چرا کارتر و هیچ رئیس جمهور دیگری نتوانست خاورمیانه را تغییر دهد؟

در متون تخصصی سیاست خارجی یک اصل نسبتا تثبیت شده وجود دارد: چه در کشورهای دموکراتیک و چه غیر دموکراتیک، تصمیمسازی در سیاست خارجی در اتاق­های کوچک و در میان افراد محدودی انجام می­گیرد. با اقدام متقابل چینی ها به طور عملی جنگ تجاری میان ایالات متحده و چین آغاز شد و باعث شد تا تنش اقتصادی و به تبع آن تنش در حوزه های سیاسی و نظامی میان این دو کشور افزایش یابد. ایالات متحده سال 2021 را با آشفتگی داخلی و دیپلماسی عمدتا منفعلانه سیاست خارجی به پایان میرساند، اما سال 2022 شاهد نقاط عطف حیاتی برای این کشور در داخل و خارج خواهد بود. ] در سال 2001 یکی از نقاط عطف روابط دو کشور در شروع قرن جدید بود. با اشغال افغانستان توسط اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۷۹ میلادی، افغانستان وارد یک مرحله جدید جنگ شد. تغییرات اجتماعی و تغییر نگرش نسل جدید و تلاش این نسل برای استیفای حقوق مدنی و سیاسی نمایان است و افکار عمومی در انتخابات برگزار شده با وجود محدودیت­های فراوان به این خواست­ها و مطالبات نو رغبت نشان می­دهند. امضای تفاهمنامۀ استراتیژیک چین- افغانستان و مرحله جدید رابطه دو کشور در سال ۲۰۱۲، فرصتهای تازهیی را پیش روی چین گذاشت.

ویژگی دیگر روابط چین و روسیه هماهنگی مواضع آنها در موضوعات مهم سیاسی و بین المللی است که رابطه این دو کشور را با سایر قدرت های جهانی متمایز می سازد. حضرت آیتالله خامنهای در بیان عبرتهای مهم از قضایای اوکراین، خاطرنشان کردند: عبرت اول برای همه دولتها این است که پشتیبانی قدرتهای غربی از کشورها و دولتهای دستنشانده آنها یک سراب است و واقعیت ندارد. همچنین ادعاهایی وجود دارد که سفر برجستۀ “ژی” (رییس جمهور چین) به اروپا در سال ۲۰۱۳، با این قصد انجام شده تا متحدان بیشتری برای همکاری در مشکل افغانستان به دست بیاورد(موهانتی: ۱۳۹۷- ۱۴۰). در بخش نظامی، دو کشور همچنین تمرینهای نظامی مشترکی از دریای جنوبی چین تا دریای سیاه و مدیترانه انجام داده اند که به جهت گستردگی حوزه آن قابل توجه است. ](حدود 710 و 210 میلیارد دلار آمریکا) بوده است که در هر دو مورد به نسبت حجم تجارت دوجانبه چین و روسیه بسیار بالاتر میباشد. اما در مورد روسیه و چین موضوع تا حدودی زیادی متفاوت میباشد. نویسنده معتقد است آمریکا انقلاب ایران را به منزله واقعیتی موجود و پیچیده پذیرفته بود، اما کارتر و مشاورانش برداشتی پراکنده و سطحی از آن داشتند. افزایش دو برابری تبادلات تجاری دو کشور، امضاء توافقنامههای مهم در حوزههای اقتصادی، انرژی، نظامی، فضا و غیره از جمله شاخص های مهم گسترش همکاریهای چین و روسیه میباشد.

هدف کاخ سفید فشار آوردن به ایران از طریق نظام تحریم و هماهنگ با اروپا به منظور ایجاد و گسترش نارضایتی داخلی از سیاستهای دولت و حاکمیت ایران در قبال اتخاذ رویکرد جدید در موضوع هسته ای میباشد. ] به همراه نیروهای نظامی سایر کشورهای عضو این سازمان، از دیگر شاخص های همکاری نظامی – امنیتی چین و روسیه میباشد. همکاری در بخش انرژی ویژگی دیگر مهم روابط چین و روسیه است، که اهمیت آن به ­جهت استراتژیک و ژئوپلیتیک کمتر از ارزش اقتصادی آن نیست. تنها نگرانی از اتحاد همسایهگان چین بر دریای جنوبی برای چین مساله نیست؛ بل نگرانی چین از تنگۀ مالاکا، که زیر نفوذ امریکاییها قرار دارد، با گذشت هر روز افزایش یافته است. جنگ سرد میان این دو کشور زیانهای مادی و معنوی را در کشورهای شرقی و جنوبشرقی آسیا، به خصوص کوریای شمالی، کوریای جنوبی و ویتنام به بار آورد. تاثیر گذاری بر رفتار دیگران منطبق با اهداف و منافع است و تمایز اساسی میان آنها ” ماهیت رفتار و در غیر محسوس بودن منابع” به شمار می­رود.

در بخش اقتصادی همکاریهای تجاری دو کشور به استثنای مقاطعی کوتاه، همواره روندی افزایشی داشته؛ بگونه ای که حجم مبادلات تجاری آنها از 10 میلیارد دلار سال 2001 به 104 میلیارد دلار در سال 2020 رسیده است. چنین رفتارهایی بسیاری را در آمریکا به این نتیجه رسانده که چین دارای بلندپروازی های منطقه ای بزرگ است. در این میان بررسی رفتار ایالات متحده آمریکا در سیاست خارجی به واسطه جایگاه و سطح تأثیرگذاری این بازیگر در عرصه بین الملل از اهمیتی دو چندان برخوردار است. بعد از ختم جنگ سرد میان امریکا و اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ میلادی، اتحاد جماهیر شوروی از هم فرو پاشید. [ افزایش اقدامات نظامی امریکا در آسیا و افزایش اتحادهای امریکا با رقبای چین در این منطقه، چین را به شدت از گسترش نفوذ امریکا در آسیا نگران کردهاست. همچنین مواضع سیاسی دو کشور در بسیاری از موضوعات مهم سیاسی بین المللی و منطقه ای در سال های اخیر هم راستا و یا نزدیک به هم بوده و مسکو و پکن در مخالفت با نظم لیبرال آمریکائی و نظام تک قطبی مواضع یکسانی را اتخاذ نموده اند. بر اساس برنامه ریزی و هدف گذاری پکن و مسکو، انتظار می­رود گسترش سطح همکاریهای دو کشور به جهت کمی و کیفی تداوم یافته و به درجات بالاتر ارتقاء یابد. اکنون سوال این است که گسترش روابط چین و روسیه تا چه میزان متاثر از نیازهای ژئوپلیتیک دو کشور بوده و تاثیر آن بر نظام بین الملل چه خواهد بود؟

دیدگاهتان را بنویسید