میدانی برای تعامل قدرت سخت و قدرت نرم

چین همواره از مساله هستهای ایران در این سالها حمایت داشته، با توجه به انجام مذاکرات مجدد در دوره جدید رویکرد دولت چین چگونه است؟ کلینتون در آخرین سال زمامداری خود تحریم اقتصادی و تجاری را تهدید کرد و برخلاف اظهارات خود و وزیر امور خارجهاش که خواستار شروع مذاکره با ایران بودند، به سیاست منزوی کردن و فشار ادامه داد. ممکن است گفته شود خود آمریکاییها دیگر نمیخواهند حضور نظامی و مستقیم در منطقه داشته باشند. در این عرصه ما همراه با دیگر کشورهای حاضر در مذاکرات، عملیاتیسازی روند احیای برجام را در دستور کار داشته و همزمان به طور قاطعانه از حقوق مشروع و قانونی طرفها دفاع میکنیم. پیلار استاد دانشگاه «جرج تاون» است و تاکنون مسئولیتهای متعددی را بر عهده داشته که از جمله آنها میتوان به ریاست واحد تحلیل عملیاتهای سیا در شرق نزدیک، خلیج فارس و جنوب آسیا اشاره کرد. ] نامید. باید توجه داشت که علی رغم تأکید بر چین و روسیه، همچنان ایالات متحده در خاورمیانه، قدرت غالب و ضامن امنیت اسرائیل و کشورهای عربی خلیج فارس محسوب می­ گردد.

با توجه به روی کار آمدن طالبان در افغانستان دیدگاه دولت چین نسبت به این موضوع چیست و آیا برنامه ای برای همکاری با طالبان و به رسمیت شناختن آنها دارد؟ با روی کار آمدن دولت نهم جمهوری اسلامی ایران به ریاست محمود احمدینژاد و اولویت قرار دادن برنامه هستهای ایران در صدر برنامههای سیاست خارجی ایران، روابط ایران و آمریکا تحت تأثیر این مسئله بود. آلبرایت دراین نطق از اظهارات وزیر خارجه سابق آمریکا سایروس ونس استفاده کرده و درخواست ژانویه 1998 او را برای تجدید روابط ایران و آمریکا تکرار میکند. در مسیر، او دستورالعملهای صریح از نیکسون دریافت کرد که «همه تلاش خود را انجام دهد» تا «اکنون» به یک توافق عادلانه دست یابد و با برژنف کار کند تا «فشار لازم را بر دوستان مربوطهمان وارد کند». از سوی دیگر چین همواره بر مفهوم امنیت جمعی تاکید نموده و تلاش خود را برای حفاظت از صلح و ثبات جهانی به کار بسته است.

تعجبآور نیست که آمریکا در دو دهه اخیر سه واحد سیاسی و اقتصادی را بیش از هر نظام دیگر زیر نظر داشته و به مواظبت از آنها پرداخته است: چین، ایران و اتحادیه اروپا. اگرچه هیچ نظریهای درباره روابط بینالملل نمیتواند رفتار سیاست خارجی ترامپ در قبال ایران را توضیح دهد، اما نظریه اجبار نزدیکترین نظریه موجود در میان نظریههای روابط بینالملل است که میتواند سیاست خارجی ترامپ در قبال ایران را تبیین کند. ما همچنان مهمترین و قدرتمندترین کنشگر عرصۀ بینالملل خواهیم بود، اما این مفاهیم که در پایان جنگ سرد دربارۀ یک نظم تکقطبی با یک قدرت برتر در رأس تکرار میشد، بهدرستی بیاعتبار میشوند. ما از آمریکا میخواهیم به مسئولیتهای خویش بهعنوان یک کشور بزرگ پایبند باشد و بر این اساس محصولات بیشتری را برای بهره برداری مشترک جهانیان ارائه نماید. ما همچنین از آمریکا میخواهیم به اصل همکاری برد – برد پایبند بوده و از رهگذر این مسأله پیشبرد مسیر توسعه و شکوفایی مستقل دو کشور چین و آمریکا را محقق سازد.

«مرکز نیکسون» که جفری کمپ عضو آن میباشد یک دفتر مطالعاتی محافظهکارانه است که مؤسسین و اعضای آن از کارشناسان استراتژی جنگ سرد و از مهاجرین اروپای شرقی در دهههای 1950 و 1960 هستند. کشوری است که بین سوسیالیسم و کاپیتالیسم در حال انتقال است، از این رو مورد توجه سیاستگذاران آمریکا میباشد. این یک تعهد چند دههای و توافقی عمیق است: امریکا و بریتانیا در حال انتقال برخی از تکنولوژیهای حساسشان هستند. در حقیقت افغانستان نیز مانند کوریای جنوبی، کوریای شمالی و ویتنام به میدان جنگ بین دو ابرقدرت جهان یعنی ایالات متحده امریکا و اتحاد جماهیر شوروی مبدل شد. رئیس جمهور جیمی کارتر ایده همکاری با اتحاد جماهیر شوروی در برگزاری مجدد کنفرانس ژنو برای تحمیل صلحی فراگیر را احیا کرد. رویکردی که بیش از هر چیز ناظر به این گفته سید ابراهیم رئیسی، رئیس جمهور در پیش گرفته شد که «امید ما به معجزه در وین نیست.

دیدگاهتان را بنویسید