مؤسسه مطالعات و تحقیقات بینالمللی ابرار معاصر تهران

موضع روسیه در قبال تحولات سیاسی کشورهای عربی منطقه با نوعی شک و تردید آمیخته بوده و جابهجایی حکومتها در منطقه را در شرایط کنونی چندان به نفع سیاست خاورمیانهای خود ندیده و آن را برهم زننده ثبات منطقه میداند. آمریکاییها تلاش کردهاند تا بهنوعی با ترغیب رهبران این کشورها برای پیش گرفتن اقدامات اصلاحی روند بحران را در این منطقه کنترل کنند؛ بااینحال، تاکنون روش مصالحه و مذاکره در کشورهای یادشده به نتیجه مفیدی ختم نشده است. هستهای شدن ایران نیز کابوسی برای قدرتها و رقبای منطقه و بینالملل است که گامی بلند در جهت افزایش قدرت ملی ایران محسوب میشود. این امر سیاست امریکا در قبال ایران را تحت فشار قرار میدهد. در مقابل این تغییر توازن قدرت، جبهه غربی- عربی تلاش نمود با سوءاستفاده از جنبشهای مردمی سوریه، تجهیز و واردکردن گروههای تکفیری و به بحران کشیدن سوریه، اسد را از حکومت ساقط کند (یزدان پناه درو و نامداری، ۱۳۹۲: ۱۱۴). افزایش نقش ایران در پیمان شانگهای، تضعیف آل خلیفه در بحرین و دیگر همپیمانان عربستان، قدرتیابی حزب الله لبنان و حوادثی از این دست، همگی موجبات تغییر توازن قدرت به نفع ایران و متحدینش را رقم زد. با وقوف به این واقعیات، این تنیدگیِ سهستونی را باید مورد توجه قرار داد.

رئیس جمهوری سابق آمریکا که شعار وی “آمریکا اول” بود و مخالفانش معتقد بودند که سیاستهای او، آمریکا را رو به افول برده است، اظهار کرد: دولت بایدن آمریکا را در آخر قرار داده است. این الگو بهجهت اینکه کمترین هزینهای را بر زیرساختهای جامعه آمریکایی و جایگاه این کشور در نظام بینالملل ایجاد میکند، درنهایت سقوط ساختار قدرت سیاسی مستقر را رقم خواهد زد. در تحلیل ناآرامیهای سوریه دو نگاه متفاوت مشاهده میشود. چالشهای بزرگ جهانی (تغییرات اقلیمی، عدم امنیت سلامت جهانی، گسترش سلاحهای کشتارجمعی و انقلاب در فنآوری)، اولویت دوم این سیاست خارجی نوآورانه محسوب میشود. یکی از رویکردهای نوینی که امروزه در تحلیل روابط بینالملل و سیاست خارجی قدرتهای بزرگ بدان توجه میشود، رویکرد واقعگرایی تهاجمی هست. ایسنا- ارزیابی جنابعالی از توسعه روابط ایران و چین با توجه به این که سند همکاریهای دو کشور نیز به امضاء رسیده،چیست؟ بر اساس سند تاکنون چه اقداماتی صورت گرفته است؟ رویکرد آمریکاییها در خاورمیانه عمدتاً بر اساس الگوهای موازنه گرایی و مهار استوار بوده است، لذا نیروهای مرکزگریز را درصحنه معادلات سیاسی منطقهای کنترل و روابط منطقهای را در قالب فرایندهای مرکزگرا صورتبندی کرده است.

بر این اساس تدوین برنامه جامع اقدام مشترک با مبنا قراردادن این راه حلها در آینده نزدیک آغاز گردید. مبرهن است که ساختار نظام بینالملل در پهلوی تروریسم و انقلاب سایبری، از عوامل مهم در اتخاذ سیاست خارجی ایالات متحده امریکا بوده است و اکنون نیز این عامل در تدوین سیاست خارجی کشورها، از عناصر مهم به شمار میرود. «کین گانگ» سفیر پکن در واشنگتن، مسئله تایوان را مهم ترین وضعیت خطرناک بین چین و آمریکا توصیف کرد که ممکن است به خشونت منجر شود. به این ترتیب، علاوه بر قالبهای ادراکی و ایستاری در حوزه سیاست خارجی باید به شکلهای دیگری از تعامل نیز توجه کرد. از نگاه بیشتر تحلیلگران، سیاست خارجی آمریکا در برابر جنگ داخلی سوریه بسیار ابهامآمیز بوده است. ناو جنگی آمریکایی ها در برابر قایق های تند روی ایرانی ضعف بسیار بزرگی دارد و یک طعمه بزرگ برای نیروهای نظامی ایران محسوب می شود. از سویی موجب آبادانی و توسعه یک کشور میشود و از سوی دیگر به عنوان یک ابزار جنگی میتواند مورد استفاده واقع شود که این امر موجب نگرانیهای بین المللی نسبت به استفاده از آن شده است. فرض اصلی این نوشتار مبتنی بر این امر است آمریکا نسبت به برنامه هستهای هند و پاکستان سیاست مماشات و همکاری و نسبت به برنامه هستهای ایران سیاست مخالفت و عناد را در پیش گرفته است.

رئیس جمهوری سابق آمریکا، سیاست دولت بایدن در قبال جنایات رژیم صهیونیستی را خیانت به اسرائیل دانست و افزود: نگاه کنید که در کنگره چه رخ میدهد، در ۱۰-۱۲ سال پیش همه طرفدار اسرائیل بودند اما اکنون این چنین نیست. علیرغم اذعان آژانس بینالمللی انرژی اتمی به پایبندی ایران به تمامی تعهداتش، دولت آمریکا به ریاست جمهوری دونالد تامپ در اردیبهشتماه سال ۱۳۹۷ به صورت یکجانبه از برجام خارج شد. علاوه بر این، بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی تاکنون بارها از تأسیسات هستهای ایران بازدید کردهاند اما هرگز مدرکی که نشان دهد برنامه صلح آمیز انرژی هستهای این کشور به سمت مقاصد نظامی انحراف داشته باشد، پیدا نکردهاند. با توجه به مزایای انرژی هسته ای در جهان امروز اغلب کشورها در تلاش برای دستیابی به آن هستند. در این نگاه سوریه همانند سایر کشوهای عربی و آفریقایی، گرفتار مشکلات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است که مردم آن برای رهایی از این مشکلات به اعتراض و مبارزه علیه رژیم بشار اسد دست زدهاند. ایران نیز که در تلاش برای دستیابی به آن است با مخالفتهای آمریکا مواجه شده است. وسوسه شدن برای استفاده از اختیارات ریاست جمهوری قابل درک است ،ولی بایدن در حوزه سیاست خارجی باید این اصل را احیا کند که حوزه سیاست خارجی و داخلی جدای از یکدیگر هستند .

دیدگاهتان را بنویسید