ضرورت تغییر سیاست خارجی آمریکا در عصر جدید

این تحقیق حساسیتهای چین راجع به افزایش نفوذ امریکا در آسیا را مورد توجه قرار داده و باتوجه به آن به تغییر سیاست خارجی آن کشور در افغانستان پرداخته است. پیلار استاد دانشگاه «جرج تاون» است و تاکنون مسئولیتهای متعددی را بر عهده داشته که از جمله آنها میتوان به ریاست واحد تحلیل عملیاتهای سیا در شرق نزدیک، خلیج فارس و جنوب آسیا اشاره کرد. سیاستگذاری اخراج آمریکا از افغانستان و عراق از سوی ایران را میتوان جلوهای از سیاست ” سواری مجانی” محسوب کرد که سیاستگذاری ایران را به صورت رایگان و مجانی در خدمت اهداف و نیات رقیبان منطقهای ایران قرار میدهد. سوریه همچنان غرق خون و ویرانی است و قصد اسرائیل برای اشغال کرانه باختری، خطر نابودی راهحل «دو دولت» را در پی دارد. درحالیکه چشماندازهای کوتاهمدت بهبود روابط آمریکا و ترکیه ناامیدکننده است، هر دو کشور همچنان میتوانند در جستجوی زمینههای مشترک همکاری باشند. آنها بعد از نابودی تشکلهای اقتصادی دولتی و عمومی ترکیه هم ، تشکل های اقتصادی و عمومی خود را حفظ کردند و تولیدات محصولات تولیدی خود را ترکیه صادر می کنند. نظریه نظام جهانی پیدایش قدرت های نوظهور همچون چین را از منظر یک چشم انداز طولانی تاریخی بررسی می کند.

براساس رویکرد والرشتاین چین به عنوان یک هژمون در حال ظهور نشانگر حرکت یک قدرت در چرخه رو به بالای نظام سرمایه داری است. ] نارضایتی کشورش از وابستگی نظام مالی بین­المللی به دلار آمریکا را اعلام کرد و حمایت از گسترش استفاده از حق برداشت مخصوص، به عنوان نقدینگی بین­المللی را اعلام کرد. ورود چین به سبد ارزی حق برداشت مخصوص راه را برای نظارت چین بر نهادهای مالی بین­المللی فراهم می کند (Eichengreen,2015). در همین راستا، چین خواهان آن شد که یوآن در سبد ارزی حق برداشت مخصوص به عنوان واحد اعتباری صندوق بین المللی پول قرار گیرد. در ادامه روش ها و اقدامات چین در حوزه مالی برای تغییر نظم مالی بین المللی موجود و پیامد آن بر هژمونی دلار در این نظم بین المللی در پنج حوزه مجزا مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. بنابراین با قدرت گرفتن یوآن ظرف اقتصادی چین در نظم مالی بین­الملل گسترده­تر خواهد شد و زمینه جابجایی قدرت در نظم مالی مهیا می­گردد.

این قدرت، شیوه حکمرانی خاص خود را در ارتباط با نظم مالی بین المللی مطابق با منافع و اولویت های خود دنبال می کند. چین با مطرح کردن شاخص بورس شانگهای در بازار بینالمللی انرژی، اهداف جاه­طلبانه خود را برای نقشآفرینی در نظم اقتصاد سیاسی جهانی دنبال می­کند. ۸صبح، کابل: مولوی امیرخان متقی، وزیر امور خارجه حکومت سرپرست طالبان، در مصاحبه اختصاصی با خبرگزاری آسوشیتدپرس گفته است که طالبان به دنبال روابط خوب با کشورهای جهان، بهویژه ایالات متحده است. یافته­های این مقاله حاکی از آن است که در آینده، نظم اقتصاد سیاسی شاهد حضور چین در حوزه مالی بین­الملل خواهد بود و تحولات بازارهای مالی و پولی جهانی با ظهور بازیگری جدید چون چین باید تجزیه و تحلیل گردد. اما در کنار اصول کلی سیاست خارجی ترامپ باید به تشریح خطوط جدید سیاست خارجی این دولت بویژه بعد از سخنان پومپئو پرداخت. اما باید دید که با گذشت زمان مسائل چگونه پدیدار میشوند. حجم کل تجارت چین با این کشورها 1.75 تریلیون دلار است که قریب به 55 درصد کل تجارت خارجی چین را تشکیل می دهد.

از زمان انتخاب بایدن، تحلیلگران سیاسی و تجاری توجه زیادی به جهت گیری سیاست جدید کاخ سفید در قبال چین داشته اند. به همین دلیل هم بود که بروکسل به درخواست «جیک سالیوان»، که در آن مقطع هنوز نامزد پست مشاور امنیت ملی کاخ سفید بود، مبنی بر تعلیق موقت مذاکرات، اهمیتی نداد. چنین قراردادهایی شرکای تجاری چین را قادر می­سازد تا در ازای نفت خود یوآن چین و یا طلا دریافت نمایند و دیگر نیازی به نگهداری پول به دارایی­های چینی یا تبدیل آن به دلار نداشته باشند. ] رئیسجمهور وقت چین در نشست سران گروه 20 در سال 2008، از لزوم متنوع­سازی نظام مالی بین­المللی به گونه ای که ارزهای بیشتری را بهعنوان ارز بین­المللی اصلی در بر گیرد، حمایت کرد. پاکستان پس از 2013، یوآن را به سبد ارز خارجی خود اضافه کرد. رشد پرشتاب قدرت اقتصادی و تجاری چین و نارضایتی جدی و به تدریج پر سروصدای آن نسبت به نظم مالی بین المللی پس از بحران مالی 2008، بحث هایی جدی در عرصه اقتصاد بین المللی درباره پیامد خیزش این قدرت اقتصادی بر نظم مالی مطرح کرده است. بنابراین ضرورت دارد که گستره و سمت و سوی کنش­های چین در این نظم مالی مورد توجه قرار گیرد. پرداختن به این مسئله از آنجا اهمیت دارد که نظم مالی اقتصاد سیاسی پس از 1945، هموراه مدنظر قدرت­های بزرگ و کشورهای در حال ظهور بوده است و چین به عنوان قدرت در حال ظهور کنش­های را در این نظم انجام می­دهد که بر آینده نظم مالی و سمت و سوی آن اثرگذار است. بنابراین بررسی کنش­های مالی چین می­تواند رهنمودی برای حوزه تصمیم­گیری کشور در جهت سیاست­گذاری در آینده نظم مالی باشد. در این چارچوب، پرسش اصلی مقاله این است که اقدامات چین در حوزه مالی، چگونه بر نظم مالی اقتصاد سیاسی بین­الملل در سال های2008-2018 اثر گذاشته است؟

دیدگاهتان را بنویسید