میدانی برای تعامل قدرت سخت و قدرت نرم

واشینگتن به میزان قابل توجهی تعداد نیروهای رزمی آمریکایی در عراق را کاهش داده و جو بایدن متعهد شده که تنها بر اهداف محدودی در منطقه تمرکز کند. از این تاریخ امریکا عملاً جای انگلیس را در ایران گرفت و ابتدا با نفوذ مستشاران خود در ارتش، بر مهمترین نهاد قدرت دست یافت و سپس بر شریانهای اقتصادی مسلط شد. در پی بررسی و تحقیقاتی که دربارة نفت جهان، در امریکا به عمل آمد معلوم شد که 63 درصد نفت جهان در خاورمیانه است و این ذخایر برای مصرف 130 سال جهان کفایت میکند. در فوریه 1953م، بار دیگر فرستادگان انگلیس به واشینگتن رفتند و تبادل نظر نمودند و دربارة طرح عملیات مشترک به نام آژاکس (Ajax) و تعیین فرمانده عملیات به توافق رسیدند. وی نخستین کسی بود که طرح آژاکس را برای بررسی به ایران آورد و با محمدرضاشاه در میان گذاشت. در سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا اندیشه سه فرد بیش از همه توجیه گر و مبنا قرار گرفته است. در همه این حیطه ها زمینه برای پیشرفت گسترده وجود دارد، اما مهمترین (وبه طور بالقوه خطرناکترین) حیطه بحث امنیت را در می گیرد.

وی، که رئیس سابق پلیس ایالت نیوجرسی بود، از سال 1942 تا 1950.م به عنوان مستشار در ژاندارمری ایران خدمت میکرد و از کسانی بود که در عملیات کودتا سهم بسزایی داشت. در همسایگی ایران، بیشتر سهام نفت عراق را انگلیس در اختیار داشت و تمام نفت عربستان متعلق به کمپانیهای نفتی امریکا بود. دالس دموکراتها را به سیاست غیرمسئولانه در برابر شوروی، پیروزی کمونیستها در چین توسط مائوتسه تنگ (1949)، جنگ کره و بحران ایران متهم کرد. به عبارت دیگر در اوایل جنگ جهانی دوم، امریکا 16 درصد و انگلیس 78 درصد نفت خاورمیانه را در اختیار داشتند. در همین سال با تصویب مجلس شورای ملّی، دولت ایران امتیاز کشف و استخراج منابع نفتی پنج استان شمالی کشور را به شرکت استاندارد اویل امریکن واگذار کرد. با گذشت زمان، ایالات متحده به عنوان قدرت اشغالگر تلاش کرد که قدرت را به دولت جدید عراق انتقال دهد و به آموزش­هایی نظیر عملیات­ های ضد شورش، ضد تروریسم، امور مدنی و بشردوستانه و..

این مأموریت با موافقت هوارد تافت، رئیسجمهوری امریکا، انجام شد و به این ترتیب کلیه امور مالیاتی کشور به دست شوستر افتاد. برای مثال، تجربه ترکیه در خرید اس-400 روسی سبب شد که آمریکا مشارکت ترکیه در پروژه جنگنده اف-35 را لغو کند. هدف این است که یک دشمن را وادار به انجام خواستههای خود کند یا در مورد مطلوبترین مصالحه ممکن مذاکره کند، در حالی که همزمان با مدیریت بحران از تشدید ناخواسته و غیرقابل کنترل نظامی جلوگیری میکند. خاورمیانه، منطقه ای است که با توجه به اهمیت فرواوانش،قرن هاست که مورد توجه قدرت های بزرگ قرار گرفته است. در عین حال معطوف به اهمیت این عنصر در سیاست بین الملل است. ] ایران در چهارچوب سیاست خارجی ایالات متحده حائز دو اهمیت استراتژیک گردید. وزارت امورخارجة امریکا به مقامات انگلیسی هشدار داد که نمیتوان با تحمیل فشار و گرسنگی به مردم، محبت و دوستی آنان را جلب کرد، باید روش عاقلانهتری برای برقراری روابط دوستانه و صادقانه با ملّت ایران در پیش گرفت. پس از آنکه کوششهای سیا و «اینتلیجنت سرویس» انگلیس برای برقراری ارتباط مستقیم با شاه به وسیله اشرف پهلوی به نتیجه رسید، شوارتسکف به تهران اعزام گردید. برقراری نظم جدید مستلزم اتخاذ خطمشی روشن در ابعاد اقتصادی، سیاسی، نظامی و جغرافیایی بود که حیات امریکا را تضمین نماید.

