نقش انگلیس در شکلی دهی سیاست خارجی آمریکا

از یکسو آغاز مذاکرات هستهای آمریکا با ایران و کاهش فشار علیه این کشور و از طرف دیگر، فرسایش حمایت واشنگتن از ولیعهدهای عربستان سعودی و امارات متحده عربی موجب تزلزل عمیق توازنات در این منطقه شده است. بر پایه قرائن و شواهد موجود، روند جدایی ارتباط نظامی از غرب آسیا (خاورمیانه) به همراه سیاست کاهش حضور نظامی در این منطقه، در دوره بایدن تداوم می یابد. در اثر رقابت های جنگ سرد به ویژه پس از سالهای 1954، در زمان صدرات محمد داود خان سیل کمک های نظامی شوروی به افغانستان سرازیر شد و قراردادهای همه جانبه هم با شوروی به امضا رسید. مغول ها و اسکندر کبیر از همین راه گذاشته اند و بازی بزرگ روس ها و انگلیس های قرن نوزدهم هم در همین جا صورت گرفت. با اقدام متقابل چینی ها به طور عملی جنگ تجاری میان ایالات متحده و چین آغاز شد و باعث شد تا تنش اقتصادی و به تبع آن تنش در حوزه های سیاسی و نظامی میان این دو کشور افزایش یابد.

به عنوان مثال، موقعیت جغرافیایی امن ایالات متحده در پشت دو خندق اقیانوسی باعث شده است که آمریکاییها میزان احساس ناامنی بسیاری از مردم کشورهای دیگر در مواجهه با همسایگان متخاصم را دست کم بگیرند. این اتفاق دست آمریکا را در مواجهه با بحرانهای پیچیده سیاست خارجی بسته و باعث گسیختگی سیاست خارجی او شده است. خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- جواد حیراننیا: تاریخ سیاست خارجی مشحون از اقداماتی است که باعث رنج و خسران برای کشورهای دیگر شده است. کتاب سیاست خارجی آمریکا نسبت به موقعیت هژمونیک در شرق آسیا نوشتهی جواد همتی، به روابط خارجی بین چین و آمریکا و مناسبات سیاسی و اقتصادی آنان میپردازد. شماره ۴۶ حاوی ۶ مقاله از مقالاتی است که توسط اساتید و پژوهشگران حوزه روابط بین الملل و علوم سیاسی به نگارش در آمده اند. فرید زکریا استاد آمریکایی روابط بین الملل، سیاست خارجی آمریکای ترامپ را «پالئو- محافظه کاری» در ترجمان یک فلسفه سیاسی مبتنی بر ملی گرایی، دولت محدود، سنت گرایی آمریکایی، محدودیت بر مهاجرت و منطقهگرایی میداند.

کورنیلیوس. ون. اچ. انگرت آمریکایی در دیدار از افغانستان در مه 1922، گزارشی مفصل درباره افغانستان به آمریکا ارسال کرد و از آمریکا خواست با این کشور روابط دیپلماتیک برقرار کند. موضوع بحث امروز ما اندیشکدههای آمریکایی و جمهوری اسلامی ایران است. نگاهی به عملکرد شرکت چالش هزاره در دیپلماسی اقتصادی می تواند نقش مهمی در ارائه راهبرد برای نحوه حضور بخش خصوصی جمهوری اسلامی ایران در منطقه به شمار رود. هنگامی که سنا به بسته تسلیحاتی 650 میلیون دلاری برای سعودیها رای داد، خشم بسیاری در میان گروههای حقوق بشر و اعضای مترقی کنگره ایجاد شد. ترکیه نیز در این معادله، به تلاش برای بیشینه کردن منافع خود ادامه داد. علیالخصوص ولیعهدهای عربستان سعودی و امارات متحده عربی در پی از دست دادن حمایت مطلق دونالد ترامپ رئیس جمهور سابق آمریکا، درصدد تجدیدنظر در موقعیت سیاسی خود برآمدند. ترامپ به دنبال ناتوان سازی اقتصادی جمهوری اسلامی و سپس آوردن ایران به پای میز مذاکره است درحالی که بایدن به دنبال استفاده همزمان تحریم و مذاکره است.

او و مشاورانش مشکلات منطقهای، تلاقی آنها با منافع واشنگتن، منابع در دسترس آمریکا و هزینههای دنبال کردن انواع سیاستها را بررسی کردهاند که نتیجهاش پراگماتیسم بیرحمانه است. این کارشناس مسائل سیاسی افزود: در سالهای گذشته، توجه کمتری به گسترش روابط و فعال کردن ظرفیتهای موجود اقتصادی در دیگر مناطق و کشورهای جهان معطوف بوده است و تمرکز بر روی حل اختلاف با آمریکا بود. واکنش این کشور در سالهای اخیر در قبال افزایش قدرت اقتصادی، سیاسی و نظامی چین نیز (و البته با راهبردی جدید) و به مدد موازنهی نرم گویای همین مسئله است. گروه سوم، گروهی است که معتقد است نمیشود جمهوری اسلامی را سرنگون کرد و نباید این حکومت را سرنگون کرد البته این نظر آنها از منظر اخلاق نیست. طرفداران این رویکرد معتقدند که پس از فروپاشی شوروی، آمریکا نتوانست از برتری خود کمال استفاده را ببرد. به هر حال، آمریکا فضای ژئوپلتیک خود را تا هر فضا و مکانی که دشمنان لیبرالیسم (یعنی آمریکا) حضور دارند، گسترش داد. فرضیه مقاله حاکی از آن است علیرغم شباهتهای اولیه موجود درشیوهی اعتراضها و نحوهی عملکرد نخبگان حاکم در دو کشور، سیاست خارجی آمریکا در قبال هریک دارای ویژگی و پیچیدگی خاص خود بوده است. میبایست از همه دلسوزان و نخبگان کشور استفاده شود.

دیدگاهتان را بنویسید