سیر تحول سیاست خارجی آمریکا نسبت به افغانستان بر اساس نظریات ژئوپلتیک

این سکون باعث خالی ماندن پستها در پایتختهای حیاتی جهان شده است؛ به طور مثال بایدن هنوز حتی یک سفیر هم برای فعالیت در بریتانیا معرفی نکرده است. خاورمیانه از مناطق مهم و استراتژیک جهان برای ایالات متحده آمریکا محسوب می گردد، که اساسا تسلط داشتن بر این منطقه استراتژیک و مهم کره خاکی برای هر ابر قدرتی ضروری به نظر می رسد و عدم احاطه عمل امریکا بر خاورمیانه به معنای ضعف در سیاست خارجی اش محسوب می گردد. اما ایالات متحده با به کار گیری سیاست های مختلف سعی در به کنترل در آوردن این منطقه دارد، یکی از آخرین تلاشش اعمال سیاست توازن ضعف منطقه ای در خاورمیانه می باشد که سعی در تضعیف کردن کشورهای این منطقه دارد تا کشوری یارای مقابله حداقلی هم با امریکا نداشته باشد. این پژوهش از نظریه واقع گرایی تهاجمی مرشایمر برای بررسی سیاست خارجی آمریکا استفاده می کند و اینکه چگونه قدرت های بزرگ در صدد کسب و حفظ منافعشان هستند و تسلط بر خاورمیانه و تبدیل شدن به هژمون جهانی برای آمریکا با این نظریه قابل بررسی می باشد، این پژوهش می خواهد چگونگی اعمال این سیاست بر کشورهای عراق و سوریه را نشان دهند و اینکه چقدر این سیاست امریکا کارساز بوده است؟

این تصمیم که در ژانویه ۱۹۶۸ گرفته و در سال ۱۹۷۱ عملی شد، پایان دوران اقتدار بریتانیا بر ضمانت کشتیرانی در آبهای خلیج فارس، و در نتیجه پایان دسترسی مستقیم آنان به منابع انرژی بود. دوران ریاست جمهوری کارتر زیر سایهٔ گروگانگیری در ایران به پایان رسید. خوشچشم گفت: به نظر میرسد، در طول هشت سال گذشته، تاثیرگذاریمان در منطقه در حال کاهش بوده است. ریشه بحران در اوکراین، سیاستهای آمریکا و غرب است که باید آن را شناخت و بر اساس آن قضاوت و اقدام کرد. سیاست بین الملل را باید با “نگاه ایرانی” از “سر نوشت.” مذاکرات کنفرانس “یالتا” و “پوتسدام” مهم هستند. دادگاهی در بلژیک، اسدالله اسدی، دیپلمات ایرانی شاغل در اتریش را به جرم توطئه بمبگذاری در یک نشست سازمان مجاهدین خلق در پاریس در سال 2018 به 20 سال زندان محکوم کرد. امریکا حامی معاهدهٔ بغداد بود، پیمان صلح بین عراق و ترکیه در ۱۹۵۵، که همان سال ایران و پاکستان هم به آن پیوستند.

از سوی دیگر، خروج عراق از معاهدهٔ بغداد دیگر فرصتی به بریتانیاییها نمیداد تا به پایگاههای هوایی عراق، که کنترلشان را به دست نیروهای عراقی سپرده بودند، باز گردند. در این طرح ایالات متحده آمریکا به دنبال گسترش لیبرال دموکراسی و نظام سرمایه داری می باشد. در دههٔ هفتاد عراق به عنوان دشمن اسراییل و در نتیجه حامی بالقوهٔ تروریسم شناخته میشد فقط به این دلیل که از گروههای فلسطینی حمایت میکرد. در وضعیت بیثبات پس از سقوط شاه و اشغال سفارت، در دههٔ هشتاد امیدهای امریکا از ایران قدیم به عنوان متحد رخت بربست و عربگرایان دست به کار شدند تا بغداد را به عنوان جانشین بالقوهٔ ایران جا بزنند. بدون شک این رقابت عامل مؤثری بود در تصمیمگیری امریکا برای دخالت در دعوای شاه و مصدق در اوایل دههٔ ۱۹۵۰. هنوز مشخص نیست امریکا تا چه حد در این ماجرا دست داشته است. در عوض کودتای امریکاییها و سرنگونی دولت مصدق به دست آنها، بریتانیاییها هم ۴۰ درصد از سود نفت ایران را به عنوان پیشکش به امریکا دادند. قیمت بالای نفت ناگهان قدرت خرید او را بالا برد و او پول عظیمی برای تجهیز زرادخانههای خود به دست آورد. به گفتهٔ مصطفی فاتح، یکی از بهترین متخصصان اقتصاد نفت که سالها در شرکت نفت ایران و انگلیس کار کرده بود، شکی نیست که در این مورد منافع نفتی امریکا و انگلیس همسو بود.

