نقشه آسیایی آمریکا برای چین

مقامات آمریکایی که از نفوذ ایران در عراق ناخشنود بودند، به طور مداوم ایران را به حمایت از شبه نظامیان و دامن زدن به بی­ثباتی و مشارکت در حمله به نیروهای ائتلاف و آمریکا متهم می­ساختند. آمریکا همچنین یادداشتی را در حمایت گروه هشت از اصلاحات به عنوان یک برنامه حمایتی واقعی ارائه داد. سیاستهای خاورمیانهای آمریکا تا مدتها معطوف به حمایت و پشتیبانی از حکومتهای اقتدارگرا اما هم پیمان و حافظ منافع واشنگتن در منطقه بود. در عوض نتیجه یک فاجعه بود که با پایان تعادل دوگانه، زمینه را برای بسط نفوذ تهران در عراق و سراسر منطقه فراهم کرد. سیاست هنجارسازی آمریکا درصدد تغییر فرهنگ ها، باورها و ارزش های حاکم بر خاورمیانه نیز از اهداف از ابزارهای قدرت نرم آمریکا برای مدیریت و کنترل افکار عمومی خاورمیانه بوده است. به گفته جان گدیس، پس از 11 سپتامبر آمریکا خود را در «جهانی که به ناگهان خطرناکتر شده » یافت.

اجلاس گروه هشت و فرمولاسیون این یادداشت ها نشان دهنده آغاز به کار طرح ایالات متحده برای تغییر خاورمیانه بود(کوانگی،1387). در منطقهای که در آن گاهی اتحادها شکننده به نظر میرسند (موضوعی که به ویژه در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ صادق بود)، AUKUS نشان از سختترشدن و تحکیم رویکردهای امریکایی دارد. اما تحولات عراق از سال 2003 به بعد خلاف آن را نشان میدهد. در مجموع سیاستهای امریکا نسبت به منطقهٔ خلیج فارس از ۱۹۵۰ به بعد مضامین ثابتی به چشم میخورد. بعد از روی کار امدن اوباما به عنوان رئیس جمهور آمریکا نشانه های زیادی دال بر تغییر در سیاست خاورمیانه آمریکا مشاهده شده است. هنگامی که در ژانویه 2016 شی جین پینگ برای اولین بار در مقام رئیس جمهور راهی منطقه شد، ابتدا در عربستان سعودی توقف کرد و در آنجا قرارداد همکاری جامع استراتژیک بین پکن و ریاض را امضا کرد. با تقویت و تحرک بیشتر گرایشهای ضد آمریکایی و وقوع حملات 11 سپتامبر در خاک آمریکا، سیاستمداران کاخ سفید به سمت اتخاذ رویکرد امنیتی بجای حفظ ثبات در منطقه تغییر جهت دادند. كلینتون درصدد برآمد تا فضای همكاریهای دوجانبه را براساس فشارهای سیاسی و امنیتی بیشتر علیه عراق و تشویق عربستان به همكاری با ایران فراهم سازد.

وی افزود: ما میخواهیم از برجام به عنوان سکویی برای مذاکرات بیشتر استفاده کنیم. آمریکا در استراتژی خود در سیاست خارجی همواره به اصل توازن قوا به عنوان یک اصل مهم برای تامین منافع خود در منطقه از جمله تضمین جریان آزاد نفت و انرژی و حفظ امنیت اسرائیل نگاه کرده است. در مجموع باید بیان داشت نظم جدید مورد نظر حاکم بر خاورمیانه توسط آمریکا مبتنی بر ایجاد توازن قوا و جلوگیری از ایجاد یک ابرقدرت منطقه ای است. به همین دلیل است که امریکا به همراه کشورهای اتحادیه اروپا، چنین الگویی را از طریق اقدامات مبتنی بر یکجانبه­گرایی پیگیری کرده­اند. امریکایی که برای گرفتن امتیاز نفت شمال ایران با آن همه مشکل و کارشکنی انگلیس روبهرو شد و نهایتاً به دلیل کارشکنی و تحریکات این کشور نتوانست امتیازی کسب کند. اوباما تلاش کرده است تا با ملحوظ کردن خواسته های اسرائیل راه حلی برای کشمکش فلسطینی ها و اسرائیل پیدا کند.

سیاست خارجی او ادامه دکترین نیکسون میباشد زیرا هر دو از کسینجر برای طراحی سیاست خارجی بهره گرفتند. امریکا در چنین شرایطی تلاش می­کند تا از گزینه­های یکجانبه بهره گرفته و به این ترتیب، واقعیت سخت افزاری سیاست خارجی و امنیتی امریکا در قالب ادبیات سیاسی همکاری جویانه آشکار می­شود. نتیجه اینکه رفتار ایالاتمتحده در برخورد با ایران بیانگر این واقعیت است که بخش عمدهای رفتار سیاست خارجی آمریکا بیش از آنکه مربوط به رویکرد روسای جمهور باشد، تابعی از سیاست عمومی ایالاتمتحده خواهد بود. رویکرد آمریکا در دوران روسای جمهور مختلف آمریکا – چه دموکرات و چه جمهوریخواه – براساس نشانههایی از مهار، تحریم و مقابله شکل گرفته است. تغییر رویکرد قارهای آمریکا از منطقهی خاورمیانه به پاسفیک، متأثر از چندین عامل به هم مرتبط بوده است. کیسینجر مدعی است: «ایالات متحده در تعقیب اهداف استراتژیک خود میتواند یک عامل تعیینکننده – شاید تنها عامل تعیینکننده – در تعیین مسیر ایران میان اسلام انقلابی یا کشوری مهمی است که در سیستم وستفالیا مستقر شده است». اینکه آمریکا تا چه میزان توانسته یا میتواند بحرانهای منطقهای را مدیریت کند. موفقیت دولت اوباما در خروج کم هزینه از عراق و آرام کردن اوضاع افغانستان بدون جلب مشارکت ایران در این زمینه مشکل به نظر میرسد و این دو موضوع میتواند زمینه ساز رایزنیها میان ایران و دولت اوباما باشد.

گسترش کابینه ائتلافی و ورود حزب اسرائیل بیتنیو به کابینه از دیگر اقدامات اولمرت بود، که در 20 اکتبر 2006، این اقدام توانست رای موافق اکثریت را در کابینه جلب نماید. در ابتدای حمله آمریکا به عراق، پیش بینی آمریکاییها این بود که رقابت بین عراق و شیعیان ایران بسیار عمیقتر از رقابت فرقهای شیعیان و سنیهای عراق شود. افزایش تنشهای فرقهای در عراق، حداقل در سالهای اولیه پس از اشغال به تدریج حس ملیگرایی را کاهش و هویت فرقهای را تقویت کرده است. ابتدا می­بایست گفت یکی از دلایل ناکامی­های دونالد ترامپ در انتخابات جاری آمریکا اتخاذ سیاست­های غلط در حوزه روابط بین­الملل بود که باعث انتقادهای گسترده به ترامپ چه از جانب جمهوری­خواهان چه از جانب دموکرات­ها شد. و جمهوری اسلامی ایران برای تدوین سیاست های راهبردی متناسب با رویکردهای جدید آمریکا در خاورمیانه چه سیاستی را باید در پیش گیرد و چه اقداماتی را باید تحقق بخشد؟

دیدگاهتان را بنویسید