چرا کارتر و هیچ رئیس جمهور دیگری نتوانست خاورمیانه را تغییر دهد؟

آنها میخواستند در اجرای این طرح بزرگ تنها نباشند و کشورهای دیگر را هم به نوعی با خود همراه کنند. آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی هم بهندرت دولتهای همراه منطقهای را در این مورد نقد کردند؛ زیرا آنان فقط خواهان تداوم ساختارهای قدرت وابسته بودند و ارتقاء حیات تودهها برایشان مطرح نبود. به هر حال برخی کشورها در خاورمیانه وابسته به غرب و برخی وابسته به شرق هستند. در عین حال این کشورها با تایید پیروزی «خوان گوایدو»، رقیب مادورو در انتخابات، وی را به عنوان رئیسجمهور موقت شناسایی کردند. در این مقاله تلاش شده است تا با استفاده از تحلیل گفتمانی و رویکرد واقعگرایی سیاست خارجی روسیه و آمریکا را نسبت به بحران سوریه مورد واکاوی قرار گیرد. تا پیش از این برای تحت فشار قرار دادن کشورها به لحاظ اقتصادی، کشور مورد نظر را ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل قرار داده و بر اساس یک توافق بینالمللی تحریم اقتصادی میکردند.

در این راستا تعداد معدودی از کشورها به آن دست پیدا کرده اند که هند و پاکستان از جمله این کشورها هستند. ترامپ افزود: بایدن خط لوله انرژی ما را رد کرد اما خط لوله انرژی روسیه را مورد تأیید قرار داد که من به طور کامل آن را متوقف کرده بودم. چین همین هفته اعلام کرد که تأمین مالی نیروگاههای زغالسنگ خارج از کشور را متوقف خواهد کرد. ترامپ مشاورانی خواهد داشت که میتوانند بگویند منظور او چیست، یا میبایست چه باشد. ترامپ در ادامه به مساله ویروس کرونا و آثار آن بر اقتصاد آمریکا و جهان هم اشاره کرد و مدعی شد: من قائل هستم که ویروس از آزمایشگاههای ووهان چین آمده است و چین باید هزینه آن را بپردازد. ترامپ در راستای افزایش تخاصم علیه چین، مجموعاََ ۳۱ شرکت چینی از جمله «شرکت بینالمللی تولید نیمهرسانا» موسوم به SMIC که بزرگترین تولیدکننده تراشههای الکترونیکی در جهان است، در لیست سیاه آمریکا قرار داد.

رئیس جمهوری سابق آمریکا که شعار وی “آمریکا اول” بود و مخالفانش معتقد بودند که سیاستهای او، آمریکا را رو به افول برده است، اظهار کرد: دولت بایدن آمریکا را در آخر قرار داده است. به ترامپ گفتند کشور چین در حال ظهوری خطرناک و مورد توجه ناتو است، ترامپ آرام گرفت و دیگر سخنی از انهدام ناتو نراند. ایران تأکید میکند به عنوان یکی از امضاءکنندگان پیمان منع گسترش سلاحهای اتمی (انپیتی) و عضوی از آژانس بین المللی انرژی اتمی، حق دستیابی به فناوری هستهای را برای مقاصد صلح آمیز دارد. علاوه بر این، بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی تاکنون بارها از تأسیسات هستهای ایران بازدید کردهاند اما هرگز مدرکی که نشان دهد برنامه صلح آمیز انرژی هستهای این کشور به سمت مقاصد نظامی انحراف داشته باشد، پیدا نکردهاند. علاوه بر این، با شیوع ویروس کرونا در سرتاسر جهان، ترامپ مدعی شد چین مقصر اصلی این اتفاق است. فرض اصلی این نوشتار مبتنی بر این امر است آمریکا نسبت به برنامه هستهای هند و پاکستان سیاست مماشات و همکاری و نسبت به برنامه هستهای ایران سیاست مخالفت و عناد را در پیش گرفته است. در رهیافت واقعگرایی تهاجمی بر افزایش قدرت به منزله ی هدف، و برای کسب جایگاه هژمونیک در نظام بینالملل (بهعنوان رفتار اصلی قدرتهای بزرگ) تأکید میشود (متقی و همکاران، ۱۳۸۹: ۲).

رویههای گفتمانی بحران و جنگ در سوریه بهنوعی کارکرد هژمونیک داشته و سیاست خارجی آمریکا و روسیه متأثر از این کارکرد هژمونیک عمل میکند. یکی از رویکردهای نوینی که امروزه در تحلیل روابط بینالملل و سیاست خارجی قدرتهای بزرگ بدان توجه میشود، رویکرد واقعگرایی تهاجمی هست. تحلیل گفتمان، رویکردی میانرشتهای است که ریشه در زبانشناسی دارد. بخش عمده این افزایش تنش به دلیل اعمال تعرفههای سنگین بر روی کالاهای چینی است که از سوی دولت «دونالد ترامپ» رئیس جمهور سابق آمریکا انجام شد و دو کشور را وارد جنگ تجاری کرد. ایران نیز که در تلاش برای دستیابی به آن است با مخالفتهای آمریکا مواجه شده است. او اما دولت پیشین را به انتقامگیری متهم کرد و افزود که پس از سقوط حکومت طالبان در سال ۲۰۰۱، حملات انتقامی گسترده علیه طالبان انجام شده است. ریشه این سردرگمی به استراتژی مبهم و نامشخص سیاست خارجی آمریکا در رابطه با رویارویی با بیداری اسلامی مربوط میشود که سردرگمی در سیاست خارجی را در سطوح منطقهای و بینالمللی بهوجود آورده است. لذا این نوشتار در پی پاسخگویی به این سوال است که سیاست آمریکا نسبت به برنامه هسته ای هند و پاکستان و برنامه هستهای ایران چه تفاوتی وجود دارد؟ هدف عمده تحلیل گفتمان این است که تکنیک و روش جدیدی را در مطالعه متون، رسانهها، فرهنگها، علوم، سیاست، اجتماع و مواردی مانند آن به دست آورد.

دیدگاهتان را بنویسید