پیام نفتی ایران به آمریکا

انهدام هواپیمای مسافربری پرواز شماره ۶۵۵ ایران ایر بر فراز آسمان خلیج فارس توسط ناو جنگی وینسنس آمریکا، از نقاط اوج فجایع این دوران میباشد. به نظر من تمرکز لیبرال دموکراسی ها بر خاورمیانه و خلیج فارس خواهد بود. بر این اساس “آمریکا هدف خود را پاکسازی منطقه از سلاح های هسته ای ذکر می کند که البته اسرائیل از این قاعده کلی مستثنی” تلقی می­شود. سپس استراتژی ایالات متحده در خاورمیانه طی دو دهه گذشته مورد بررسی قرار می گیرد، و پس از آن به نحوه تعامل میان دو ماهیت سخت و نرم قدرت در حضور خاورمیانه ای این کشور خواهیم پرداخت. ضرورتی که پدید آورنده نوعی تعامل میان قدرت سخت و قدرت نرم در استراتژی کلان این کشور است. خاورمیانه از مناطق مهم و استراتژیک جهان برای ایالات متحده آمریکا محسوب می گردد، که اساسا تسلط داشتن بر این منطقه استراتژیک و مهم کره خاکی برای هر ابر قدرتی ضروری به نظر می رسد و عدم احاطه عمل امریکا بر خاورمیانه به معنای ضعف در سیاست خارجی اش محسوب می گردد. اما ایالات متحده با به کار گیری سیاست های مختلف سعی در به کنترل در آوردن این منطقه دارد، یکی از آخرین تلاشش اعمال سیاست توازن ضعف منطقه ای در خاورمیانه می باشد که سعی در تضعیف کردن کشورهای این منطقه دارد تا کشوری یارای مقابله حداقلی هم با امریکا نداشته باشد. این پژوهش از نظریه واقع گرایی تهاجمی مرشایمر برای بررسی سیاست خارجی آمریکا استفاده می کند و اینکه چگونه قدرت های بزرگ در صدد کسب و حفظ منافعشان هستند و تسلط بر خاورمیانه و تبدیل شدن به هژمون جهانی برای آمریکا با این نظریه قابل بررسی می باشد، این پژوهش می خواهد چگونگی اعمال این سیاست بر کشورهای عراق و سوریه را نشان دهند و اینکه چقدر این سیاست امریکا کارساز بوده است؟

با توجه به این نکته، مقاله حاضر به بررسی تأثیرات سیاست خاورمیانه ای آمریکا بر تروریسم منطقه ای می پردازد. یعنی سطح تاثیر گذاری آن بر دیگران، در سطح عملی است که رخ می دهد و متناسب با این سطح از اجبار یا تشویق برای وادارسازی دیگران استفاده می شود. سفیری برای ایالات متحده در پاریس وجود نداشت که امانوئل ماکرون، رئیس جمهور فرانسه، با او برخورد کند. ادریس دبی ایتنو، رئیس جمهور 68 ساله چاد در پی تیراندازی گروه های شورشی و شدت جراحات وارده جان خود را در 20 آوریل از دست داد. در وضعیت بیثبات پس از سقوط شاه و اشغال سفارت، در دههٔ هشتاد امیدهای امریکا از ایران قدیم به عنوان متحد رخت بربست و عربگرایان دست به کار شدند تا بغداد را به عنوان جانشین بالقوهٔ ایران جا بزنند. ایالات متحده بیش از 60 سال ثبات را به بهای دموکراسی در خاورمیانه تعقیب کرد و چیزی به دست نیاورد. استالین به بهانههایی از خروج ارتش سرخ از شمال ایران خودداری کرد. وی از احیای توافق هستهای ۲۰۱۵ با تهران دفاع و از خروج دولت ترامپ از آن ابراز تأسف کرد. سال ۱۹۵۳، به خاطر دخالت امریکا در سقوط دولت قانونی دکتر محمد مصدق و بازگرداندن شاه به رأس امور، سالی تعیینکننده در تاریخ روابط ایران و امریکا بود.