در پارهای از موارد این نیرو با اهداف و انگیزههای سیاسی درهم میآمیزد. این تفاوت در راهبردها ممکن است بر اثر تغییرات در وضعیت کلی کشورها و یا چرخش نخبگان حاکم باشد، اما اهداف بدون تغییر باقی می­مانند. موقعیت استراتژیک و ژئوپولتیک ایران در منطقة حساس خاورمیانه با مرزهای گسترده در خلیج فارس و نیز همجواری با اتحاد جماهیر شوروی. آیزنهاور، رئیسجمهوری جدید امریکا، گفته بود: «اختلاف نفت ایران و انگلیس، زمینه مساعد را برای اجرای طرحهای شوروی در ایران بهوجود میآورد. من هم با این جمله موافق هستم و میگویم که این انتخابات در سیاست خارجی تا حدی نقش دارد ولی باعث تغییر ساختار و دگرگونی سیاست خارجی آمریکا نمی شود . نه جذب چین در نظم لیبرال و نه تغییر ساختار سیاسی آن، واقعبینانه نیست. این عملگرایی بیرحمانه شاید در سیاستهای دولت بایدن در یمن واضحتر باشد. و خود پرزیدنت جو بایدن اعلام کردهکه “رقابت شدید” بین واشنگتن و پکن را متصور است. اما دولت بایدن بدون اینکه رسماً از این توافق خارج شود، به آن عمل نیز نکرده است، و دولت چین هم نسبت به این مسئله بیتفاوت بوده است. به گفته شلینگ، بازدارندگی صرفاً یک تهدید منفعل است که هدف آن جلوگیری از اقدام دشمن است.

میبایست به پیروی از سیاست کلی ایالات متحده، به تقویت نیروهای نظامی ایران و تثبیت موقعیت سیاسی ــ اقتصادی این کشور در برابر تهدید کمونیسم کمک نماید. در واکنش به این اقدام اتحاد شوروی نه تنها به خروج نیروهایش از ایران اقدام نکرد بلکه در آذربایجان و کردستان حکومتهای دستنشانده به وجود آورد. با سقوط رضاشاه و اخراج او از ایران (25 شهریور 1320/اوت 1941) میان وزرای خارجة انگلیس، شوروی و امریکا بر سر نوع حکومت یا تعیین جانشین برای او اختلاف روی داد، اما آنها نهایتاً با سلطنت فرزندش موافقت کردند. امریکایی که برای گرفتن امتیاز نفت شمال ایران با آن همه مشکل و کارشکنی انگلیس روبهرو شد و نهایتاً به دلیل کارشکنی و تحریکات این کشور نتوانست امتیازی کسب کند. افزایش این تعاملات وارد مرحلههای جدیتری شد. در سال 1921.م نیز دومین هیئت مستشاری امریکایی برای ساماندهی اقتصاد کشور به تهران وارد شد. در تاریخ 2 مه 1942.م فرانکلین روزولت، رئیسجمهوری امریکا، اعلام کرد: دفاع از ایران برای امنیت امریکا مسئلهای حیاتی به شمار میرود و ازاینرو حاضر است به ایران کمک کند.

دیدگاهتان را بنویسید