مبانی تئوریک سیاست خارجی آمریکا در منطقه

چین برخی مؤلفههای نظم بینالمللی را پذیرفته اما درعینحال دیگر مؤلفهها را نادیده میگیرد یا تضعیف میکند تا با منافعش هماهنگ شود. چین، به عنوان مجازات این موضوع و سایر نارضایتیهایش، تحریمهایی غیررسمی را بر مجموعهای از صادرات چین اعمال کرد. سپس کیسینجر از انعطاف پذیری لحظه استفاده کرد و روند صلح خود را با هدف حفظ فاصله مصر – بزرگترین و از نظر نظامی قدرتمندترین کشور عربی – از پیوستن به هر ائتلاف جنگی عربی در آینده آغاز کرد. بهاینترتیب درخواستها غیرقابل مذاکره شده، مشوقها برای کشور هدف بسیار جذاب شده و در مقابل برای کشور ارائهدهنده تقریباً هیچ هزینهای در برندارد ( Drezner,1999:52). دولت برای اجرای آن، در برنامه «مشاغل آمریکایی» سرمایهگذاری کرده است. نقطه، آغاز نظریه او از شبه نظریه نظم سیاسی و قراردادن روابط بینالملل در درون آن است. بحث اصلی لیبو در مقاله «هراس، منافع و شرف: خطوط اصلی نظریهای درباره روابط بینالملل» (Lebow,2006: 434) این است که نباید به انگیزههای انسانی نگاهی تکبعدی داشت. مبرهن است که ساختار نظام بینالملل در پهلوی تروریسم و انقلاب سایبری، از عوامل مهم در اتخاذ سیاست خارجی ایالات متحده امریکا بوده است و اکنون نیز این عامل در تدوین سیاست خارجی کشورها، از عناصر مهم به شمار میرود.

اکنون اما بیش از گذشته این واقعیت عیان شده است که آمریکا در شرایطی نیست که بتواند بهتنهایی بحرانهای منطقهای را مدیریت کند. این خط فکری توسط معاون پیشین «ریچارد نیکسون»، «واتر مک دوگال» ایجاد شد که روسیهی شوروی را به اتحاد با جبههی مسیحیت علیه دشمن مشترکشان یعنی اسلام دعوت کرد. فدراسیون روسیه بهعنوان وارث اتحاد شوروی هرگاه در عرصه بینالملل با واکنشهای منفی غرب مواجه میشود با ایجاد روابط نزدیک و بسیار دوستانه با کشورهای خاورمیانه درپی پرکردن این خلأ برمیآید (مسعودی، ۱۳۹۴). نقض منع گسترش توسط دشمن با واکنشی شدید­تر از نقض آن توسط متحدان مواجه خواهد شد (Drezner , 1999:73). اگر کشورهای بزرگ به رفتارهای خصمانه روی آورند، در مقایسه با کشورهای کوچک سریعتر بهعنوان تهدید درک میشوند. براساس همین فرضیات نولیبرالها، هرچه این تحریمها از راه سازمانهای بینالمللی اعمال شود، احتمال تأثیر آن بیشتر خواهد شد. منع گسترش و حقوق بشر از همین درخواستهای غیرقابل مذاکره است و معیار عمومی دراینباره معمولاً بهعنوان توهینی مستقیم تلقی شده و کشور هدف، معتقد است که تسلیمشدن به بیثباتی در کشور منجر خواهد شد.

لیبو که نگاهی سازه انگارانه به نظریه دارد، منزلت و اعتبار را برساختهای اجتماعی تلقی میکند؛ درنتیجه بر تفاوت در معیارهای آن در زمانهای مختلف و در میان دولتهای مختلف تأکید دارد. یکی دیگر از اهرمهای فشار آمریکا به چین موضوع پیوستن تایوان به سازمان بهداشت جهانی است؛ تلاشی که تاکنون نتیجه ای به همراه نداشته است. در گذشته، جنگ ایالات متحده و چین غالباً به دلایل وابستگی متقابل اقتصادی و بازدارندگی هسته ای، بعید تلقی می شد؛ هزینه های هنگفت جنگ نیز که بماند. اما کشور­های بسیار کوچک نیز ممکن است بهدلیل دخالت در فعالیتهای تروریستی یا توان اتمی، تهدید تلقی شوند. در نهادگرایی نولیبرال فرض بر آن است که اتحادیه اروپا و آمریکا در هر زمان ممکن بهدنبال تحریمهای چندجانبه بوده و از تحریمهای سازمان ملل فراتر نروند مگر درزمانی که چنین اقدامی هیچ هزینهای برای آنها درپی نداشته باشد. در بحث رفتاری غرب در رابطه با تحریم ایران رگههای نوواقعگرایی و نهادگرایی نولیبرال را دیده میشود.

به همین دلیل در رابطه با ایران نیز میتوانیم سخنان لیبو را مطرح کرده و رفتار ایران را در مقابل تحریمها و چارچوبِ رفتاری غرب بهتر درک کرد. نهادگرایی نولیبرال را بهنامهای نهادگرایی یا «واقعگرایی ساختاری تغییریافته» نیز معرفی میکنند که درباره منطقگرایی ابزاری در رفتار کشورها و ساختار مادیگرا در مبنای روابط بین کشورها، فرضیههایی مشابه نوواقعگرایی مطرح میکند. زیرا بهدلیل منفعت نسبی که در این میان مطرح است، متحدان آسانتر از دشمنان تسلیم میشوند. نهادگرایی نولیبرال عنوان میکند که برای تأثیرگذاری بیشتر تحریمها برای مجابساختن ایران باید تحریمها در چارچوب نهادهای بینالمللی همچون شورای امنیت قرار گیرد. نهادگرایی نولیبرال بر نقش نهادهای بینالمللی در بحث تحریم ایران اشاره دارد. • دموکراسی تونس به دلیل سوءمدیریت دولت در مورد کووید زایل شده است. دراینمیان برخی از سناتورهای آمریکایی به دولت بایدن نسبت به درخواست هرگونه معامله واردات نفت از حكومت نیکلاس مادورو در ونزوئلا هشدار دادهاند. پس از سپری شدن سالهای انقلاب فرهنگی چین در سال 1348ش، دولت این کشور تغییرات گستردهای در سیاست خارجی خود ایجاد نمود.

دیدگاهتان را بنویسید