سیر تحول سیاست خارجی آمریکا نسبت به افغانستان بر اساس نظریات ژئوپلتیک

آمریکا در حیطه اقتصادی، هرچند بالاترین تولید خدمات و کالا را به صحنه میآورد، شاید مهمترین شاخص یکهتازی آن در این قلمرو همانا دراختیار داشتن بزرگترین بازار مصرف جهان، آنهم با فاصله فراوان از دیگر کشورهای بزرگ باشد. چین به طور فزایندهای از نظر اقتصادی در آسیا مسلط می شود و واشنگتن از هرگونه رهبری واقعی در تجارت جهانی غایب است. و یک ابرقدرت فناوری در حال ظهور در تعداد فزایندهای از زمینهها است. سال ها طول می کشد و خطراتی را در بر خواهد داشت. با این حال، هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه، مفهوم پکن متخاصم را رد کرد و گفت که برای ایالات متحده و چین “ضروری” است که “یک رابطه مثبت و مبتنی بر همکاری” داشته باشند. در زمان ترامپ رئیس جمهوری سابق آمریکا، روابط ایالات متحده با چین به یک رقابت کامل تبدیل شده بود. در عین حال باید در نظر داشت که این دولت بایدن بود که به عربستان «دستور» داد تا با ایران تعامل کند. با وجود این، شهوت تحریم در واشنگتن فروکش نکرده است. پکن صرفاً به دنبال لغو و جایگزینی آنچه در حال حاضر وجود دارد نیست، بلکه به دنبال رد برخی از اصول، پذیرش برخی دیگر و بازنویسی بقیه است.

اصولاً در نظام بینالملل، بازیگران برتر کاملاً از دیگر بازیگران متمایزند؛ زیرا در بلندمدت، در شکل دادن به جوهره پیامدها و جهتگیری وقایع اثرگذارتر و نافذترند، جدا از اینکه میزان حضور آنها در وقوع حوادث چقدر بوده است. نظامی با چنین ویژگیای، رقابت برای ارتقاء جایگاه خود درعین کوشش برای تضعیف جایگاه دیگر بازیگران و بسط پرستیژ و اعتبار را جایگزین دائمی بودن جنگ میان رهبران قطبهای ایدئولوژیک کرده است. آمریکا بالاترین حجم بودجه نظامی را نیز در میان رقبا به خود اختصاص داده است که البته بهشدت نیز این قدرت نظامی فناوریمحور است. پایانبخش این مقاله استدلالهای مرتبط با سیاست تداوم و استحکام حضور برای تأمین منافع واشینگتن و همچنین ارائه الگوهای رفتاری در قبال ایالات متحده خواهد بود. فقط، گامهایی که ایران و اسرائیل در این راستا برخواهند داشت، حائز اهمیت خواهد بود. چین در این زمان که موقعیت دلار در بحران قرار گفته بود، از صندوق خواست تا از تمرکز سیستم مالی بین­المللی بر آمریکا دور شود.

روابط جمهوری خلق چین و فدراسیون روسیه در دهه اخیر از شتاب بسیار بالائی برخوردار بوده است. آمریکا بازیگر برتر است؛ اما بهواقع در نظام بینالمللِ حاکم، در جایگاه یک قطب قرار نمیگیرد. واشنگتن قصد ندارد چین را به یک قدرت لیبرال یا یک سهامدار مسئول در نظام بینالملل تبدیل کند. دولت ترامپ با رد این تصور که ادغام در نظم جهانی باعث دموکراتیزاسیون چین یا رفتار بینالمللی مسئولانه میشود، پکن را یک «قدرت تجدیدنظرطلب» نامید که ایالات متحده با آن رابطه رقابتی اساسی خواهد داشت. پکن حتی ممکن است روزی آینده خود را در حفظ نظم لیبرال ببیند. به نظر می رسد هر ماه سیاستگذاران ایالات متحده زنگ خطر را در مورد روابط ایالات متحده و چین با حجم بیشتری به صدا در می آورند. موازنه نظامی در هندوپاسیفیک از ایالات متحده و متحدانش دور شده و به سمت پکن میل میکند. به نظر میرسد در هر دو استراتژی چین و روسیه، دولت بایدن شرکای مطمئنی در مجلسین امریکا دارد. و هدف آن متوقف کردن رشد چین نیست، بلکه با تلاشهای پکن برای برهم زدن ترتیبات بینالمللی موجود به شیوههایی که به ایالات متحده و شرکای آن آسیب میرساند، مخالفت میکند.

دولت او نه به دنبال رابطه همکاری با پکن بود و نه تعامل را به عنوان ابزار اصلی تامین منافع ایالات متحده دنبال کرد. و تنها مسئله ­ای که می ­توانست در خاورمیانه آمریکا را به چالش بکشد نفت بود. باقری پیش از انگلیس، به فرانسه و آلمان سفر و در آنجا با مقامات بلند پایه این دو کشور دیدار کرد. با وقوف به تمامی این نکات در سالهای پایانی دهه دوم قرن 21، پنج عضو شورای امنیت را باید کشورهای برتر نظام بینالملل نامید که البته سه کشور آمریکا، روسیه و چین از برجستگی فزونتری برخوردارند. وی شروع جنگ توسط این کشور را با اعلام آمادگی کامل نهادهای نظامی در این کشور و اجماع دیگر نهادها ممکن دانست که البته این اجماع به هیچ وجه وجود ندارد. پایان جنگ سرد محیط عملیاتیِ بهشدت متفاوت و متمایزی را برای منطقه ترسیم کرد. این تصمیم که در ژانویه ۱۹۶۸ گرفته و در سال ۱۹۷۱ عملی شد، پایان دوران اقتدار بریتانیا بر ضمانت کشتیرانی در آبهای خلیج فارس، و در نتیجه پایان دسترسی مستقیم آنان به منابع انرژی بود. سخنرانی پاول مصادف با بمباران عراق بود. امریکا عراق را نیز به دولتهای عربی خلیج فارس، اردن و مصر نزدیکتر کرده تا عراقِ، منطقه درمانی و خود درمانی کند.

دیدگاهتان را بنویسید