سیر تحول سیاست خارجی آمریکا نسبت به افغانستان بر اساس نظریات ژئوپلتیک

بایدن در حالی وارد کاخ سفید خواهد شد که در آخرین روزهای ریاست جمهوری دونالد ترامپ، تنش میان ایران و آمریکا بطور قابل توجهی افزایش یافته است. در واقع ما برای نوعی کمک و حراست از متحدان منطقه ای در این منطقه حضور داریم این در حالی است که آمریکا مانند گذشته به خلیج فارس وابسته نیست. در این زمینه فروش سلاح به عربستان متوقف شد، انصار الله از لیست گروه های تروریستی خارج شد و تلاش شده تا نقش بن سلمان در تحولات منطقه کم رنگ گردد. هر چند بایدن تلاش می کند حمایت ها و طرفداری های بی حد و اندازه ترامپ از اسراییل را تغییر داده و به توازن در روابط آمریکا با اعراب و اسراییل بازگردد. به نظر می رسد آمریکا تلاش دارد تا ضمن حفظ عربستان به عنوان متحد سنتی خود در منطقه توازنی در نوع روابط دو کشور به وجود آورد. گروه سوم، گروهی است که معتقد است نمیشود جمهوری اسلامی را سرنگون کرد و نباید این حکومت را سرنگون کرد البته این نظر آنها از منظر اخلاق نیست.

اندیشکده راهبردی تبیین- رویکرد کلی دولت ایالات متحده آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی مبتنی بر اعمال فشار چندجانبه و ایجاد ائتلاف بینالمللی در این مسیر بوده است. با مقاومت ایران در مقابل این سیاست، به تدریج شاهد هر چه سختترشدن فشار آمریکا و ورود آن به عرصه نظامی بودیم. تحریم افراد و نهادهای مختلف ایرانی هر چند بسیاری از آنها را میتوان نمادین درنظرگرفت اما تأکیدی بر تداوم سیاست فشار حداکثری بر ایران بوده است. هر چند ترکیه به دلیل عضویت در ناتو همچنان متحد نزدیک آمریکا محسوب می شود. اسرائیل تلاش می­کند تا خود مرزهای کشور فلسطین را براساس اخذ امتیازازت حداکثری و دادن حقوق حداقلی به فلسطینی­ها مشخص نماید. امنیتی اسرائیل را مورد واکاوی قرار دهد. عراق در اوایل سال 2003 و در هنگام حمله امریکا نمی­توانست تهدیدی جدی و اولیه برای امنیت اسرائیل باشد، عراق اگر چه از مبارزات فلسطینیها حمایت می­کرد ولی حمایت صدام در قیاس با منابع مالی دیگر محدود بود. این امر ایجاب میکرد تا این هژمونی بلامنازع جهانی، سیاست خارجی مدونی را در چارچوب استراتژی امنیت ملی خود تدوین کند.

معیارهای دیگر جایگاه امریکا از دید جهانی، حتی در جاهایی که امریکا سنتا خود را رهبر آن منطقه تصور میکرده است، وضعیت مشابهی را نشان میدهند. در این میان عراق کماکان شاهد حضور نظامی آمریکا خواهد بود تا دستاوردهای اشغال و تغییر رژیم در آن کشور برای آمریکا محفوظ باشد. در خصوص ماجراجویی های نظامی ترکیه به ویژه در شمال آفریقا هم شاید شاهد تغییراتی در مواضع آمریکا باشیم. در پاسخ به این سئوال باید گفت: ترامپ به استخدام نظامیان فارغ التحصیل وست پینت در کادر دولت اهمیت زیادی قایل است. با عدم دستیابی فوری این کشور به هدف مورد نظر، آمریکا از آغاز سال 98 وارد فاز جدیدی از فشارها بر ایران شده است. تلاش برای تشکیل ائتلاف دریایی خلیج فارس و اقدام به ترور علنی سردار سلیمانی در این راستا قابل ارزیابی است. مجموع موارد عنوان شده مشخص می سازد که آمریکا در دوره بایدن با اولویت دادن به دیپلماسی و از طریق ائتلاف سازی به دنبال حل و فصل مسایل منطقه خاورمیانه است تا تمرکز اصلی خود را به چین معطوف سازد. در این میان چین، بر رویکرد مبتنی بر رعایت عدالت در این عرصه ادامه خواهد داد و در عین حال بر پیشبرد روند سیاسی و دیپلماتیک حل و فصل موضوع هسته ای ایران به صورت قاطعانه تاکید خواهد نمود.

استمرار فشارهای چین در نهایت نتیجه داد و در اکتبر 2016 به یوآن اجازه داده شد تا به پنجمین ارز ذخیره بین­المللی تبدیل شود. لیکن باید دید آیا ماهیت همیشه پیچیده خاورمیانه این اجازه را به بایدن خواهد داد و یا آن کشور را کماکان درگیر مسایل این منطقه خواهد ساخت. بدین لحاظ خاورمیانه و بالاخص منطقه خلیج فارس و دریای خزر به دلیل داشتن این توانمندی از مناطق مهم ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک هستند. خاورمیانه برای آمریکا منطقه استراتژیک است، همانطور که شرق آسیا برای چین، و جغرافیای پیرامونی برای روسیه استراتژیک محسوب میشود. آمریکا با خروج از برجام و اعمال تحریمهای همهجانبه در جستجوی آغاز مذاکراتی جهت حصول توافق در تمام زمینههای هستهای، منطقهای و موشکی بود. دولت آمریکا در دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ اعمال تحریمهای همهجانبه بر ایران جهت محدود و یا عقیمکردن اهرمهای ایران در حوزههای هستهای، موشکی و منطقهای از یک سو و ایجاد نارضایتی در داخل را از سوی دیگر پیش گرفت.

دیدگاهتان را بنویسید