نفوذ آمریکا در خاورمیانه در سایه افغانستان[برامبرگ دانیل ، مرکز عربی در واشنگتن(آمریکا)، 17ژوئیه2022]

بهطوریکه، اقدامات متقابل مختلفی در راستای عادیسازی روابط با کشورهایی که در دوره ترامپ در مقابل ترکیه جبههبندی کرده بودند، انجام میگیرد. این بمباران خبری و تبلیغاتی که با خود امواج فرهنگی سایر ملل را به همراه دارد توانسته است محرک نیروهای مدنی داخل جامعه در راستای تلاش برای ایفای حقوق مدنی و سیاسی باشد. تمام تلاش آمریکا این بود که نظم بین المللی لیبرال را با محوریت آمریکا حفظ کند. امارات که علاوه بر اقدامات مذکور، در پی تحکیم موقعیت خود به عنوان هاب تجارت شرق و غرب در جهان پسا کرونا است. بنابراین افغانستان بستری برای اقدامات چین در برابر سیاستهای “مهار” امریکا، با منفعت بیشتر و زیان کمتر، به اساس ذهن و سیاست چینی، برای آن کشور در این برهه مهم تلقی شدهاست. خدایان جنگ در واشنگتن حکم دادهاند که شرایط بینالمللی اکنون توسط دو نیروی استعلایی شکل میگیرد: رقابت قدرتهای بزرگ (به ویژه میان آمریکا و چین) و تلاشهای مستبدین برای از بین بردن دموکراسیها. اساس شکل گیری قطب ها بر اساس باور ها و ارزش های ایدئولوژیک بود.

تحولات سوریه و عراق نمونههایی هستند که آمریکا یا نمیتواند یا دیگر انحصاراً به آنها شکل نمیدهد؛ چرا که اساساً این امکان برای آمریکا وجود ندارد تا دستورکار منطقهای تعیین کند. آشنایی یهودیان با زبان­های غربی و علاقه آنان به تجارت و تجربیات آنها در امور مالی و صرافی، همچنین ارتباط آنان با دیگر کشورها موجب گردید تا آنان مسئولیت­های متعددی را در دولت عثمانی برعهده گیرند. تحریمهای مالی آمریکا، ایران را وادار به دور شدن از غرب کرده و به سمت آسیای مرکزی، جنوبی و شرقی سوق داده است. تهدیدات اقتصادی و تحریمهای اقتصادی و مالی علیه ترکیه بزرگتر از تهدیدات فعلی واردات محور نیست. وزرای خارجه ایران و ترکیه نیز طی همین مدت از پکن دیدار داشتهاند. • حضور نیروهای مهاجم ترکیه و آمریکا در سوریه در بحبوحه عدم توجه وحشتناک بینالمللی به نیاز سوریه به بازسازی ادامه دارد. با توافق اقتصادی سوریه و امارات، آیا حضور بخش خصوصی ایران در سوریه دشوارتر خواهد شد ؟

همه اینها، بدون استثنا، حاصل فرآیندهایی محلی هستند، درست همانطور که در ایالات متحده، روند اقتدارگرایانه محصولی داخلی و نه وارداتی -از جمله چین- است. نکته مهم در این سیاستگذاری آن است که رقابت قدرتهای بزرگ در سطح بینالمللی عموماً از قاعده «بازی با حاصل جمع صفر» تبعیت میکند و پکن نیز در برابر سیاست مهار سکوت نمیکند. پکن در خاورمیانه چه میکند؟ در واقعیت، به نظر میرسد افزایش حضور چین در خاورمیانه بیشتر ناشی از تقاضای محلی است تا فشار دیپلماتیک یا ایدئولوژیک از سوی پکن. اگر دموکراسی هم در خاورمیانه به خوبی پیش نمی رود، این بازتابی از عوامل محلی است که با خدشهدار شدن چهره آمریکا به عنوان یک الگو و نه اقتدارگرایی غارتگرانه تشدید شده است. برخلاف چین که توان IT، هوش مصنوعی، 5G و اینترنتی قابل توجهی دارد و خواهد داشت، روسیه در این نوع تکنولوژیها از چین و امریکا فاصلهای جدی دارد و هر قدر تلاش کند خود را نمیتواند به Silicon Valley برساند.

«جنگ حاضر»، مطابق تعریف بچویچ، تلاش مستمر امریکاست برای تحمیل خواست خود بر خاورمیانه، استفاده از قدرت سخت برای شکلدهی به نتایج و تغییر تاریخ مطابق میل خود. هرچند طالبان زیاد تلاش کردهاند که حمایت جامعه جهانی را کسب کنند، اما تاکنون موفق نشدهاند. مجری شبکه سیجیتیان چین از جان مرشایمر سوال کرد: «پروفسور بسیاری در دولت بایدن و همچنین افراد زیادی از لیبرالها در آمریکا میگویند که به دلیل ارزشها یا تفاوت ایدئولوژیها، مهار قدرتگیری و ظهور چین ضرورت دارد و آنها در این باره به این به اصطلاح “واقعیت” اشاره میکنند که در سین کیانگ، هنگ کنگ و دیگر موضوعات نگرانی درباره وضعیت حقوق بشر وجود دارد. آیا واقعا مساله این است؟ منظور من این است که آیا مساله واقعا به “ایدئولوژیها” و “ارزشهای متفاوت” است که آمریکا از ظهور چین نگران است؟ وی ادامه داد: «آیا واقعا اساس موضوع این رقابت به ایدئولوژی برمیگردد؟ پیمانهای ناتو، سیتو و سنتو بر اساس همین راهکارهای پیشنهادی کنان به وجود آمدند.وی همچنین نقش مهمی در توسعه سازمانهای مربوط به جنگ سرد، از جمله طرح مارشال داشت.

دیدگاهتان را بنویسید