در آغاز سال ۲۰۰۳ و اوایل جنگ، روابط تهران و امریکا بسیار حساس بود، چرا که امریکاییها از مداخله ایران میترسیدند. البته تمام و کلیت روابط دولت های خاورمیانه برای آمریکا اهمیت ندارد. فعلا کنش¬های اعلانی و اعمالی دولت ایالات متحده آمریکا نشان می¬دهد که اولویت سیاست خارجی آن کشور مقابله و ایجاد چالش برای رشد فزاینده کشور چین و ایجاد فشار بر روسیه می¬باشد. اما هشت ماه پس از به قدرت رسیدن جرج بوش یک حادثه بدیع در تاریخ جهان رخ داد، تا جانشین قطعی شوروی به عنوان منبع قطعی تهدید خارجی در سیاست خارجی آمریکا برای همه گان روشن شود. اسپایکمن نواحی اطراف هارتلند را که با عنوان هلال داخلی و خارجی مورد توجه مکیندر بود، ریملند نامگذاری کرده و برای این منطقه اهمیتی بیش تر از هارتلند قائل بود. سیاست خارجی آمریکا در بحبوحه به وقوع پیوستن تحولات انقلابی عربی، در مسیری از ائتلاف تا یکجانبه گرایی رقم خورده است. جو بایدن از گذشتهها و در دوره سناتوری با سیاست در خاورمیانه آشنا بودهاست و خوب میداند مدیریت امور این منطقه با اعتبار جهانی واشنگتن در ارتباط است.

براساس این گزارش؛ موضوعی که آمریکا برای اجرای آن در خاورمیانه تلاش میکند، تغییر نقش امنیتی واشنگتن در این منطقه از یک ضامن به یک ائتلافساز است. با همین دیدگاه آنتونی بلینکن، دوست قدیمی و کارشناس ارشد حوزه خاورمیانه خود «راب مالی» را به عنوان نماینده ویژه ایالاتمتحده در امور ایران به کار گرفت تا سیاستهای مورد نظر واشنگتن را پیش ببرد. ایالاتمتحده در این مسیر تصمیم دارد جهت رسیدن به اهداف راهبردی در قبال خاورمیانه، برای متقاعد کردن متحدان و شرکای خود در خارج از خاورمیانه هم برای مشارکت در منطقه از هر ابزاری استفاده کند. سیاستمداران چینی، هاج و واج، اعلام کردند اراده تقابل با آمریکا ندارند و خواهان مشارکت در مدیریت جهانی با آمریکا هستند. اسرائیل همزمان با درگیری­های غزه که به دنبال گروگانگیری یک سرباز اسرائیلی واقع گردید، خود را مواجه با عملیات حزب ا.. ] خود نمایی می کند. این رویکرد وجود مناطق در جهان را به رسمیت می شناسد و پیگیری منافع در چارچوب های منطقه ای را در اولویت سیاست خارجی آمریکا قرار می دهد. اینها اصولاً مخالف سیاست خارجی هستند و سیاست خارجی آمریکا را سیاست استعماری میدانند.

این جمله به این معناست که ترکیبی از مولفههای گوناگون در عرصه داخلی، سیاست خارجی یک نظام سیاسی را تنظیم میکنند. هویت های سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا و دولت باراک اوباما. از منظر تصمیم سازان ایالات متحده تروریسم ضد آمریکایی دارای دو منشاء مشخص است: گروه های تروریستی که به صورت پراکنده در منطقه وجود دارند و دولت هایی که از گروه های تروریستی حمایت می کنند. تصمیم سازان آمریکایی، مقابله همه جانبه با آنچه تروریسم اسلامی، می خواندند را محور حضور خود در این منطقه قرار دادند. سوال اصلی این مقاله آن است که استراتژی کلان آمریکا در خاورمیانه چگونه تبیین می گردد؟ لذا حتی در بدترین شرایط، استفاده از قدرت هوشمند ولو به شکل تکامل نیافته آن در استراتژی کلان آمریکا در خاورمیانه، دارای مصادیق متعددی است. به قدرت رسیدن اوباما در سال 2008 تحول ایجاد شده در راهبرد کلان ایالات متحده را نسبت به دوران یک جانبه گرایی و غلبه توانمندی های نظامی، به وضوح نشان می دهد. برای این منظور، دشمنانی ابداع می شوند که مهمترین آن تروریست مذهبی بوده، به گونه ای که مفهم «هارتلند ایدئولوژیک جهان» ایجاد شد. ثالثا به لزوم هماهنگی با یکدیگر برای مقابله با آمریکا باور دارند. هر دو حزب در این مورد که خاورمیانه دیگر منطقهای نیست که دارای بیشترین اهمیت برای منافع آمریکا باشد اجماع دارند.

دیدگاهتان را بنویسید