نقشه چین برای خاورمیانه چیست؟

هیچ کدام از این تحولات به دلیل خطر چین و یا کشمکش چین و آمریکا ایجاد نشد. چین ایالات متحده امریکا را به بیمسوولیتی در مهار ویروس در امریکا و جهان خوانده است و این ادعای چین یک زنگ خطر برای نفوذ و سیاستهای خارجی امریکا در منطقه و جهان است. اخیرا چین و روسیه که مخالف نظم لیبرال امریکا در منطقه و جهان هستند، روابط دیپلماتیک و نظامی خود را بیشتر از قبل ساختهاند. در سال 2016 روسیه و چین قراردادهایی را در زمینه همکاری نظامی-فنی با ارزش کل حدود سه میلیارد دلار امضاء کردند. ] ، معاون مدیرعامل آژانس صادرات تسلیحات دولتی روسیه،” Rosoboronexport ” همکاری نظامی-فنی بین روسیه و چین، سالانه چندین میلیارد دلار است؛ و دو کشور در حال توسعه همکاریهای نظامی – فنی در زمینههای جدید مانند فناوریهای پیشرفته هستند. روابط جمهوری خلق چین و فدراسیون روسیه در دهه اخیر از شتاب بسیار بالائی برخوردار بوده است.

دو کشور طی دو دهه اخیر در بالاترین سطوح بصورت منظم رایزنی نموده و سطح بالائی از تفاهم در خصوص مسائل سیاسی دو جانبه و بین المللی را به نمایش گذاشته اند. جنگ سرد میان این دو کشور زیانهای مادی و معنوی را در کشورهای شرقی و جنوبشرقی آسیا، به خصوص کوریای شمالی، کوریای جنوبی و ویتنام به بار آورد. همهی این دستاوردهای سیاسی و اقتصادی، تایوان را به الگویی آسیایی برای توسعه مبدل ساخت که ثابت میکرد، بر خلاف مدل توسعه چین، پیشبرد توسعه اقتصادی و اصلاحات دموکراتیک در تقابل با یکدیگر نیستند. هواپیماها و کشتیهای جنگیاش مدام بر تایوان فشار آورده و به امکان حمله تهدیدش میکنند. این بیانات جیف میرکلی اشاره به حمله اخیر طالبان بر هوتل بین المللی انتر کانتیننتال در کابل می باشد که در ماه جنوری صورت گرفت و بر اثر آن 21 تن جان خویش را از دست دادند. لذا جنگ خلیج فارس و حمله آمریکا و متحدانش بر عراق که به¬دنبال اشغال کشور کویت توسط صدام حسین و ایجاد پرواز ممنوع در فراز آسمان عراق صورت گرفت؛ مصداق بارز اعمال سیاست هژمون مورد نظر است.

بر اساس این بیانیه، دو طرف برای مقابله با بحران آب و هوا با یکدیگر و سایر کشورها همکاری خواهند کرد. اتحاد جماهیر شوروی با حمایت از حزب دموکراتیک خلق افغانستان و ایالات متحده با حمایت از مجاهدین در برابر یکدیگر جنگیدند. دلیل حمایت و پیشتیبانی ایالات متحده امریکا از مجاهدین، شکست دادن اتحاد جماهیر شوروی در افغانستان بود تا بتواند انتقام شکست خود در جنگ ویتنام در مقابل شوروی را بگیرد. بعد از ختم جنگ سرد میان امریکا و اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ میلادی، اتحاد جماهیر شوروی از هم فرو پاشید. برای اولینبار به صورت شخصی گرد هم میآیند. به دنبال فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد، از اهمیت نظامی گری کاسته شده و رقابت بر سر دست یابی به موقعیت ژئواکونومیک صورت گرفت. پرسش اصلی مقاله آن است که «چه عواملی را میتوان به عنوان مهمترین عناصر تاثیرگذار بر سیاست خارجی آمریکا نسبت به افغانستان به شمار آورد؟ برای این منظور، دشمنانی ابداع می شوند که مهمترین آن تروریست مذهبی بوده، به گونه ای که مفهم «هارتلند ایدئولوژیک جهان» ایجاد شد.

اما تاکنون نتایج این مرور اعلام نشده است. همچنان پایدار مانده است. در مورد روابط تجاری با آمریکا موضوع تا حدودی متفاوت است. رئیس یکی از شرکتهای خصوصی بزرگ آمریکا گفته است که امیدوار است که دولت یا کنگره به نظر آنان گوش دهد، چون به گفته او فرصت اصلاح روابط تجاری با چین رو به پایان است. در بخش اقتصادی همکاریهای تجاری دو کشور به استثنای مقاطعی کوتاه، همواره روندی افزایشی داشته؛ بگونه ای که حجم مبادلات تجاری آنها از 10 میلیارد دلار سال 2001 به 104 میلیارد دلار در سال 2020 رسیده است. در حال حاضر هر دو کشور تواناییهای نظامی، اقتصادی و ایدهآل خود را به منظور به ثمر رساندن گول در برابر یکدیگر مسلح کردهاند. هر دو کشور چین و امریکا اکنون برای جذب هرچه بیشتر پیروان در سراسر جهان با یکدیگر رقابت میکنند. دلیلش شاید AUKUS باشد؛ توافقی که هفته پیش میان امریکا و استرالیا بر سر تأمین لااقل ۸ زیردریایی هستهای استرالیا برقرار شد. کم کم دغدغههای جنگ سرد امریکا معطوف به دیگر نقاط جهان میشد تا اینکه جنگ اعراب و اسراییل در ۱۹۶۷ بار دیگر توجه جهانیان را جلب کرد و دو ابرقدرت را در برابر هم قرار داد. یکی از آخرین این اظهارنظرها مربوط به فرانسیس فوکویاماست که ژانویه امسال گفته بود «دوران شکوفایی هژمونی آمریکا حتی ۲۰ سال هم طول نکشید.

همچنین مواضع سیاسی دو کشور در بسیاری از موضوعات مهم سیاسی بین المللی و منطقه ای در سال های اخیر هم راستا و یا نزدیک به هم بوده و مسکو و پکن در مخالفت با نظم لیبرال آمریکائی و نظام تک قطبی مواضع یکسانی را اتخاذ نموده اند. بر اساس برنامه ریزی و هدف گذاری پکن و مسکو، انتظار می­رود گسترش سطح همکاریهای دو کشور به جهت کمی و کیفی تداوم یافته و به درجات بالاتر ارتقاء یابد. اکنون سوال این است که گسترش روابط چین و روسیه تا چه میزان متاثر از نیازهای ژئوپلیتیک دو کشور بوده و تاثیر آن بر نظام بین الملل چه خواهد بود؟ همچنین در اقدام حائز اهمیتی دیگر، چیانگ از فشار موجود بر مطبوعات و رسانههای تایوانی کاست. شلینگ معتقد است که بازدارندگی تصویری جامع از اجبار ارائه نمیدهد و شلینگ را به معرفی مفهوم اجبار سوق میدهد. ] معتقد است سند امنیت ملی آمریکا در سال 2002، موقعیت بی نظیر آمریکا را زمانی برای گسترش مزایای آزادی دانسته، لذا آمریکا برای انتقال دموکراسی، توسعه، بازار آزاد و تجارت آزاد به کشورهای دیگر تلاش می کند. بایدن البته قصد ندارد کاملاً به سوی تجارت آزاد حرکت کند و دست از حمایتگری بردارد، ولی گفته که سیاست «اول آمریکا» را به سیاست «اول کارگر» تغییر خواهد داد، اما مشخص نکرده مختصات این تغییر چیست.

دیدگاهتان را بنویسید