مارس ۱۹۸۷، واشنگتن به کویت اطلاع داد که پذیرفته است نه فقط آن کشتیهای کویتی را که برای امریکا نفت میبرند حفاظت کند، بلکه مراقبت از کشتیهایی را که برای روسیه فرستاده میشوند هم برعهده گیرد. در واقع، هم ناسیونالیستهای عرب و هم ناسیونالیستهای ایرانی، برای مبارزه با بقایای امپریالیستها، گوشه چشمی هم به امریکا داشتند. واکنش امریکاییها به اوضاع داخلی عراق در دههٔ ۱۹۵۰ هم نشاندهندهٔ دغدغهٔ مشابه آنان است در راه مهار شوروی و کنترل دغدغههای کمونیستی، اما در این مسیر به هیچ وجه در دفاع از منافع بریتانیا عملی صورت نمیگیرد. اما به لحاظ مدیریت سیاسی، این قسمت از جنگ حکم استثنا، یا به قول وزیر دفاع وقت کاسپر وینبرگر حکم «انحراف» از استراتژی اصلی را داشت. قرارداد ایران- کنترا از دو جهت قابل بررسی است: نخست، ایرانیها پی بردند واشنگتن قابلیت دور زدن قول و قرارهایش را، در شرایطی که منافعش ایجاب کند، دارد. در مورد تجاوز روس ها به اوکراین این جنگ قابل پیش بینی نبود و امروز گفته می شود در صورت فشار بیشتر بر روس ها بعید نیست روسیه از سلاح های اتمی استفاده کند و در پی آن ممکن است کشورهای دیگر نیز وارد این درگیری اتمی شوند هر چند بعید به نظر می رسد اما احتمال دارد همانطور که آمریکا نیز ژاپن را با بمب اتم متوقف کرد روزی روسیه را نیز چنین کند یا بالعکس روسیه از سلاح اتمی استفاده کند؟

با “عینک لندن”، چنین سیاستی قابل تحسین و آموزش است و ملکه، مدال ملی را به بلر، نخست وزیر جنگ عراق اعطا کرد. حزب دموکرات آمریکا خواهان عذرخواهی هاکبی به دلیل اظهارات دیروزش درباره توافق ایران شد. در واقع، همانگونه که بعدها مشخص شد، امریکا مهمترین عاملی بود که موجب شد عراق در جنگ شکست نخورد. در مجموع ماجرا به نفع امریکا شد، اما همهٔ کسانی که دستی در ماجرا داشتند میگویند بعید میدانند سیا در سرنگونی قاسم نقشی ایفا کرده باشد. با این همه، این مساله و موارد دیگر نشان میدهد که دستگاه تصمیمگیری ریگان در مورد درگیریهای جدی جهانی (لبنان، خلیج فارس و امریکای لاتین) هیچ توجهی به پیامدهای اعمال خود نداشتند. پیش از جنگ جهانی دوم، بیش از مفهوم حق دفاع مشروع جمعی، نظریه جنگ عادلانه رواج داشت که به شدت مورد سوءاستفادهقدرتهایتوسعهطلب واقع شد. ریگان همچنین تعهدی جدی داشت به دفاع از عربستان سعودی، و علیرغم اعتراض کنگره، سیستمهای هشدار و کنترل هوایی را به این کشور فروخت. این دو بر سر مرز اروندرود اختلاف پیدا کردند، و بغداد در ادامهٔ سیاستهای ناسیونالیستهای عرب، نام خلیج فارس را به خلیج عربی تغییر داد.

دیدگاهتان را بنویسید