن به خوبی میداند با حلوفصل موضوع هستهای ایران در خاورمیانه، غرب علیالخصوص ایالات متحده آمریکا بر حوزه نفوذ جمهوری خلق چین متمرکز خواهد شد. اولین عامل به تحول کیفی و تعدیل کمی در وضعیت نظامی جهان بهویژه ایالات متحده برمیگردد. با عنایت به این نکته، میتوان تداوم نبردهای نیابتی از نظر کیفی را در سال 1399 متصور شد اما به نظر میرسد کمیت چنین نبردهایی روند صعودی داشته باشد. چنین تفاوتهایی در انگاره سیاسی با «روح و قواعد بازی بزرگ» روسیه و انگلیس در سالهای قرن نوزده و اوایل قرن بیستم هماهنگی و همگونی نداشت. در چنین شرایطی بود كه زمینه برای نقشیابی گستردهتر آمریكا در حوزه سیاست ایران به وجود آمد. ایالاتمتحده تلاش نمود تا ایران به عنوان بخشی از حلقه ژئوپلیتیكی و امنیتی آمریكا در غرب آسیا ایفای نقش نماید. آمریكا تلاش داشت تا ایران موقعیت ساختاری خود را حفظ نموده تا از این طریق در برابر فشار و نفوذ اتحاد شوروی مقاومت كند.اتحاد شوروی نیز از سازوكارهای بیثباتسازی ایران برای كنترل حوزه قدرت بهره گرفت.

از دهه 1990 كه ساختار نظام دوقطبی كاركرد خود را از دست داد، «اندیشه نظم نوین جهانی» تاثیر خود را بر «ایدهآلیسم ایرانی» به جا گذاشته است. مهمترین مؤلفه قدرت دفاعی و بازدارندگی ایران، «مردمپایه» بودن آن است. مهمترین محورهای سخنرانی سیدحسین موسویان در نشست هستهای دانشگاه جورج واشینگتن آمریکا ساعاتی پیش از رأی گیری سنای آمریکا. آنها پیش از این و از زمان جنگ جهانی دوم متحد مهمی برای آمریکا بوده اند. پرسش اصلی این یادداشت آن است كه «دموكراتها بعد از جنگ دوم جهانی از چه الگو و سازوكاری در برخورد با ایران بهره گرفتهاند؟ خوشچشم همچنین گفت: بحث اصلی در این است که کابینه آقای رئیسی بایستی بر اساس یک راهبرد جامع نوشته شود. میزان همکاری کشورها در اعمال تحریم نیز در مقاله مطرح شده است که از این نقطهنظر تحریمها به دو دسته یکجانبه و چندجانبه تقسیم شده است. این مقاله با توجه به اهمیت و جایگاه تحریم در سیاست خارجی آمریکا، علاوه بر بررسی نمونههای کاربرد تحریم توسط آمریکا علیه کشورهای مختلف، به میزان کارآیی تحریمها پرداخته و میزان موفقیت آنها را مورد ارزیابی قرار داده است.

افغانستان در آسیا در تئوری هارتلند مکیندر نیز قرار دارد و دارای شرایط استراتژیک و تنگه های سوق الجیشی است. سیاست ایالات متحده در برخورد با ایران و در دوران بعد از جنگ دوم جهانی مبتنی بر «كنترل ایران» براساس گسترش همكاریهای نظامی، اطلاعاتی و امنیتی بوده است. تاکنون اقدامات آمریکا به هدف اصلی خود که همان تغییر محاسبات ایران و انجام مذاکرات جامع بوده، نرسیده است، بنابراین انتظار میرود روند تنوعبخشی به فشارها علیه ایران در سال 1399 تداوم و گسترش یابد. این نظام جهانی طی قرن ها رو به گسترش بوده و به طور پیوسته دیگر بخش های جهان را به داخل نظام تقسیم کار خود کشیده است. این نهاد باید عهده دار مسئولیت تدوین گزارش های دوره ای در مورد راستی آزمایی رفع تحریم ها برای تصمیم گیری درخصوص استمرار پایبندی ایران به توافق یا اقدامات متقابل ایران در قالب کاهش یا توقف اقدامات خود باشد. دو موضوعی که برخی اندیشکدههای آمریکایی با استناد به آنها بر نقصان و ناکافی بودن اقدامات آمریکا جهت اثرگذاری بر ایران تأکید کردهاند. ایالات متحده در مواجهه با دشمنان خود جهت صرف هزینه و ریسک کمتر از ابزار تحریم استفاده میکند، شناخت کارآمدی و کیفیت این ابزار در مواجهه مناسب با آن ضروری به نظر میرسد.

سخنگوی وزارت خارجه چین در اظهارات قبلی خود از کشورهای عضو اتحادیه اروپا درخواست کرد «فوراً دست از مداخله در امور داخلی چین برداشته و رویکرد تقابلجویانه خود را متوقف کنند». رویكرد دوم واكنشی نسبت به نگرش قبلی بوده و به این موضوع توجه دارد كه زمامداران ایرانی میبایست از سازوكارهای مربوط به «صلحسازی»، «بازسازی روابط» و «عادیسازی مناسبات» با آمریكا بهرهمند شود. در سالهای دهه 1970 و 1980 رویكردهای شكلگرفته در ارتباط با آمریكا ماهیت تعارضی و منازعهآمیز داشته است. اما ترامپ در عوض نابرابری اقتصادی را با کاهش مالیات برای ثروتمندان وخیمتر کرده و بودجه زیرساخت، آموزش، تحقیق و توسعه و آموزش شغلی را کاهش داده است. ائتلافسازی و تحکیم آن: برجام به گفته مقامات اروپایی بیش از آن که از اهمیت اقتصادی برای اتحادیه اروپا برخودار باشد از منظر امنیتی حائز اهمیت است. «دانیل پایپتس» ـاز مشاوران شورای امنیت آمریکا در دوران نومحافظهکارانـ بر این نکته تأکید میورزد که چالش بنیادگرایان اسلامی نسبت به غرب ژرفتر از چالش کمونیستها است.

در رابطه با جهان سوم میتوان از تاثیر جنبشهای آزادیبخش سده بیستم بر وجهه این کشور سخن گفت. دیپلماسی عمومی: به طور کلی رویکار آمدن دونالد ترامپ در آمریکا را میتوان ضربهای به قدرت نرم ایالات متحده در جهان به حساب آورد. یک کارشناس اقتصادی گفت: باید مسئولان با اتخاذ سیاستهای قابل اجرا، کشور را در مقابل این جنگ نابرابر اقتصادی تقویت کرده و با تعامل سازنده با جهان آثار مخرب سیاستهای اقتصادی آمریکا علیه ایران را کاهش دهند. قطع عمده مشارکتها دراین منطقه به معنای این است که کشورهای کوچک آینده اقتصادی معناداری در همکاری با ایالات متحده نمی بینند و ترجیح به نزدیکتر شدن به پکن می دهند. رقابت «قدرتهای بزرگ» پویایی اصلی تغییر شکل منطقه نیست. در عوض مبارزه با تروریسم بدل به هستهٔ اصلی سیاستهای امریکا شده، به خصوص پس از حمله به برجهای دوقلو و پنتاگون در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱. تا جایی که حالا بهوضوح میتوان دلیل اظهارات بی پایه اولیانوف و طولانی کردن مذاکرات را در ارتباط مستقیم با امادگی روسیه برای حمله به اکراین تلقی کرد.

دیدگاهتان را بنویسید